
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی
«نشر وزان» در سال ۱۴۰۵، از ردهی رمانهای ایرانی، کتاب «مردی که میخواست سلطان باشد»، نوشتهی نصرالله قادری را در اندازهی رقعی، در ۱۱۰ صفحه و با شمارگان ۷۰ (هفتاد) نسخه به چاپ رسانده است.
پیش از ورود به هر بحث و سخنی، باید از شمارگان کمشمار این گونه آثار ابراز تأسف کرد. به راستی چه بر سر ما آمده است که کالای ارزشمند کتاب دیگر در سبد هزینههای خانوادههای ما جایی ندارد؟ آیا برای یک جامعهی ۸۵ تا ۹۰ میلیونی، چاپ کتاب با این شمارگان، شرمآور نیست؟
در معرفی نصرالله قادری با عنوانهایی چون نویسنده، کارگردان تئاتر، منتقد، استاد دانشگاه، سردبیر ماهنامه ی تخصصی نمایش، مدیر انتشارات نمایش، عضو کانون ملی منتقدان تئاتر ایران و عضو کانون مدرسان سینما روبهرو میشویم که برای نوشتن این رمان و کتابهای بیشماری که پیش از این به چاپ رسانده است، پشتوانهی مناسبی به شمار میآید. نگارش دهها اثر داستانی و نمایشی از سال ۱۳۶۶، به خوبی نشان میدهد که قادری دستکم بیش از چهل سال در کار نوشتن، تجربه اندوخته است.
عنوان این کتاب، از آن نامهایی است که در سینمای جهان، ما را به یاد فیلم انگلیسی ـ آمریکایی «مردی که میخواست سلطان باشد» (The Man Who Would Be King)، ساخته ی جان هیوستون، میاندازد.
کتاب «مردی که می خواست سلطان باشد» (The Man Who Would Be King)، نوشتهی جوزف رادیرد کیپلینگ و ترجمهی بهاره تقیزاده حمید، رمان ماجراجویانهای است که رخدادهای آن در هندِ زیر سلطهی بریتانیا میگذرد و بیشتر برای جوانان مناسب به نظر میرسد.
گذشته از اینها، یک فیلم مستند بسیار جذاب ایرانی هم، با اندکی تفاوت، با عنوان «من میخوام شاه بشم»، به کارگردانی مهدی گنجی در سال ۱۳۹۳، با محوریت زندگی عباس برزگر، یکی از کارآفرینان عرصه ی گردشگری ساخته شد که در گروه هنر و تجربه به نمایش درآمده و در نوع خود، تماشایی است.
در کتاب «مردی که میخواست سلطان باشد» (نوشتهی نصرالله قادری)، با فضای بسیار رؤیاگونه و پُرشگفتی روبهرو میشویم که با نثری پخته، روان و زیبا، خواننده را به دنبال خود می کشاند تا دریابد که بر سر آن کاتب، «در بوموسی، که در میانه ی اضطراب جنگ، مرگ و فروپاشی جهان پیرامونش، با دالانی تاریک روبهرو می شود» چه خواهد آمد؟
ما نیز، به عنوان خواننده ی کتاب، در فضای این اثر، به همراه کاتب، در «گذرگاهی میان واقعیت، رؤیا، اسطوره و جهان مردگان» دچار سرگشتگی و گمگشتگی میشویم. به زودی، کاتب در برهوتی بیزمان با فرانک، ارنواز، شهرناز (خواهران جمشیدشاه) و بیوراسپ (اژدهاک یا همان ضحاک ماردوش) و بسیاری از نامها و نشانهای امروزین، روبهرو می شود و گویی به زبانی جادویی، هریک از آنان از سلطنت ضحاک، قیام کاوه و برآمدن فریدون، برای ما، روایتهای تلخ و شیرین خود را بازمیگویند.
به باور قادری، که صدالبته از نگاه کاتب در این رمان بازگو میشود، سرچشمهی بدیها را تنها در میان خودکامگان و دشمنان مردم نباید جستوجو کرد. شاید اشتیاقِ خودخواسته یا ناخواسته ی مردم نیز که طی سدههای بیشمار، در نتیجهی «ترس، سکوت، دروغ، منفعتطلبی» و میل آنان به «پرستش قدرت» پدید آمده است، موجب گسترش شر و بدی در جهان شده باشد! تا جایی که اژدهایی هراسانگیز از همه ی بدیها و شرارتهای موجود در جهان پدیدار شده است که برای نابودی آن، با وجود همهی از جانگذشتگیها و شهادتهای تاریخی، هنوز هم باید به نیروی مردمان (خوانندگان این روایت) امید داشت تا در نبرد با اژدهای شر و بدی، به پیروزی نزدیک شوند و این روایت ناتمام را به پایان برسانند.
در جایجای این کتاب، جهان اساطیری ایران باستان با دیگر پدیده های درآمیخته با فرهنگ این مرز و بوم، از باورهای دینی گرفته تا حکمتهای قرآنی، در کنار هم قرار می گیرند تا انسان امروزی بتواند خود را بیابد و با الهام از پرسشی بزرگ که روز واقعه در گوش جهان پیچید، اما چون فریادی بیپاسخ باقی ماند، اکنون، گویی به جای آن که ندا داده شود: «آیا یاوری هست که مرا یاری کند؟» باید گفت که اکنون آدمی باید همت کند و خود را یاری دهد تا بتواند با گذر از هفت وادی عشق، از چنگال «اپوش» (دیو خشکسالی و دشمن تیشتر، الهه ی باران) و از بند انگرهمینو (نیروی شر و بدی) رهایی یابد و رستگار شود. شاید استفاده از عنوانهای مکرر «واقعه ی نازعات…» با وام گرفتن معنای سوره ی نازعات در قرآن نیز برای توصیف قیامت و مناظر ترسانگیز آن و سرنوشت نیکوکاران و بدکاران در روز بازپسین، با همین هدف بوده است که بگوید، نابرده رنج، هرگز نمی توان رستگار شد.
متن کتاب، ویرایش پاکیزهیی دارد. به جز چند خطای چاپی انگشت شمار، در مجموع کار پیراستهیی به چاپ سپرده شده است. صدالبته نباید از یاد برد که کاربرد ترکیب «کویرتر» با این معنا که کویر را به جای اسم، صفت فرض کنیم و یا گسستهنویسی ترکیبی چون «جنایت کار» به جای «جنایتکار»، نادرست به نظر می رسد. همچنین، در سراسر شاهنامه و برخی متون دیگر، از ضحاک یا اژدهاک، با عنوان «بیوراسب» (دارندهی هزار اسب) یاد کردهاند که در این کتاب، به شکل «بیوراسپ» نگاشته شده است که اگرچه نادرست نیست و در برخی متون کهن «اسپ» به جای «اسب» نیز دیده شده است، با این همه، «بیوراسب» ترکیب آشناتری به نظر میرسد. در برخی موارد نیز انگرهمینو به شکل «انگر مینو» نوشته شده است که با صورت کهن این ترکیب واژگانی همسان نیست.
نویسنده ی کتاب، گاه به فراخور معنا و مفهومی که در دل متن جای گرفته است، از ابیات شاهنامه ی فردوسی نیز بهره می بَرَد. در رویارویی کاوهی آهنگر با ضحاک ماردوش، کاوه با چنان بیپروایی با ضحاک سخن میگوید که گویی، کسی با زیردست فرودست و دون پایه یی سخن میگوید:
«شماریَت با من بباید گرفت
بدان تا جهان ماند اندر شگفت»
این سخن کاوه به ضحاک، بدان معناست که تو باید به من حساب پس بدهی تا مردم جهان شگفتزده شوند!
دادخواهی کاوه، لرزه بر اندام ضحاک میاندازد. کاوه اکنون به نزد ضحاک آمده است تا دو تن از آخرین پسرانش، یعنی «قباد» و «قارن» را، پس از شانزده فرزندش که مغزشان خوراک مارهای ضحاک شده بود، با خود به خانه برگرداند!
همچنان که گفته شد، یکی از مهمترین امتیازهای این کتاب، نثر روان و جملههای کوتاه آن است. در گذشته، تنها با خواندن برخی از کتابهای «ابوتراب خسروی» (اسفار کاتبان، دیوان سومنات، ملکان عذاب و….)، با چنین نثری که خوانندهی خود را در فضایی از واقعیت و رؤیا، به پیش ببرد، آشنا شده بودم. بیتردید چاپ چنین آثاری از سوی نشر وزان که به همت ناشر فرهیخته و هنرمند نامآشنایی چون «فرزاد فرهوشی» به فرجام رسیده است، به راستی که جای سپاس و قدردانی فراوان دارد؛ بهویژه که شوربختانه در این سالها، نویسندگان و ناشران مستقل، از کمترین پشتیبانیهای مادی و معنوی نیز بیبهره اند و تنها با پشتوانه ی شور و دلبستگی خود به کارهای فرهنگی و هنری، در این راه پُرفرازونشیب گام بر می دارند.

منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛ در ادامه ی مجموعه برنامه های برخوانی نمایشنامه های استاد بهرام بیضایی با عنوان «بیضایی خوانی»، ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ در «مدرسه سینما و تئاتر جادو»، با برخوانی ندا کوهی و کارگردانی کیوان کثیریان، به تماشای برخوانی نمایشنامه «آرش»، یکی از نوشتههای آغازین سال های نمایشنامه نویسی...
۱۴۰۵/۰۶/۲۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی به انگیزه ی بازنشر سه کتاب از مجموعه شعرهای فروغ فرخزاد و برپایی آیین رونمایی از کتابهای: «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، «به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد» و «تولدی دیگر» که به همت سجاد عزیزی آرام ازسوی کانون ادبی زمستان انجام شده است ،...
۱۴۰۵/۰۵/۱۷
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی تماشای نمایش «فراموشخانه» نوشتهی شیده غفاریان و با طراحی و کارگردانی مهدی مُحبعلی (سهاب)، در مجموعه تالار حافظ، فرصت تازه یی فراهم آورد تا در شرایطی که کارهای شبهسینمایی و شبهنمایشیِ به ظاهر طنز، اما بهشدت کممایه و سبکسرانه، با درونمایههایی نازل، بر پرده ی سینماها و...
۱۴۰۵/۰۵/۱۳
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی رُمان «رخشان» نوشتهی نرگس راسخ، که در سال ۱۴۰۴ از سوی انتشارات وزان در اندازهی رقعی، در۱۹۶ صفحه و با شمارگان اندک به چاپ رسیده است، اثری است در قلمرو ادبیات داستانی معاصر فارسی که با تمرکز بر تجربهی زیستهی زن ایرانی، به واکاوی عشق، فقدان، رنج،...
۱۴۰۵/۰۵/۱۰
ضمن تقدیر از پرویز جاهد، عزیزالله حاجیمشهدی، طهماسب صلحجو، کامران ملکی و عباس یاری در مراسم «سینما به روایت قلم»، نکوداشت مسعود مهرابی در سازمان سینمایی برگزار شد. نوشته مراسم «سینما به روایت قلم» برگزار شد/ نکوداشت مسعود مهرابی اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۵/۰۴/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی حال و هوای نقاشیهای به نمایش درآمده در بیست و دومین نمایشگاه انفرادی مریم نمین در گالری سوهام بیتردید برای هر بیننده دوستدار هنر نقاشی، تجربهیی تازه به همراه خواهد داشت. چرا که در همهی نقشهای پُررنگ و نوری که بر بوم نقاشی دیده میشود، آشکارا...
۱۴۰۵/۰۳/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلمبردار در سینما، تنها مجریِ فنِ فیلمبرداری و ثبت تصاویرپویا (dynamic) نیست؛ او طرّاح جهان دیداری فیلم است. تصویر، پیش از روایت (narrative) و گفتوگو (dialogue)، نخستین لایهی معنا را به مخاطب منتقل میکند و این لایه، حاصل انتخابهای آگاهانهی فیلمبردار است: نور، قاب، حرکت، رنگ...
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «جزیرهی آزاد» نوشتهی محمّدرضا عطاییفر با یک موقعیتِ نمایشی جذّاب آغاز میشود: گروهی از افراد برای سپری کردن اوقات خوش، از سوی آدمی ناشناس به جزیرهیی دعوت میشوند و رفتهرفته در شرایطی پیچیده و پُرتنش گرفتار میشوند که همهی رویاهای شیرین آنها برباد میرود! این...
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «سرِ انقلاب» به نویسندگی و کارگردانی محمدعلی شفاعت، در مجموعهی تماشاخانهی هما، اثری است با لحن شادیآور که آگاهانه از مسیر کمدی موقعیت (situation comedy) و طنز کلامی (verbal humor)، به یکی از ملتهبترین و تراژیکترین بزنگاههای تاریخ معاصر ایران نزدیک میشود: روز دوازدهم بهمن...
۱۴۰۴/۰۹/۲۹
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی چهرهپردازی در سینما، تنها یک فعالیت فنی و تفنّنی نیست، بلکه حوزهیی میانرشتهیی است که در پیوند مستقیم با روانشناسی شخصیت، تاریخ، فرهنگ دیداری، مردمشناسی و حتی انسانشناسی چهره عمل میکند. در هر اثر سینمایی، چهرهپرداز نقشی بسیار کلیدی در شکلدهی به هویت شخصیتها و انتقال دقیق...
۱۴۰۴/۰۹/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی؛ نمایش موسیقایی یا خنیاگرانه (Musical Theater) «رابین هود» ( Robin Hood ) تازهترین تجربهی نمایشی «ماهان حیدری» در تکمیل سهگانهی خیال پردازانه و واقع گرای( با تکیه بر «واقع گرایی جادویی») او پس از دو نمایش پربینندهی «دیو و دلبر» و «شازده کوچولو» است که در تالار...
۱۴۰۴/۰۹/۰۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلم «چای سرد» ساخته امیر قاسم راضی بهخوبی توانسته است در فضایی بسته از یک آپارتمان ساده و بیپیرایه در گیرودار یک اسبابکشی؛ با نمایش دغدغههای همیشگی یک خانواده ی کوچک اجارهنشین؛ پیچیدگیهای درونی و اجتماعی انسان امروزی را در جغرافیای امروزی زیست بوم ما به...
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزگاری که بسیاری از فیلمهای ما از اقلیم و ریشهی فرهنگی خویش فاصله گرفتهاند، فیلم «سامی» (Sami) از همان نخستین نماها یادآور حقیقتی است که هنوز در لایههای زیرینِ خاک جنوب و در حافظهی زخمخوردهی مردمانش زنده است. فیلمی آرام، تلخ و در عین حال...
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی روز جهانی لکنت (۲۲ اکتبر۲۰۲۵ برابر با ۲ آبان ۱۴۰۴) بهانهیی شد برای بازخوانی مستندی که خود، از جنس خاموشی و سکوت میان واژهها است. فیلم مستند «لکنت» ساختهی منصوره میرمعرب، پس از چند سال از تولیدش، همچنان تازه مینماید؛ زیرا به جای آن که از بیرون...
۱۴۰۴/۰۸/۰۸
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی نمایش «ارزشهای نسبی» نوشتهی نوئل پیرس کاورد (Noël Peirce Coward )در نگاه نخست، اثری بهظاهر شادی آور(Comedy) و سرشار از طنازیهای اجتماعی است، اما در لایههای درونی خود به جدالی عمیقتر میان صداقت و ریا، میان حقیقت و نقابهای اجتماعی میپردازد. اجرای تازهی میکاییل شهرستانی نویسنده و...
۱۴۰۴/۰۷/۲۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی احمد طالبینژاد، نویسنده، منتقد فیلم و فیلمساز نامآشنای سینمای ایران، از جمله کسانی است که در چهار دههی گذشته با نوشتهها و ساختههای کم شمارِ خود، همواره در عرصهی نقد سینما حضوری پُررنگ داشته است. انتشار تازهترین کتاب او با عنوان: «لُعبتکها» (سیر تحوّل تیپهای ثابت...
۱۴۰۴/۰۷/۱۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی وقتی فاجعهای جمعی رُخ میدهد، پُرسش اصلی این نیست که چه کسانی جان باختهاند، بلکه این است که بازماندگان چه میکنند؟ نمایشنامهی «۱۱/۱۱» تازهترین کار نمایشی بهاره رهنما بعد از نمایش: «دورهمی بانوی اول» که در خردادماه امسال از او دیده بودم، میکوشد تا به تحلیل...
۱۴۰۴/۰۷/۰۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزگارما، فضای مجازی بدل به عرصهیی شده است که بسیاری آن را با میدان هنر و اندیشه یکی گرفتهاند. در صفحهی فردی دوستان، بارها پیش میآید که با شعری، دلنوشتهیی یا عبارتی رو به رو میشویم که گاه از سر احساس صادقانه نوشته شده است،...
۱۴۰۴/۰۶/۲۰
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی امروز خبری تلخ و ناگوار شنیدم؛ ایرج صغیری، بازیگر و کارگردان نامآشنای تئاتر و چهرهیی دوستداشتنی برای مردم بوشهر، پس از مدتها مبارزه با بیماری؛ چشم از جهان فروبست. آشنایی من با ایرج، (با نام اصلی ابوالحسن صغیری) به سال ۱۳۴۷ بازمیگردد، در روزگاری که هر دو...
۱۴۰۴/۰۶/۱۱
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی در سرزمین هنر، نقد همچون نسیمی است که بر آینه میوزد تا زنگار از رخ آن بزداید. خانوادهی پرشمار و رنگارنگ منتقدان سینمایی نیز، همچون دیگر شاخههای هنر، ترکیبی است ناهمگون: در کنار اهل اندیشه و قلمهای متعهد، گاه صدای «شبهمنتقدان» نیز به گوش میرسد؛ صداهایی که...
۱۴۰۴/۰۶/۱۰
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی بهره بُردن از درونمایهی برخی از آثار نمایشی ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) نمایشنامهنویس، شاعر و بازیگر بلندآوازهی انگلیسی، در قالب اقتباس های سینمایی و نمایشی در میان فیلمنامه نویسان و نمایشنامه پردازان تازگی ندارد. مهم ترین دلیل این توجّه به تراژدی هایی از نوع «مکبث» (Macbeth)...
۱۴۰۴/۰۵/۱۹
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی هربار که کتاب یا فیلم مستند تازه یی از دکتر بهمن مقصودلو به دستم می رسد، با شور و شوق فراوان سرگرم خواندن و دیدن آن می شوم و به خوبی می دانم که حرف های ناشنیده ی فراوانی در آن کتاب یا فیلم تازه پیدا...
۱۴۰۴/۰۵/۱۶
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تاخیر چندساله در نمایش برخی ازفیلم های سینمایی به هردلیلی که باشد، برای این آثارپیامدهای احساسی خاصی به همراه خواهد داشت که گاهی شاید بتواند حتی برای برخی فیلم های ضعیف و نه چندان قابل اعتنا نیز فرصتی برای دلسوزی و نوعی همدردی با سازندگان آن...
۱۴۰۴/۰۵/۱۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فرصت تازه یی پیش آمد تا به اتفاق دوستان سینمایی گروه سینما گفت وگو در تالار حافظ به تماشای نمایش «بهارنامک» به کارگردانی گووان مهر اسماعیلپور بنشینیم. نویسنده و کارگردانی که اجرای نمایش هایی چون: «نمایش بازیچگان» (۱۳۹۳) و «پایمردان دیو» (۱۴۰۲) و ترجمه و نمایش...
۱۴۰۴/۰۵/۰۸
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛ “پیرپسر” به عنوان دومین فیلم سینمایی” اُکتای براهنی” با تفاوت های آشکاری در مقایسه با فیلمِ ماجراجویانه ی “پل خواب”) ۱۳۹۳ ) نخستین کار حرفه یی این فیلمساز، به خوبی نشان می دهد که اکنون کارگردانی روبه روی ما ایستاده است که قواعدبازی را در ساخت...
۱۴۰۴/۰۵/۰۷
عزیزالله حاجی مشهدی منتقد و مدرس سینما گفت: فضای مجازی از یک سو فرصتهایی ایجاد کرده برای علاقهمندان به سینما اما از سوی دیگر، باعث نوعی «شبه منتقد پروری» شده است. به گزارش سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی، منتقد و مدرس سینما درخصوص وجود رسانهها غیررسمی که بدون نام و نشان...
۱۴۰۴/۰۴/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تماشای نمایش «دورهمی بانوی اول» به کارگردانی بهاره رهنما در تالار حافظ ، بهانه یی شد تا بازهم در روزهایی که پرده ی سینماها هنوز رنگ نمایش فیلم هایی در خور اعتنا را به خود نمی بینند، باردیگر به سراغ نمایش های درخور توجه برویم. با...
۱۴۰۴/۰۳/۱۰
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛ اجرای موفّق نمایش «جگر هندی» به نویسندگی و کارگردانی «رحمت امینی» (دانش آموختهی دانشکدهی سینما تئاتر- دانشگاه هنر) در تالار سنگلج، فرصت مناسبی فراهم آورده است تا دوستداران هنرتئاتر، به ویژه دانشجویان این رشته، با تماشای چنین اثری دریابند که چگونه میتوان با پرهیز از اجرای...
۱۴۰۴/۰۱/۲۶
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تازهترین کار نمایشی مجید زارعزاده کارگردان تئاتر که تجربه ی سال ها بازیگری و کارگردانی تئاتر را در کارنامه ی خود دارد، با اجرای نمایش «عطر لیموهای سیسیل» نوشته ی لوئیجی پیراندللو (به ایتالیایی: Luigi Pirandello)نمایشنامهنویس و رُماننویس مشهور سده ی بیستم ایتالیا (۱۸۶۷ –۱۹۳۶) و...
۱۴۰۳/۱۰/۲۳