«سامی»؛ ایستادگی پُردرد و رنجِ فراموش‌شدگان | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

«سامی»؛ ایستادگی پُردرد و رنجِ فراموش‌شدگان

lazy_placeholder.gifphoto_2025-09-06_16-58-37.jpg سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی

در روزگاری که بسیاری از فیلم‌های ما از اقلیم و ریشه‌ی فرهنگی خویش فاصله گرفته‌اند، فیلم «سامی» (Sami)  از همان نخستین نماها یادآور حقیقتی است که هنوز در لایه‌های زیرینِ  خاک جنوب و در حافظه‌ی زخم‌خورده‌ی مردمانش زنده است. فیلمی آرام، تلخ و در عین حال سرشار از مهر و پایداری؛ روایتی انسانی از مردی که پس از جنگ، نه در پی قهرمانی، که در جُست‌وجوی بازگرداندنِ حق زیستن به زمینی مین‌گذاری شده است. نخستین تجربه‌ی بلند حبیب باوی ساجد ـ نویسنده و کارگردان عرب ‌تبار زاده‌ی اهواز ـ در نگاهی کلّی، ادامه‌ی منطقیِ مسیر وی در داستان‌نویسی و فیلم‌های کوتاه پیشین اوست؛ مسیری که همواره با عشق به خاک جنوب و باور به رنجِ آدم های گمنام همراه بوده است.

نمایش فیلم در خانه‌ی هنرمندان ایران، در روز جمعه نهم آبان، فرصتی بود برای دیدار با اثری که گرچه شش سال از زمان ساخت آن می‌گذرد، اما هنوز طراوت صداقت در آن جاری است. تماشاگران ـ چه فیلمسازان نام آشنا و منتقدان سینمایی و‌دوستداران عادی ـ با فیلمی مواجه شدند که در سادگی روایت و فروتنی بیانی‌اش، حقیقتی درونی و بی‌ادعا نهفته است؛ حقیقتی از زخم‌های ناپیدای جنگ که هنوز از دل خاک و مین‌زارهای خطه‌ی جنوب برمی‌جهد.

باوی ساجد، فیلمسازی خودآموخته است؛ از چهارده‌سالگی در تئاتر و از شانزده‌سالگی در فیلم کوتاه تجربه اندوخته، و امروز در چهل‌وپنج‌سالگی به ثمر رسیده است. او در «سامی» با شناختی عمیق از اقلیم و مردمانش، تصویری از جنوب می‌سازد که نه تصویری زیبا و تزیینی است و نه کلیشه‌‌یی و تکراری. خاک خوزستان، نخل‌ها، پالایشگاه‌های دوردست و بادهای داغ جنوب، همه در خدمت روایت‌اند، نه زینت صحنه. فیلم در ظاهر قصه‌ی مردی به نام سامی (با بازی سعید نگراوی)  است که زمینش آلوده به مین مانده و دخترش سعاد (با نقش‌آفرینی امینه دغاغله) با نقصی جسمی و یک پای قطع شده ـ یادگار جنگ ـ بزرگ شده است؛ اما در عمق، داستان انسانی است که در برابر فراموشی ایستاده است.lazy_placeholder.gif

photo_2025-11-04_20-43-39.jpg

جنگ در این فیلم حضوری فیزیکی ندارد، اما همچون روحی سرگردان بر زندگی همه سایه افکنده است. مین‌ها نماد باقی‌مانده‌ی خشونتی‌اند که هیچ‌گاه تمام نمی‌شود، و سامی، قهرمانی از جنس مردم عادی است؛ صبور، کم‌حرف، خسته و در عین حال پابرجا. او زنش را در همان مین‌زار از دست داده و اکنون می‌خواهد زمین را از خطر پاک کند تا دوباره در آن بکارد، اما دیوان‌سالاری فرساینده و بی‌اعتنایی نهادهای رسمی، او را به نومیدی می‌کشاند. در یکی از بهترین لحظه‌های فیلم، مأمور اداره‌ی پاکسازی، برای مُهر کردن ِ نامه ، در پاسخ به درخواست پیره زنی در حضور سامی با طنزی تلخ می‌گوید: «اینجا شتر با بارش گم می‌شود، چه برسد به مُهر!» جمله‌یی که عصاره‌ی رابطه‌ی پُرملال میان مردم و دیوان سالاری دست و پاگیر و ناکارآمد را به تصویر می‌کشد.

فیلم با زبانی ساده، اما آگاهانه میان مستند و داستانی حرکت می‌کند. نماهای بلند، سکوت‌های طولانی  و میزانسن‌های باز، فضای زندگی را چنان بازتاب می‌دهند که هر لحظه‌ی عادی، رنگی از تأمل دارد. دوربین اغلب از فاصله‌‌یی اندک ناظر است؛ بی‌قضاوت و صبور، همان‌گونه که مردمان این جغرافیا به زندگی می‌نگرند.

در این میان، انتخاب زبان عربی برای گفت‌وگوهای فیلم و حضور نابازیگران محلی، نه‌تنها به باورپذیری فضا می‌افزاید، بلکه مخاطب را به نوعی مواجهه‌ی برون‌متنی دعوت می‌کند؛ گویی فیلمی بیگانه می بینند و در عین حال به زبان خود سخن می‌شنوند.

باوی ساجد، در کارگردانی، میان شعر و واقعیت پلی ظریف می‌زند. در فیلم او، خاک و باد و صدا و نور، معنایی انسانی دارند. صحنه‌ی آغاز فیلم در کارگاه ساخت پای مصنوعی، استعاره‌ یی‌ست از تلاشی برای بازسازی زندگی پس از ویرانی؛ همان‌گونه که سامی می‌کوشد از خاک مین‌زار دوباره مزرعه یی سرسبز بسازد.

بازی‌ها، طبیعی و یکدست‌اند. حضور نابازیگر در نقش اصلی، تصمیمی جسورانه و درست است. در روایت کارگردان آمده که ابتدا نقش سامی را با حضور علیرضا شجاع‌‌نوری فیلمبرداری کرده بودند، اما در نهایت از سعید نگراوی ( برای ایفای نقش ِسامی) استفاده کرده‌اند تا با نابازیگری بومی، هماهنگی میان چهره‌ها و روح اقلیم حفظ شود. این تصمیم، از درک درستِ باوی نسبت به جهان فیلمش خبر می‌دهد.

فیلم در پرداخت شخصیت سامی، گاه ‌یادآورنده‌ی «ناخدا خورشید» ساخته‌ی درخشان زنده‌یاد ناصر تقوایی است؛ همان صبوری و وقار مردی که در برابر سرنوشت می‌ایستد، بی‌آن که برآشوبد. این تأثیرپذیری، تقلید نیست، بلکه ادامه‌ی طبیعی میراث سینمای جنوب است.

از سوی دیگر، حضور پالایشگاه‌ها در پس‌زمینه، و عبور چندباره‌ی سامی از کنار خطوط لوله‌ی نفت، تضادی تلخ را برجسته می‌کند: مردمی که در کنار ثروتی عظیم زندگی می‌کنند و خود در تنگدستی به سر می‌برند. این استعاره‌ی تصویری، یکی از زیباترین دستاوردهای فیلم است که بدون هیچ شعاری، معنا را در تصویر  بازتاب می دهد.

باوی ساجد به‌درستی می‌داند که ضرباهنگِ کُند و تکرارشونده، بخشی از زندگی این مردم است. حرکت آرام موتورسیکلت سامی در دشت‌های باز، با نماهای طولانی و ضرباهنگی سنگین، تلاشی سیزیف‌وار را تداعی می‌کند؛ گویی او بارِ سنگین تقدیر را پیوسته به بالای کوهی بلند می بَرد و هر بار دوباره این کار رنج آور را از سر می‌گیرد.

کابوس‌های سامی نیز ـ اگرچه در ظاهر لحظه هایی غیرواقعی‌اند ـ تداوم همان رنجِ بیداری‌اند. در آن‌ها، مرز میان خواب و واقعیت از میان می‌رود و اندوه، شکل رؤیا به خود می‌گیرد. شاید واقعی ترین اتفاقی که ریشه در امیدواری به فردایی بهتر دارد؛ درصحنه ی پایانی فیلم شکل می گیرد. جایی که سامی با فروش اسبش – با همه ی دلبستگی هایی که به آن دارد- برای دختر دلبندش(سعاد)  یادگار همسرش؛ جهیزیه  تهیه می کند تا او را به خانه ی بخت بفرستد.

از حیث موسیقی نیز فیلم موفق است. بُرش‌هایی از نغمه‌ها و ترانه‌های عربی با تمپوهای کُند، فضایی غریب و درعین‌حال آشنا می‌آفریند. این موسیقی نه‌فقط پس‌زمینه‌ای احساسی، که بخشی از روایت است؛ ادامه‌ی نفس‌های خسته‌ی قهرمان و تپش‌های خاک داغ جنوب.

lazy_placeholder.gif

photo_2025-11-04_20-43-35.jpg

در بخش فیلمنامه، گفت‌وگوها ساده وسنجیده‌اند. تسلط کارگردان برزبان و ادبیات، در نگارش گفت‌وگوهای موجز و گویای فیلم آشکار است. با این همه، می‌توان گفت فیلم در ساختار داستان پردازانه، هنوز به بلوغ کامل نرسیده است. برخی خُرده‌پیرنگ‌ها ـ مانند ارتباط با افراد مین‌روب یا مواجهه‌ی سامی با شیخ قبیله ( با بازی سید محمد آل مهدی)  ـ جرقّه می‌زنند اما شعله نمی‌گیرند. اگر نویسنده اندکی مجال پرداخت بیش تر به آن‌ها می‌داد، لایه‌های عاطفی و تعلیقی فیلم می‌توانست پُررنگ ‌تر شود. با این حال، همین ایجاز و سکوت نیز با طبع شاعرانه‌ی فیلم و با شخصیت محوری داستان همخوان است؛ سکوتی که به‌جای پُرگویی، مخاطب را به تأمّل وا می دارد.

در عنوان‌بندی پایانی، اطلاعات مستندگونه‌ یی درباره‌ی مین‌های به‌جامانده از جنگ نمایش داده می‌شود و از آسیب های جهانی این پدیده ی شوم  آمار و ارقامی ارایه می دهد، اما کیفیت تصویری آن چندان مطلوب نیست و خواندن نوشته‌ها دشوار است. این نکته هرچند کوچک به نظر می‌رسد، اما در فیلمی با این میزان از دقت بصری، اندکی ناهمخوان می‌نماید.

با همه‌ی این‌ها، «سامی» فیلمی است شریف، صادق و ریشه‌دار؛ تجربه یی که با هزینه‌ یی نه چندان سنگین اما با پشتوانه‌ی عشق و شناخت ساخته شده است. این اثر نه تنها تصویری از دردهای یک منطقه، بلکه بیانی از رنج  و درد مشترک انسانی است؛ رنج زیستن در جهانی که جنگش تمام شده، اما زخم‌هایش هنوز تازه است.

فیلم‌های این‌چنینی، یادآور رسالت فراموش‌شده‌ی سینما هستند: روایتِ صبورانه‌ی زندگی انسان‌های معمولی، بدون فریاد، بدون تظاهر. «سامی» نشان می‌دهد که هنوز در میان فیلمسازان جوان ما، صداهایی هستند که از دل خاک می‌آیند و به جای «هیاهوی بسیار برای هیچ»، از نجابت و صبوری می‌گویند. باوی ساجد را باید در زُمره‌ی همین صداها دانست؛ فیلمسازی که به دور از هیاهوی بازار، در خلوت و پشتکار، جهان کوچک اما صادق خود را می‌سازد. از نگاه من،در میان فیلم‌های بومی و اقلیمی سال‌های اخیر، «سامی» جایگاهی ویژه دارد؛ نه تنها به‌دلیل بازتاب جنوب، بلکه به‌سبب نگاهی انسانی که از مرزهای جغرافیای جنوب و ایران نیز فراتر می‌رود و گویی به رنج ها و دردهای بشری در سراسر جهان اشاره می‌کند .

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/149332
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

مراسم «سینما به روایت قلم» برگزار شد/ نکوداشت مسعود مهرابی

ضمن تقدیر از پرویز جاهد، عزیزالله حاجی‌مشهدی، طهماسب صلح‌جو، کامران ملکی و عباس یاری در مراسم «سینما به روایت قلم»، نکوداشت مسعود مهرابی در سازمان سینمایی برگزار شد. نوشته مراسم «سینما به روایت قلم» برگزار شد/ نکوداشت مسعود مهرابی اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۹ساعت پیش

عزیزالله حاجی مشهدی

درباره نمایشگاه  نقاشی «تیساپه»؛ یافتن معنای اثر از میان رنگ‌ها

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی حال و هوای نقاشی‌های به نمایش درآمده در بیست و دومین نمایشگاه انفرادی مریم نمین در گالری سوهام بی‌تردید برای هر بیننده دوستدار هنر نقاشی، تجربه‌یی تازه به همراه خواهد داشت. چرا که در همه‌ی نقش‌های پُررنگ و نوری که بر بوم نقاشی دیده می‌شود، آشکارا...

۱۴۰۵/۰۳/۲۵

عزیزالله حاجی مشهدی

نقش و جایگاه فیلمبرداران در سینمای ایران/ طراحان جهان دیداری فیلم

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلمبردار در سینما، تنها مجریِ فنِ فیلمبرداری و ثبت تصاویرپویا  (dynamic) نیست؛ او طرّاح جهان دیداری فیلم است. تصویر، پیش از روایت (narrative) و گفت‌وگو (dialogue)، نخستین لایه‌ی معنا را به مخاطب منتقل می‌کند و این لایه، حاصل انتخاب‌های آگاهانه‌ی فیلمبردار است: نور، قاب، حرکت، رنگ...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

عزیزالله حاجی مشهدی

«جزیره‌ آزاد»؛ خداوندگار خودخوانده‌ جزیره آزاد

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «جزیره‌ی آزاد» نوشته‌ی محمّدرضا عطایی‌فر با یک موقعیتِ نمایشی جذّاب آغاز می‌شود: گروهی از افراد برای سپری کردن اوقات خوش، از سوی آدمی ناشناس به جزیره‌یی دعوت می‌شوند و رفته‌رفته در شرایطی پیچیده و پُرتنش گرفتار می‌شوند که همه‌ی رویاهای شیرین آن‌ها برباد می‌رود! این...

۱۴۰۴/۱۰/۰۲

عزیزالله حاجی مشهدی

«سرِ انقلاب»؛ خنده در اتاق بازجویی، نمایش فروپاشی قدرت

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «سرِ انقلاب» به نویسندگی و کارگردانی محمدعلی شفاعت، در مجموعه‌ی تماشاخانه‌ی هما، اثری است با لحن شادی‌آور که آگاهانه از مسیر کمدی موقعیت (situation comedy) و طنز کلامی (verbal humor)، به یکی از ملتهب‌ترین و تراژیک‌ترین بزنگاه‌های تاریخ معاصر ایران نزدیک می‌شود: روز دوازدهم بهمن...

۱۴۰۴/۰۹/۲۹

عزیزالله حاجی مشهدی
۲

نقش و جایگاه چهره‌پردازی در سینمای ایران

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی چهره‌پردازی در سینما، تنها یک فعالیت  فنی و تفنّنی نیست، بلکه حوزه‌یی میان‌رشته‌یی است که در پیوند مستقیم با روان‌شناسی شخصیت، تاریخ، فرهنگ دیداری، مردم‌شناسی و حتی انسان‌شناسی چهره عمل می‌کند. در هر اثر سینمایی، چهره‌پرداز نقشی بسیار کلیدی در شکل‌دهی به هویت شخصیت‌ها و انتقال دقیق...

۱۴۰۴/۰۹/۲۵

عزیزالله حاجی مشهدی

«رابین هود»؛ افسانه‌ی شیرین مرد شریف قانون شکن!

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی؛ نمایش موسیقایی یا خنیاگرانه (Musical Theater) «رابین هود» ( Robin Hood ) تازه‌ترین تجربه‌ی نمایشی «ماهان حیدری» در تکمیل سه‌گانه‌ی خیال پردازانه و واقع گرای( با تکیه بر «واقع گرایی جادویی») او پس از دو نمایش پربیننده‌ی «دیو و دلبر» و «شازده کوچولو» است که در تالار...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷

عزیزالله حاجی مشهدی

«چای سرد»؛ تصویر تلخ سیمای هنر و هنرمند در تنگنای زندگی

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلم «چای سرد» ساخته امیر قاسم راضی به‌خوبی توانسته است در فضایی بسته  از یک آپارتمان ساده و بی‌پیرایه ‌در گیرودار یک اسباب‌کشی؛ با نمایش دغدغه‌‌های همیشگی یک خانواده ی کوچک اجاره‌نشین؛ پیچیدگی‌های درونی و اجتماعی انسان امروزی را در جغرافیای امروزی  زیست بوم ما به...

۱۴۰۴/۰۸/۲۱

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

«لکنت»؛ آوای درنگ و خاموشی ناخواسته

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی روز جهانی لکنت (۲۲ اکتبر۲۰۲۵ برابر با ۲ آبان ۱۴۰۴) بهانه‌یی شد برای بازخوانی مستندی که خود، از جنس خاموشی و سکوت میان واژه‌ها است. فیلم مستند «لکنت» ساخته‌ی منصوره میرمعرب، پس از چند سال از تولیدش، همچنان تازه می‌نماید؛ زیرا به جای آن که از بیرون...

۱۴۰۴/۰۸/۰۸

عزیزالله حاجی مشهدی

«ارزش‌های نسبی»؛ مرز باریکِ میانِ راست کرداری و ریاکاری!

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی نمایش «ارزش‌های نسبی» نوشته‌ی نوئل پیرس کاورد (Noël Peirce Coward )در نگاه نخست، اثری به‌ظاهر شادی آور(Comedy)  و سرشار از طنازی‌های اجتماعی است، اما در لایه‌های درونی خود به جدالی عمیق‌تر میان صداقت و ریا، میان حقیقت و نقاب‌های اجتماعی می‌پردازد. اجرای تازه‌ی میکاییل شهرستانی نویسنده و...

۱۴۰۴/۰۷/۲۷

عزیزالله حاجی مشهدی
۲

نقدِ کتاب «لُعبتک‌ها»؛ بازیچه‌های شادی‌بخش!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی احمد طالبی‌نژاد، نویسنده، منتقد فیلم و فیلمساز نام‌آشنای سینمای ایران، از جمله کسانی است که در چهار دهه‌ی گذشته با نوشته‌ها و ساخته‌های کم شمارِ خود، همواره در عرصه‌ی نقد سینما حضوری پُررنگ داشته است. انتشار تازه‌ترین کتاب او با عنوان: «لُعبتک‌ها» (سیر تحوّل تیپ‌های ثابت...

۱۴۰۴/۰۷/۱۰

بهاره رهنما
عزیزالله حاجی مشهدی

نمایش «۱۱/۱۱»؛ اخلاقِ فردی در برابر فاجعه‌ی جمعی 

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی وقتی فاجعه‌ای جمعی رُخ می‌دهد، پُرسش اصلی این نیست که چه کسانی جان باخته‌اند، بلکه این است که بازماندگان چه می‌کنند؟ نمایشنامه‌ی «۱۱/۱۱» تازه‌ترین کار نمایشی بهاره رهنما بعد از نمایش: «دورهمی بانوی اول» که در خردادماه امسال از او دیده بودم، می‌کوشد تا به تحلیل...

۱۴۰۴/۰۷/۰۷

عزیزالله حاجی مشهدی

شبه هنرمندان تشنه‌ی پذیرفته شدن!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزگارما، فضای مجازی بدل به عرصه‌یی شده است که بسیاری آن را با میدان هنر و اندیشه یکی گرفته‌اند. در صفحه‌ی فردی دوستان، بارها پیش می‌آید که با شعری، دل‌نوشته‌یی یا عبارتی رو به رو می‌شویم که گاه از سر احساس صادقانه نوشته شده است،...

۱۴۰۴/۰۶/۲۰

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

به یاد ایرج صغیری؛ مسافر غریب!

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی امروز خبری تلخ و ناگوار شنیدم؛ ایرج صغیری، بازیگر و کارگردان نام‌آشنای تئاتر و چهره‌‌یی دوست‌داشتنی برای مردم بوشهر، پس از مدت‌ها مبارزه با بیماری؛ چشم از جهان فروبست. آشنایی من با ایرج، (با نام اصلی ابوالحسن صغیری) به سال ۱۳۴۷ بازمی‌گردد، در روزگاری که هر دو...

۱۴۰۴/۰۶/۱۱

عزیزالله حاجی مشهدی

نقد؛ چراغی در رهگذر تاریک و روشن سینما

سینماسینما، عزیزالله حاجی‌مشهدی در سرزمین هنر، نقد همچون نسیمی است که بر آینه می‌وزد تا زنگار از رخ آن بزداید. خانواده‌ی پرشمار و رنگارنگ منتقدان سینمایی نیز، همچون دیگر شاخه‌های هنر، ترکیبی است ناهمگون: در کنار اهل اندیشه و قلم‌های متعهد، گاه صدای «شبه‌منتقدان» نیز به گوش می‌رسد؛ صداهایی که...

۱۴۰۴/۰۶/۱۰

عزیزالله حاجی مشهدی

«مکبثِ نهیلیسم»؛ نمایشی از سور و سوگ و رنجِ آدمی

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی بهره بُردن از درونمایه‌ی برخی از آثار نمایشی ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) نمایشنامه‌نویس، شاعر و بازیگر بلندآوازه‌ی انگلیسی، در قالب اقتباس های سینمایی و نمایشی در میان فیلمنامه نویسان و نمایشنامه پردازان تازگی ندارد. مهم ترین دلیل این توجّه به تراژدی هایی از نوع «مکبث» (Macbeth)...

۱۴۰۴/۰۵/۱۹

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

نگاهی به کتاب «۵۵ سال، ۸۵ فستیوال»/ دور دنیا در ۵۵ سال!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی هربار که کتاب یا فیلم مستند تازه یی از دکتر بهمن مقصودلو به دستم می رسد، با شور و شوق فراوان سرگرم خواندن و دیدن آن می شوم و به خوبی می دانم که حرف های ناشنیده ی فراوانی در آن کتاب یا فیلم تازه  پیدا...

۱۴۰۴/۰۵/۱۶

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

«غیبتِ موجّه»؛ در انتهای کوچه‌ی بُن‌بست!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تاخیر چندساله در نمایش برخی ازفیلم های سینمایی به هردلیلی که باشد، برای این آثارپیامدهای احساسی خاصی به همراه خواهد داشت که گاهی شاید بتواند حتی برای برخی فیلم های ضعیف و نه چندان قابل اعتنا نیز فرصتی برای دلسوزی  و نوعی همدردی با سازندگان آن...

۱۴۰۴/۰۵/۱۵

عزیزالله حاجی مشهدی

«بهارنامک»؛ آمیزه‌ی دلپسندی از هنر نمایش و پایکوبی و دست‌افشانی

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فرصت تازه یی پیش آمد تا به اتفاق دوستان سینمایی گروه سینما گفت وگو در تالار حافظ به تماشای نمایش «بهارنامک» به کارگردانی گووان مهر اسماعیل‌پور بنشینیم. نویسنده و کارگردانی که اجرای نمایش هایی چون: «نمایش بازیچگان» (۱۳۹۳) و «پایمردان دیو» (۱۴۰۲)  و ترجمه و نمایش...

۱۴۰۴/۰۵/۰۸

عزیزالله حاجی مشهدی

در چنبره‌ی یک زندگی هراس‌انگیز

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛ “پیرپسر” به عنوان دومین فیلم سینمایی” اُکتای براهنی” با تفاوت های آشکاری در مقایسه با فیلمِ ماجراجویانه ی “پل خواب”) ۱۳۹۳ ) نخستین کار حرفه یی این فیلمساز، به خوبی نشان می دهد که اکنون کارگردانی روبه روی ما ایستاده است که قواعدبازی را در ساخت...

۱۴۰۴/۰۵/۰۷

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

حاجی‌ مشهدی: فضای مجازی شبه‌ منتقد پروری می‌کند/ لزوم تقویت ساختارهای نقد جدی

عزیزالله حاجی مشهدی منتقد و مدرس سینما گفت: فضای مجازی از یک سو فرصت‌هایی ایجاد کرده برای علاقه‌مندان به سینما اما از سوی دیگر، باعث نوعی «شبه ‌منتقد پروری» شده است. به گزارش سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی، منتقد و مدرس سینما درخصوص وجود رسانه‌ها غیررسمی که بدون نام و نشان...

۱۴۰۴/۰۴/۳۰

بهاره رهنما
عزیزالله حاجی مشهدی

«دورهمیِ بانوی اوّل»؛ رنجنامه‌ی خاموشی و شکیبایی!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تماشای نمایش «دورهمی بانوی اول» به کارگردانی بهاره رهنما در تالار حافظ ، بهانه یی شد تا بازهم در روزهایی که پرده ی سینماها هنوز رنگ نمایش فیلم هایی در خور اعتنا را به خود نمی بینند، باردیگر به سراغ نمایش های  درخور توجه برویم. با...

۱۴۰۴/۰۳/۱۰

عزیزالله حاجی مشهدی

«جگر هندی»؛ نمونه‌ای از یک بازآفرینی موفّق نمایشی

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛ اجرای موفّق نمایش «جگر هندی» به نویسندگی و کارگردانی «رحمت امینی» (دانش آموخته‌ی دانشکده‌ی سینما تئاتر- دانشگاه هنر) در تالار سنگلج، فرصت مناسبی فراهم آورده است تا دوستداران هنرتئاتر، به ویژه دانشجویان این رشته، با تماشای چنین اثری دریابند که چگونه می‌توان با پرهیز از اجرای...

۱۴۰۴/۰۱/۲۶

عزیزالله حاجی مشهدی

«عطر لیموهای سیسیل»؛ از یاد بُردنِ عطر لیموهای سیسیل!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تازه‌ترین کار نمایشی مجید زارع‌زاده کارگردان تئاتر که تجربه ی سال ها بازیگری و کارگردانی تئاتر را در کارنامه ی خود دارد، با اجرای نمایش «عطر لیموهای سیسیل» نوشته ی لوئیجی پیراندللو (به ایتالیایی: ‎Luigi Pirandello)نمایشنامه‌نویس و رُمان‌نویس مشهور سده ی بیستم ایتالیا (۱۸۶۷ –۱۹۳۶) و...

۱۴۰۳/۱۰/۲۳

عزیزالله حاجی مشهدی

«خانه عروسک»؛ خودشناسی، خودباوری و رهایی

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی میکاییل شهرستانی نویسنده، بازیگر، مدرّس و کارگردان نام آشنای تئاتر در جایگاه طرّاح و کارگردانِ نمایش، یکی از نمایشنامه های معروف هنریک یوهان ایبسن (Henrik Johan Ibsen) شاعر و نمایشنامه نویس نامدار نروژی با عنوانِ «خانه‌ی عروسک» (A Dolls House) را در فرهنگسرای نیاوران بر روی...

۱۴۰۳/۱۰/۱۹

حامد بهداد
عزیزالله حاجی مشهدی
۲

«آن‌ها مرا دوست داشتند»؛ گوشه‌نشینانِ فراموش شده!

«آن‌ها مرا دوست داشتند»؛ گوشه‌نشینانِ فراموش شده!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی حدود سال‌های ۱۳۸۶- ۱۳۸۷ زمانی که برای نخستین بار محمدرضا رحمانی طرح فیلمنامه‌ی  «دلخون» را به مدرسه ی کارگاهی فیلمنامه نویسی در حوزه ی هنری آورد، از آنجایی که مدیریت مدرسه ی کارگاهی را برعهده داشتم، طی دیدارها و نشست هایی ، فیلمنامه‌ی «دلخون» (با انتخاب...

۱۴۰۳/۰۸/۱۵

عزیزالله حاجی مشهدی
۱

نگاهی کوتاه به نمایشِ «سگِ نگهبان و درختی در باغ»؛ بازجویی یک جنایتِ خیالی!

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزهایی که فیلم های قابل تامُلی بر پرده ی سینماها به نمایش در نمی آید، دیدن نمایش های خوب، بسیار دلشاد کننده است. «سعید ذهنی» کارگردان تئاتر، آهنگساز و مدرّس دانشگاه،  دانش آموخته ی  رشته ی کارگردانی نمایش از دانشکده ی هنرهای زیبا ، دانشگاه...

۱۴۰۳/۰۸/۰۸

داریوش یاری
عزیزالله حاجی مشهدی

خوابِ شیرینِ درختِ سیب‌های سرخ!

بعد از اکران «شور عاشقی» به کارگردانی داریوش یاری در سینماها، عزیزالله حاجی‌مشهدی منتقد سینما در یادداشتی به این فیلم سینمایی پرداخت. نوشته خوابِ شیرینِ درختِ سیب‌های سرخ! اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۳/۰۴/۲۵

داریوش یاری
عزیزالله حاجی مشهدی

خوابِ شیرینِ درختِ سیب های سرخ!/ نگاهی به فیلم «شور عاشقی»

سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی ساخت فیلم های تاریخی ، به ویژه آثاری که به رُخدادهای تاریخ دینی یک سرزمین یا دین وآیینی مربوط می شود ، بدون پشتوانه ی پژوهش هایی جدّی و دقیق و پُردامنه ، کار چندان آسانی نخواهد بود.گذشته از همه ی این ها، تولید فیلم هایی...

۱۴۰۳/۰۴/۲۱