
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی
آریا گازر، با تجربهی بازیگری در چند نمایش و فیلم کوتاه و کارگردانی چند نمایش موفق که بهیادماندنیترین آنها «روز جهانی صندلی» بوده است، بار دیگر به سراغ موضوعی رفته که با زندگی شهری و مسائل مربوط به زندگی اجتماعی آدمها ارتباط دارد. موضوع پسماند و زباله و خطرهایی که بهگونهای جبرانناپذیر، بهویژه در بخشهایی از شمال کشورمان، به معضلی نگرانکننده تبدیل شده است، برای تولید دهها فیلم مستند یا نمایشهایی از همین دست، بسیار مناسب به نظر میرسد. پرداختن به چنین درونمایهای بهخوبی نشان میدهد که نویسندهی نمایشنامه تا چه اندازه نگران شرایط بحرانی ناشی از دفع نامناسب زبالهها در نزدیکی شهرهاست و رها کرد ن زباله در کنار دریا و در دل جنگلهای سرسبز شمال یا هر جای دیگری از سرزمین ما، چه آسیبهای جبرانناپذیری به طبیعت و محیط زیست وارد میکند.
پرداختن به چنین موضوعی، بهخودیخود، امتیازی مهم برای نمایش تازهی آریا گازر با عنوان «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله» به حساب میآید که در تماشاخانهی ایرانشهر، سالن استاد سمندریان، در حال اجراست و جای قدردانی فراوان دارد. انتخاب لحنی شادیآور برای چنین نمایشی این جنبهی مثبت را نیز دارد که نمایشنامهنویس از کاربرد زبان آمرانه و شیوهی مستقیم ــ بهعنوان یکی از کماثرترین روشهای آموزش یا هشدار دادن به شهروندان ــ پرهیز میکند و بهجای امر و نهی و پند دادنهای بیحاصل، آنها را به رعایت قانون و توجه به ضرورت پاک نگاه داشتن طبیعت و محیط زیست فرامیخواند.
شاید بد نباشد که با توجه به شکل و قالب چنین نمایشی، به این موضوع بسیار مهم اشاره کنیم که نمایش شادیآور، بهویژه هنگامی که بر پایهی «کمدی موقعیت» شکل میگیرد، لزوماً به معنای خلق موقعیتهایی برای خنداندن صرف تماشاگر نیست. در کمدیِ برخوردار از اندیشه و محتوا، خنده میتواند به ابزاری برای شناخت و نقد مناسبات اجتماعی، آشکار کردن تناقضهای رفتاری و اداری و برملا ساختن فاصلهی میان ادعاها و واقعیتها، یا همان گفتار و کردار، تبدیل شود. در چنین آثاری، موقعیتهای شادیآور اغلب از دل تضاد میان شخصیتها، تعارض منافع، سوءتفاهمها و منطق وارونهی روابط انسانی و اجتماعی پدید میآیند. اهمیت این نوع آثار در آن است که تماشاگر، ضمن برخورداری از لذت و نشاط، به تأمل دربارهی آنچه بر صحنه میبیند نیز دعوت میشود. به بیان دیگر، کمدی موفق، خنده را نه نقطهی پایان، بلکه نقطهی آغاز اندیشیدن قرار میدهد؛ خندهای که گاه، در پس ظاهر مفرح خود، تلخی حقیقتی اجتماعی را نیز آشکار میسازد.
در نمایش «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله»، به تهیهکنندگی فؤاد رضایی و بهعنوان کاری از «گروه نمایش دماغ قرمز»، آریا گازر در جایگاه نویسنده و کارگردان کوشیده است تا با انتخاب لحنی شادیآور، به نقد رفتارها و مناسبات انسانی جامعهی امروزمان بپردازد. وجود مقررات دستوپاگیر، کاغذبازی، روابط پیچیدهی اداری و دشواریهای ناشی از دیوانسالاری، از جمله مواردی است که به بهانهی پرداختن به پاکسازی و حفاظت از محیط زیست، در این نمایش مورد توجه قرار میگیرد و از نگاه تیزبین آقای «پیرو پاکی» (با بازی آریا گازر)، مدیر جدید شعبهی ۲۰۴ سازمان پسماندیه، پنهان نمیماند.
برای ایجاد موقعیتهای شادیآور، بهطور طبیعی از ویژگی انکارناپذیر صنعت مبالغه در بسیاری از صحنهها بهخوبی استفاده میشود تا افزون بر شادیبخش بودن مناسبات و روابط میان مجموعهی شخصیتهای نمایش، بر میزان تأثیرگذاری نکتههایی که مطرح میشود نیز افزوده شود. همانگونه که گفته شد، نمایش از موضوعی ارزشمند و درخور اعتنا برخوردار است؛ موضوعی که با افزایش روزافزون حجم زبالههای تجزیهناپذیر، پسماندهای نوپدید ناشی از وسایل و سختافزارهای الکترونیکی و نیز زبالههای بسیار پرخطر بیمارستانی و برخی کارگاههای تولید مواد شیمیایی، میتواند به یکی از نگرانیهای جدی جوامع امروز جهان تبدیل شود. از این منظر، نمایش میتواند افزون بر جنبهی سرگرمکنندهی خود، مخاطب را به بازاندیشی در شیوههای مصرف، دفع پسماند و مسئولیت فردی و اجتماعی در قبال محیط زیست نیز دعوت کند.
نویسندهی نمایشنامه، از انتخاب عنوان «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله» گرفته تا نامگذاری شخصیتها و بزرگنمایی برخی از سادهترین کارهای اداری، هوشمندی قابل اعتنایی به کار برده است.
حضور کودکی (نیکان اقلیما) در صحنهی آغازین نمایش، که در آرزوی دیدن لاکپشت سبز است و نگران آسیب دیدن آبزیان بر اثر ریخته شدن انبوه زبالهها و کیسههای نایلونی در دریاهاست، با دیدن شخصیت قانونمدار پیرو پاکی، پلی میان خاطرههای کمرنگ دوران کودکی او و شخصیت امروزش بهعنوان رئیس جدید شعبهی ۲۰۴ سازمان پسماندیه ایجاد میکند. این پیوند، در کنار وجه عاطفی خود، میتواند نشانهای از تداوم دغدغههای انسانی و محیط زیستی در گذر زمان نیز باشد.
بازگشت مدیر قبلی شعبه (مراد شیرابی) و حذف پیرو پاکی، بهخوبی نشان میدهد که برای اصلاح چرخهی فاسد ارائهی خدمات در اینگونه سازمانها، هنوز راه درازی در پیش داریم. گویی در ساختارهایی که مناسبات نادرست در آنها ریشه دوانده است، حضور یک مدیر قانونمدار و اصلاحطلب، بهتنهایی برای تغییر سازوکارهای موجود کفایت نمیکند و گاه، همین فردی که قصد اصلاح امور را دارد، خود نخستین قربانی ساختار معیوب میشود.
نمایش روابط نابهنجار میان اربابرجوع در اینگونه سازمانها با مدیران و کارکنانی که مدعی ارائهی خدمات شایسته به مردم هستند، اگرچه در قالب نگاهی طنزآلود و ریشخندآمیز مطرح میشود، با این همه، برای مخاطب نمایش، با همهی تلخیهایش، بسیار آشنا و باورپذیر است. همین آشنایی با موقعیتها و مناسبات بهتصویرکشیدهشده، از امتیازهای چنین کمدیهایی به شمار میآید؛ زیرا تماشاگر در بسیاری از لحظهها، بهجای مواجهه با موقعیتی دور از ذهن، با بازتابی اغراقشده از تجربههای روزمرهی خود روبهرو میشود.
بازیها، در کلیت نمایش و در خصوص اغلب شخصیتها، از خود آریا گازر در نقش پیرو پاکی گرفته تا شهاب حیدری در نقش مراد شیرابی و علی ویلان در نقش واحد پشتی، قابل قبول و در بسیاری از لحظهها شیرین و بهیادماندنی از کار درآمدهاند. شیرینی بازیهای آریا گازر در کنار شهاب حیدری و علی ویلان، بهویژه در همجواری سهنفرهی آنها در یک صحنه، به اوج خود میرسد. هرچند این یکدستی و انسجام در بازیها را نمیتوان به همهی بازیگران به نسبت پرشمار نمایش تعمیم داد.
البته بخش عمدهای از جذابیتهای این نمایش را باید به حساب گفتوگونویسی شیرین نویسنده گذاشت؛ نویسندهای که بهخوبی رگ خواب تماشاگر ایرانی نمایش را میشناسد و میداند که برای او، فراتر از هر کنش و واکنش رفتاری و نمایشی بر صحنه، ردوبدل شدن گفتوگوهای شوخطبعانه تا چه اندازه دلپسند است. با این همه، میدانیم که مبالغه در همین جنبه از یک کار نمایشی نیز میتواند به روایت درست، سنجیده و تفکربرانگیز آن بهشدت آسیب برساند. شاید در این نمایش هم، در مقایسه با کار منسجمتر و پیراستهتری چون «روز جهانی صندلی» از همین نویسنده و کارگردان، نشانههایی از چنین مبالغهای را، بهویژه در برخی کنشها و واکنشهای مشابه و تکراری، شاهد باشیم.
به بیان دیگر، اگر حتی دو سه شخصیت فرعی از این نمایش کنار گذاشته میشدند، باز هم با حفظ قالب و شکل یک روایت مناسب، چیزی از تأثیرگذاری درونمایه و پیام آن کم نمیشد. بهویژه آنکه ساختار داستانپردازانهی نمایش از انگارهای آشنا، یعنی روایت ساده و کلاسیک، بهره برده است. از این رو، به نظر میرسد که با اندکی فشردگی در برخی موقعیتها و حذف یا تعدیل بخشهایی از کنشهای تکراری، میشد به انسجام روایی بیشتری دست یافت، بیآنکه از شیرینی گفتوگوها یا ظرفیتهای طنزآمیز اثر کاسته شود.
توجه به مسائل اجتماعی، بهویژه تأکید بر ضرورت اصلاح نابهنجاریهای زندگی شهری، که در کارهای گذشتهی آریا گازر نیز بهخوبی در مرکز توجه نمایشنامهنویس قرار داشته است، این نوید را می دهد که از هنر نمایش نیز میتوان برای از پیش پای برداشتن دشواریهای زندگی پرشتاب و پیچیدهی امروزمان بهخوبی سود جست. در این میان، نمایش «سازمان پسماندیه و نظارت بر اَزبله» یادآور این نکته است که پرداختن به مسائل محیط زیستی، هنگامی که با شناخت مناسبات اجتماعی و بهرهگیری سنجیده از زبان طنز همراه شود، میتواند از محدودهی یک هشدار مستقیم فراتر برود و به فرصتی برای شناخت و نقد رفتارهای فردی و جمعی تبدیل شود.
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی برای من که در یکی از دهههای پررونق بازار کارهای فرهنگی و هنری ناب در کانون پرورش فکری، شاهد حضور بهروز غریبپور در کنار هنرمندان صاحبنام دیگری بودم و بهروشنی میدیدم که عاشقانه برای رونق هنر نمایش و راهاندازی و توسعهٔ «نمایش عروسکی» تلاشی چشمگیر دارد،...
۱۴۰۵/۰۷/۲۰
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی «نشر وزان» در سال ۱۴۰۵، از ردهی رمانهای ایرانی، کتاب «مردی که میخواست سلطان باشد»، نوشتهی نصرالله قادری را در اندازهی رقعی، در ۱۱۰ صفحه و با شمارگان ۷۰ (هفتاد) نسخه به چاپ رسانده است. پیش از ورود به هر بحث و سخنی، باید از شمارگان کمشمار...
۱۴۰۵/۰۷/۱۲
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛ در ادامه ی مجموعه برنامه های برخوانی نمایشنامه های استاد بهرام بیضایی با عنوان «بیضایی خوانی»، ۱۸ شهریور ۱۴۰۵ در «مدرسه سینما و تئاتر جادو»، با برخوانی ندا کوهی و کارگردانی کیوان کثیریان، به تماشای برخوانی نمایشنامه «آرش»، یکی از نوشتههای آغازین سال های نمایشنامه نویسی...
۱۴۰۵/۰۶/۲۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی به انگیزه ی بازنشر سه کتاب از مجموعه شعرهای فروغ فرخزاد و برپایی آیین رونمایی از کتابهای: «ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد»، «به آفتاب سلامی دوباره خواهم کرد» و «تولدی دیگر» که به همت سجاد عزیزی آرام ازسوی کانون ادبی زمستان انجام شده است ،...
۱۴۰۵/۰۵/۱۷
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی تماشای نمایش «فراموشخانه» نوشتهی شیده غفاریان و با طراحی و کارگردانی مهدی مُحبعلی (سهاب)، در مجموعه تالار حافظ، فرصت تازه یی فراهم آورد تا در شرایطی که کارهای شبهسینمایی و شبهنمایشیِ به ظاهر طنز، اما بهشدت کممایه و سبکسرانه، با درونمایههایی نازل، بر پرده ی سینماها و...
۱۴۰۵/۰۵/۱۳
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی رُمان «رخشان» نوشتهی نرگس راسخ، که در سال ۱۴۰۴ از سوی انتشارات وزان در اندازهی رقعی، در۱۹۶ صفحه و با شمارگان اندک به چاپ رسیده است، اثری است در قلمرو ادبیات داستانی معاصر فارسی که با تمرکز بر تجربهی زیستهی زن ایرانی، به واکاوی عشق، فقدان، رنج،...
۱۴۰۵/۰۵/۱۰
ضمن تقدیر از پرویز جاهد، عزیزالله حاجیمشهدی، طهماسب صلحجو، کامران ملکی و عباس یاری در مراسم «سینما به روایت قلم»، نکوداشت مسعود مهرابی در سازمان سینمایی برگزار شد. نوشته مراسم «سینما به روایت قلم» برگزار شد/ نکوداشت مسعود مهرابی اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۵/۰۴/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی حال و هوای نقاشیهای به نمایش درآمده در بیست و دومین نمایشگاه انفرادی مریم نمین در گالری سوهام بیتردید برای هر بیننده دوستدار هنر نقاشی، تجربهیی تازه به همراه خواهد داشت. چرا که در همهی نقشهای پُررنگ و نوری که بر بوم نقاشی دیده میشود، آشکارا...
۱۴۰۵/۰۳/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلمبردار در سینما، تنها مجریِ فنِ فیلمبرداری و ثبت تصاویرپویا (dynamic) نیست؛ او طرّاح جهان دیداری فیلم است. تصویر، پیش از روایت (narrative) و گفتوگو (dialogue)، نخستین لایهی معنا را به مخاطب منتقل میکند و این لایه، حاصل انتخابهای آگاهانهی فیلمبردار است: نور، قاب، حرکت، رنگ...
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «جزیرهی آزاد» نوشتهی محمّدرضا عطاییفر با یک موقعیتِ نمایشی جذّاب آغاز میشود: گروهی از افراد برای سپری کردن اوقات خوش، از سوی آدمی ناشناس به جزیرهیی دعوت میشوند و رفتهرفته در شرایطی پیچیده و پُرتنش گرفتار میشوند که همهی رویاهای شیرین آنها برباد میرود! این...
۱۴۰۴/۱۰/۰۲
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی نمایش «سرِ انقلاب» به نویسندگی و کارگردانی محمدعلی شفاعت، در مجموعهی تماشاخانهی هما، اثری است با لحن شادیآور که آگاهانه از مسیر کمدی موقعیت (situation comedy) و طنز کلامی (verbal humor)، به یکی از ملتهبترین و تراژیکترین بزنگاههای تاریخ معاصر ایران نزدیک میشود: روز دوازدهم بهمن...
۱۴۰۴/۰۹/۲۹
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی چهرهپردازی در سینما، تنها یک فعالیت فنی و تفنّنی نیست، بلکه حوزهیی میانرشتهیی است که در پیوند مستقیم با روانشناسی شخصیت، تاریخ، فرهنگ دیداری، مردمشناسی و حتی انسانشناسی چهره عمل میکند. در هر اثر سینمایی، چهرهپرداز نقشی بسیار کلیدی در شکلدهی به هویت شخصیتها و انتقال دقیق...
۱۴۰۴/۰۹/۲۵
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی؛ نمایش موسیقایی یا خنیاگرانه (Musical Theater) «رابین هود» ( Robin Hood ) تازهترین تجربهی نمایشی «ماهان حیدری» در تکمیل سهگانهی خیال پردازانه و واقع گرای( با تکیه بر «واقع گرایی جادویی») او پس از دو نمایش پربینندهی «دیو و دلبر» و «شازده کوچولو» است که در تالار...
۱۴۰۴/۰۹/۰۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فیلم «چای سرد» ساخته امیر قاسم راضی بهخوبی توانسته است در فضایی بسته از یک آپارتمان ساده و بیپیرایه در گیرودار یک اسبابکشی؛ با نمایش دغدغههای همیشگی یک خانواده ی کوچک اجارهنشین؛ پیچیدگیهای درونی و اجتماعی انسان امروزی را در جغرافیای امروزی زیست بوم ما به...
۱۴۰۴/۰۸/۲۱
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزگاری که بسیاری از فیلمهای ما از اقلیم و ریشهی فرهنگی خویش فاصله گرفتهاند، فیلم «سامی» (Sami) از همان نخستین نماها یادآور حقیقتی است که هنوز در لایههای زیرینِ خاک جنوب و در حافظهی زخمخوردهی مردمانش زنده است. فیلمی آرام، تلخ و در عین حال...
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی روز جهانی لکنت (۲۲ اکتبر۲۰۲۵ برابر با ۲ آبان ۱۴۰۴) بهانهیی شد برای بازخوانی مستندی که خود، از جنس خاموشی و سکوت میان واژهها است. فیلم مستند «لکنت» ساختهی منصوره میرمعرب، پس از چند سال از تولیدش، همچنان تازه مینماید؛ زیرا به جای آن که از بیرون...
۱۴۰۴/۰۸/۰۸
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی نمایش «ارزشهای نسبی» نوشتهی نوئل پیرس کاورد (Noël Peirce Coward )در نگاه نخست، اثری بهظاهر شادی آور(Comedy) و سرشار از طنازیهای اجتماعی است، اما در لایههای درونی خود به جدالی عمیقتر میان صداقت و ریا، میان حقیقت و نقابهای اجتماعی میپردازد. اجرای تازهی میکاییل شهرستانی نویسنده و...
۱۴۰۴/۰۷/۲۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی احمد طالبینژاد، نویسنده، منتقد فیلم و فیلمساز نامآشنای سینمای ایران، از جمله کسانی است که در چهار دههی گذشته با نوشتهها و ساختههای کم شمارِ خود، همواره در عرصهی نقد سینما حضوری پُررنگ داشته است. انتشار تازهترین کتاب او با عنوان: «لُعبتکها» (سیر تحوّل تیپهای ثابت...
۱۴۰۴/۰۷/۱۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی وقتی فاجعهای جمعی رُخ میدهد، پُرسش اصلی این نیست که چه کسانی جان باختهاند، بلکه این است که بازماندگان چه میکنند؟ نمایشنامهی «۱۱/۱۱» تازهترین کار نمایشی بهاره رهنما بعد از نمایش: «دورهمی بانوی اول» که در خردادماه امسال از او دیده بودم، میکوشد تا به تحلیل...
۱۴۰۴/۰۷/۰۷
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی در روزگارما، فضای مجازی بدل به عرصهیی شده است که بسیاری آن را با میدان هنر و اندیشه یکی گرفتهاند. در صفحهی فردی دوستان، بارها پیش میآید که با شعری، دلنوشتهیی یا عبارتی رو به رو میشویم که گاه از سر احساس صادقانه نوشته شده است،...
۱۴۰۴/۰۶/۲۰
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی امروز خبری تلخ و ناگوار شنیدم؛ ایرج صغیری، بازیگر و کارگردان نامآشنای تئاتر و چهرهیی دوستداشتنی برای مردم بوشهر، پس از مدتها مبارزه با بیماری؛ چشم از جهان فروبست. آشنایی من با ایرج، (با نام اصلی ابوالحسن صغیری) به سال ۱۳۴۷ بازمیگردد، در روزگاری که هر دو...
۱۴۰۴/۰۶/۱۱
سینماسینما، عزیزالله حاجیمشهدی در سرزمین هنر، نقد همچون نسیمی است که بر آینه میوزد تا زنگار از رخ آن بزداید. خانوادهی پرشمار و رنگارنگ منتقدان سینمایی نیز، همچون دیگر شاخههای هنر، ترکیبی است ناهمگون: در کنار اهل اندیشه و قلمهای متعهد، گاه صدای «شبهمنتقدان» نیز به گوش میرسد؛ صداهایی که...
۱۴۰۴/۰۶/۱۰
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی بهره بُردن از درونمایهی برخی از آثار نمایشی ویلیام شکسپیر (William Shakespeare) نمایشنامهنویس، شاعر و بازیگر بلندآوازهی انگلیسی، در قالب اقتباس های سینمایی و نمایشی در میان فیلمنامه نویسان و نمایشنامه پردازان تازگی ندارد. مهم ترین دلیل این توجّه به تراژدی هایی از نوع «مکبث» (Macbeth)...
۱۴۰۴/۰۵/۱۹
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی هربار که کتاب یا فیلم مستند تازه یی از دکتر بهمن مقصودلو به دستم می رسد، با شور و شوق فراوان سرگرم خواندن و دیدن آن می شوم و به خوبی می دانم که حرف های ناشنیده ی فراوانی در آن کتاب یا فیلم تازه پیدا...
۱۴۰۴/۰۵/۱۶
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تاخیر چندساله در نمایش برخی ازفیلم های سینمایی به هردلیلی که باشد، برای این آثارپیامدهای احساسی خاصی به همراه خواهد داشت که گاهی شاید بتواند حتی برای برخی فیلم های ضعیف و نه چندان قابل اعتنا نیز فرصتی برای دلسوزی و نوعی همدردی با سازندگان آن...
۱۴۰۴/۰۵/۱۵
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی فرصت تازه یی پیش آمد تا به اتفاق دوستان سینمایی گروه سینما گفت وگو در تالار حافظ به تماشای نمایش «بهارنامک» به کارگردانی گووان مهر اسماعیلپور بنشینیم. نویسنده و کارگردانی که اجرای نمایش هایی چون: «نمایش بازیچگان» (۱۳۹۳) و «پایمردان دیو» (۱۴۰۲) و ترجمه و نمایش...
۱۴۰۴/۰۵/۰۸
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی؛ “پیرپسر” به عنوان دومین فیلم سینمایی” اُکتای براهنی” با تفاوت های آشکاری در مقایسه با فیلمِ ماجراجویانه ی “پل خواب”) ۱۳۹۳ ) نخستین کار حرفه یی این فیلمساز، به خوبی نشان می دهد که اکنون کارگردانی روبه روی ما ایستاده است که قواعدبازی را در ساخت...
۱۴۰۴/۰۵/۰۷
عزیزالله حاجی مشهدی منتقد و مدرس سینما گفت: فضای مجازی از یک سو فرصتهایی ایجاد کرده برای علاقهمندان به سینما اما از سوی دیگر، باعث نوعی «شبه منتقد پروری» شده است. به گزارش سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی، منتقد و مدرس سینما درخصوص وجود رسانهها غیررسمی که بدون نام و نشان...
۱۴۰۴/۰۴/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، عزیزالله حاجی مشهدی تماشای نمایش «دورهمی بانوی اول» به کارگردانی بهاره رهنما در تالار حافظ ، بهانه یی شد تا بازهم در روزهایی که پرده ی سینماها هنوز رنگ نمایش فیلم هایی در خور اعتنا را به خود نمی بینند، باردیگر به سراغ نمایش های درخور توجه برویم. با...
۱۴۰۴/۰۳/۱۰