
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی
خط لو رفتن داستان
شاید هنر کارگردانی اُکتای براهنی در دومین فیلمش، «پیر پسر»، نمایش خشونت زیرپوستی باشد، که در جای جای فیلم به چشم میخورد. نمایشی از اعماق جهنم، وقتی مصداق زمینیاش را پیدا کرده باشد. خشونتی تهدیدکننده، که تعلیق و ناامنی ایجاد میکند. نمایش چیزی شیطانی، که در وجود آدمی لانه کرده. گونهای احضار شیطان، وقتی تباهی و فساد همه جا ریشه دوانده.
در سینمای براهنی نوعی بدبینی به سرشت انسان نهفته. کنکاشی است در جنایت، که با ذات بشر یکی شده. این همه شاید از تاثیر داستایوسکی میآید، که «پیر پسر» اقتباسی از «برادران کارامازوف» اوست. غوطهور شدن در دنیای جنایت، برای تصویر کردن چیزی که ذره ذره در وجود آدمی میخلد. چیزی که او را از هر حس انسانیای جدا میکند. نوعی نمایش کابوسوار، از سلطنتِ شیطان بر روی زمین، وقتی امیدی برای رهایی نوع بشر باقی نمانده.
«پیر پسر»، چنین حال و هوایی را به کمک داستان و فضاسازیهای ویژهی براهنی نشان میدهد. و البته این مهم به کمک بازی بازیگرانش حاصل میشود، خاصه حسن پورشیرازی ، که گویی نسخهی بدل پدر برادارن کارامازوف است. شخصیتی شیطانی و هوسران، که کسی انگار جلودار او نیست. شاهی به جبر به تخت نشسته، که خانهی مادر علی، یکی از زنان بیشمارش را غصب کرده، تا در آن تارهای عنکبوتی گناهآلودش را پهن کند.
پورشیرازی، برای جان دادن به حضور شر، به چیزی بیش از یک نقشبازی ساده رویآورده. او به تمامیتِ حضور تباهی عینیت داده. با دیدن بازی او، انگار تجربهای کردهایم، از دیدار با چیزی که شر از آن ریشه میگیرد. بازی او درآوردن سادهی یک نقش نیست؛ به مواجههای با فساد در کلیت خود وقتی بر دنیای ما حاکم شده بدل میشود. بازی او گونهای محوریت برای دیگر شخصیتهای فیلم ایجاد کرده. حضورش به دیگر شخصیتهای فیلم، معنا و جهت داستانی میدهد. انگار کارگردان دوم پنهانی، در حال سامان دادن به فضای فیلم است.
علی با بازی حامد بهداد، شخصیت روشنفکر توسریخوردهای را نمایش میدهد، که توان قد علم کردن برابر استبداد پدر از او گرفته شده. بازی بهداد چیزی از این ریشهی ناتوانی نمیگوید. شاید علتش در بازی تیپیکگونهی حامد بهداد باشد، که برای جانبخشی این حس و حال، پیچیدگی کافی ندارد. شعارهای او در مورد کلافهگیاش از حضور در خانه، یا ایرادهایش به رعنا بخاطر تناقضهای پیچیدهی او، شاید چون با نوع بازی بهداد نمیخواند این طور ناکارآمد جلوه میکند. شاید هم بهداد بازیگر مناسبی برای چنین نقش پیچیدهای نیست.
جنس بازی او، نوعی عینیت و واقعگرایی میخواهد، که نقش علی با همهی سویههای درونیاش با آن منافات دارد. شاید دلیل انتخاب او، نشان دادن چهرهای متفاوتی از این شمایل بازیگری است. هدف هر چه بوده، برای نمایش این ناتوانی و القاء حس تحقیرِ شخصیتِ علی، بهداد بازیگر مناسبی به نظر نمیرسد
لیلا حاتمی در نقش رعنا، با نوعی فاصلهگذاری با نقش روبرو میشود. نمایش نوعی جنون در دنیایی که تکلیف خیر و شر مشخص نیست. این مهم در سکانس مهمانی در آتلیه، و دیدار با منتقد، با بازی بابک حمیدیان، و خندههای مستانهی لیلا حاتمی خود را نشان میدهد. بازی لیلا حاتمی نمایش استعاری زنی است که از سر ناچاری به این مکان ممنوعه، خانهی غلام باستانی، آمده. تصویر کردن گونهای قربانی زنانه که به مسلخگاه فراخوانده شده، تا به وقتش با کشته شدنش، شَرِ لانه کرده در وجود پدر، به تمامی سر برآورد. پدر را بدل کند به ابلیسی که به پسرانش چنگ میکشد، و خون میریزد. در صحنهی تکاندهندهی خونبار پایانی، که به تمامی نمایشی از وحشت و هراس است. تصویری از اعماق جهنم وقتی بر زمین آشکار میشود.
رعنا، با حضورش به عنوان مستاجر در طبقهی بالای خانه، نوعی حوای هبوط کرده به زمین را تداعی میکند، که قرار است بر هزارتووار بودن تارهایی که پدر بر این خانه تنیده بیفزاید. انگار او همان پاشنهی آشیلی باشد، که شیطان، در قالب غلام باستانی ( حتی نام این شخصیت هم شیطانی از اعماق دوزخ را تداعی میکند) با تصرفش، انتقامش از آدمی را میگیرد.
اینگونه، رقابتِ پدر و پسر برای تصاحبِ زن، برای نمایش پدرسالاری کهن حاکم شده بر خانه، نقشی مهم در ساختار روایی فیلم بازی میکند. لیلا حاتمی، نقش زنی فریبنده، گونهای وسوسهی انسانی، نمایش نوعی جنون آمده از جوهرهی بشر، و همزمان تصویری از یک قربانی زنواره را در بازیاش تجسم میدهد. رعنا با همهی پیچیدگیهایش وارد خانه میشود. حضور او نه تنها برای حضور شرگونهی پدر مانع ایجاد نمیکند، که قاعدهی بازی قدرت، در این خانهی رو به ویرانی را به هزارتوی تازهای میاندازد
بازی محمد ولیزادگان در نقش رضا، پسر کوچک خانواده، نوعی عصیانِ بیسرانجام را تصویر میکند. نمایشی از بچهای ناراضی که توان تغییر اوضاع را ندارد. او نظارهگر تحقیر و ظلمی است، که همه روزه بر ساکنان خانه میرود. عصیان پایانی او، قفل کردن در خانه برای بیرون کشیدن حقیقت از زبان پدر، تنها به بدتر شدن اوضاع و از دست رفتن جانش میانجامد. از دید براهنی عصیانی اینگونه ، علیه نظام پدرسالاری، تنها سهرابکشی چندمی را به بار میآورد.
گویی تاریخ در حال تکرار کهن الگوهای خود است. این را در تیتراژ خیرهکنندهی پایانی، جایی که دوربین در خانه میچرخد، تا تصویری از نقاشیهای شاهنامهای از پدرسالاران کهن چون رستم بالای جسد سهراب، را در قاب بگیرد، نمایان می شود. در بازی ولیزادگان، حسی است از آدمی که از روبرو شدن با حقیت اِبا دارد. این مطلب در نگاههای هراسیدهی او پیدا است.
گویی میداند در هماوردی با پدرسلار حاکم بر خانه، پیروزی از آن او نخواهد بود. او سهراب آمده از دل شاهنامه را به یاد میاورد، که دائم صحنهی مواجههی نهایی با پدرسالار مستبد را به تاخیر میاندازد. صحنهی رویارویی نهایی هم، جایی که پدر با بالش روی صورتش نشسته و خفهاش میکند، در اصل خواستهی او نیست. او به این دام کشیده میشود. صحنهی پایانی همان کابوسی است، که در طول فیلم مدام از آن فرار می کرد. این که بازیگر نمایش سهرابکشی باشد که قرار است توسط پدر اجرایی شود.
اینگونه با فیلمی روبروییم، از فیلمسازی که به جلوههای جنایت در وجود بشر علاقه دارد. فیلم او، نمایش سینمایی شده از استبداد، که از آدمی موجودی مطیع و سربه زیر میسازد. انسانی که ریشههایش با گذشته قطع شده، و توان مقابله با شر لانه کرده در خانهاش را ندارد. نگاهی بدبینانه به فرجام آدمی، که در رویارویی نهایی، گرچه از پُشت به شیطان زخم میزند، اما در نهایت بدل میشود به بدنی نیمهجان خیره به بالا؛ به تقدیری که برایش رقم زدهاند. نمایشی اگزیستانسیالیستی، اما بدبینانه از عصیانی که خون را بر زمین حاکم میکند.
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «دونده» شور فیلمسازی را در من بوجود آورد. این نقل معروف حمید نعمتالله است که برای رونمایی مستند «جستجو در تنگنا» به پردیس چهارسو آمده بود. امیر نادری شور فیلمبینی و سینماگردی را در خیلیها بهوجود آورد. البته فقط برای این مستند کارخانی را دوست نداریم....
۱۴۰۴/۰۹/۲۹
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «غریزه»، عاشقانهی سیاوش اسعدی، به مکان داستان هم راه یافته. شروع فیلم با دباغخانه است، با سر و صدا و قیل و قال آدمها، و کارخانهی بزرگی که شخصیت مرد قصه، رسول، مالک آن است، با پالتویی که روی دوشش انداخته، و شیوهی حرف زدنش و...
۱۴۰۴/۰۸/۰۷
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی سینمای ایران به لابیرنتی بدل شده، به طاوسی هزار نقش و نگار. هزار وجه و تصویر دارد، و از سویی به آدمهای نقاشیهای رنه ماگریت، نقاش سورئالیست بلژیکی میماند؛ به مردان بیچهرهای که به معما و راز می مانند. به عبارتی انگار نه تکلیف مخاطب ایرانی...
۱۴۰۴/۰۷/۲۸
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی شرایطی که به داستان فیلمِ «علت مرگ: نامعلوم» شکل داده، گونهای اضطرار است. یک جور موقعیت تحمیلی، که شخصیتهای فیلم را وا میدارد، سفری را در دل یک بیابان، درون یک وَن، در کنار هم پشت سر بگذارند. از همان آغاز، داستان ناخواسته حالتی استعاری پیدا...
۱۴۰۴/۰۷/۰۲
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «آدمفروش»، فیلم محمود کلاری، خاطره را در عکاسی صحنههای خوش ترکیبش سر و شکل داده. میگوییم عکاسی، چون قابهای عموما ساکن فیلم، حس و حالی عکاسانه را القا میکند. به تابلوهای طبیعت بیجان میماند، یا نوعی کنارِ هم گذاری عکاسانه، با حاکمیت رنگ زرد خردلی بر...
۱۴۰۴/۰۶/۲۴
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی دلبستگی سعید روستایی به واقعگرایی چیزی نیست، که بر کسی پوشیده باشد. او لایه لایه واقعیت را میکاود، و از آن غریبترین واقعیتهای زندگی را بیرون میکشد. این همه را به نوعی زبان سینمایی خاص خودش تصویر میکند، که پر از اِلهمانهای آمده از سینمای حادثهای...
۱۴۰۴/۰۵/۲۱
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «سلب مسئولیت» (Disclaimer) ساخته آلفونسوکوارون، مینی سریالی که شگفتی تمامعیاری است در نقاشی با نور. فصلهای بازگشت به گذشته، آن فصلهایی که از دید شخصیت مادر نویسنده و پسر از دست داده، روایت میشود، وامگیری آشکار و زیبایی است از فیلم «مرگ در ونیز» (۱۹۷۱) ویسکونتی....
۱۴۰۴/۰۱/۰۱
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی مقدمه: سالهاست که جریان فیلمهای جشنواره فیلم فجر را دنبال میکنم، و به رغم ساکن بودن در خارج کشور، هر سال به این مناسبت خودم را به وطن میرسانم، تا از قافلهی نمایش فیلمها عقب نمانم. فارغ از هر چیزی، همواره دنبالهرو فیلمهای جشنوارهام. در این...
۱۴۰۳/۱۱/۲۸
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی تاکسیدرمی یک فاجعهی به تمام معنا. آنقدر بد و مبتذل، که حتی فیلمهای گیشهای روی اکران به چنین چیزی شرف دارد. با نگاهی به فیلمهای امسال متوجه میشویم که یا خیلی خوبند یا آثاری در نهایت ناامیدی کامل. انگار حد وسطی این میان وجود ندارد. با...
۱۴۰۳/۱۱/۲۷
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی دست تنها امیرحسین ثقفی فیلمی ساخته که بهترین ساختهی این سالهای سینمای ایران است. فیلمی خیابانی به سبک سیاق فیلم های خیابانی دههی پنجاه شمسی. به سیاق کارهای امیر نادری ، اما با رویکرد اجتماعی صریحتر و منکوبکننده تر. در این میان شکیب شجره و مجید...
۱۴۰۳/۱۱/۲۳
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی کفایت مذاکرات کمدی بیمایه و کلیشهای و فیلمفارسیوار، که جایش در اکران عمومی است. از تصمیمهای غریب هیأت انتخاب که چنین فیلمی را انتخاب میکنند. ابتذال محض. فیلمنامهای برای نقد به واقع وجود ندارد. هر چه هست مشتی شوخی بیمزه و حال به همزن که مثلاً...
۱۴۰۳/۱۱/۲۲
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی ترک عمیق محمود از بیمارستان روانی مرخص میشود و فخری از آمدن محمود با خبر است. زمان زیادی از آمدن محمود به خانه نمی گذرد که مهمان ناخوانده ای به جمع آنها اضافه میشود و رازهای تاریک به تدریج فاش میشوند. نخستین تجربه کارگردانی آرمان زرینکوب،...
۱۴۰۳/۱۱/۱۹
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی یکی از درخشانترین اسپیبنآفهای داستانهای بتمن، که البته ربطی به شخصیت بتمن ندارد، دربارهی یکی از شرورترین شخصیتهای دیسی کمیکز، از سرسختترین دشمنان بتمن، که با نویسندگی بیل فینگر و طراحی باب کین بزرگ، در شماره ۵۸ کتابهای مصور کمیکهای کارآگاهی در دسامبر ۱۹۴۱ برای اولین...
۱۴۰۳/۰۸/۱۱
سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی این که مستندی بر اساس نوار صوتی شنیداری شکل بگیرد البته چیز جدیدی نیست. «گوش کن مارلون» (Listen to Me Marlon- ۲۰۱۵؛ استیفن رایلی) بر اساس این ایدهی صدایی شکل گرفت که میشود گونهای خاطرهنگاری مستندگونه ساخت، که ساختارهای پازلگونهی ذهن آدمی را تداعی کند. مستند...
۱۴۰۳/۰۸/۰۲
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، آریو همتی «پیرپسر» به کارگردانی و نویسندگی اکتای براهنی بنا بر مقولهبندی ساختاریک، یعنی سینمای پیشا ساختارگرا، ساختارگرا، پسا ساختارگرا و فراساختارگرا در نوع سینمای فراساختارگرا و در ادامه مسیر فیلمهای «دونده» امیر نادری، «بادکنک سفید» جعفر پناهی، «طعم گیلاس» عباس کیارستمی، «فروشنده» اصغر فرهادی و… قرار میگیرد. این...
۱۴۰۴/۰۸/۲۰
سینماسینما، سپیده ابرآویز فیلمساز چه نویسنده فیلمنامه باشد چه کارگردان، خوب است روانشناسی بداند. خوب که نه اصلا واجب است و ضروری. اکتای براهنی این موضوع را به درستی درک میکند او فارغ از اینکه اقتباس میکند یا نمیکند بازیگر حرفهای میآورد یا نمیآورد فیلمش را خوب میسازد یا نمیسازد...
۱۴۰۴/۰۸/۱۵
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، منوچهر دین پرست فیلم «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی، دومین اثر سینمایی او، با فیلمنامهای منسجم و کارگردانی پخته، یکی از برجستهترین آثار سینمای ایران در سالهای اخیر است. فیلم درباره خانوادهای سهنفره شامل پدر مستبد (غلام با بازی حسن پورشیرازی) و دو پسرش (علی: حامد بهداد، رضا: محمد ولیزادگان)است...
۱۴۰۴/۰۸/۱۲
اکران آنلاین فیلم «پیرپسر» در پلتفرم «فیلمنت» عصر امروز متوقف شد. به گزارش سینماسینما، اکتای براهنی، کارگردان این فیلم، در صفحه شخصی خود اعلام کرد: پخش «پیرپسر» از ساعت سه بعد از ظهر امروز (شنبه) به دستور رئیس ساترا متوقف شده است و تلاشها برای ادامه پخش تاکنون بینتیجه مانده...
۱۴۰۴/۰۸/۱۰
فیلم «پیر پسر» به کارگردانی اکتای براهنی، امشب به طور اختصاصی در سینما آنلاین فیلمنت اکران شد. به گزارش سینماسینما، فیلم درام ایرانی «پیر پسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی و تهیهکنندگی حنیف سروری و بابک حمیدیان، ۴ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۸، در سینما آنلاین پلتفرم فیلمنت به نمایش...
۱۴۰۴/۰۸/۰۴
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
فیلم سینمایی «پیر پسر» به کارگردانی اکتای براهنی، از ساعت ۱۸ یکشنبه ۴ آبان به طور اختصاصی در سینما آنلاین فیلمنت اکران میشود. نوشته اکران آنلاین فیلم «پیر پسر» از امشب در فیلمنت اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۸/۰۴
تهیه کننده فیلم سینمایی پیر پسر به کارگردانی اکتای براهنی با تایید قاچاق این فیلم سینمایی گفت: ادمین کانال تلگرامی که نسخه این فیلم را منتشر کرده باید خسارت سنگینی بدهد. به گزارش سینماسینما، «حنیف سروری» یکی از تهیه کنندگان فیلم «پیر پسر» اظهار کرد: نسخه قاچاق فیلم سینمایی پیر...
۱۴۰۴/۰۸/۰۴
سینماسینما، مسعود ارجمندفر فیلم «پیرپسر»، دومین ساختهی اکتای براهنی، اثری چندلایه و عمیق است که فراتر از یک درام خانوادگی، به کاوش در تاریکترین زوایای روان انسان و ریشههای اساطیری میپردازد. این فیلم با الهام از مفاهیم روانشناختی کارل گوستاو یونگ، ساختارهای روایی اساطیری و ارجاع به ادبیات کهن ایران...
۱۴۰۴/۰۷/۱۸
سینماسینما، سمیه کاظمی حسنوند فیلم سینمایی «پیرپسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی، روایتگر زندگی مردی به نام غلام باستانی و دو پسرش؛ علی و رضا است. پیرمردی که در دود و عیاشی و رفیق بازیهای آنچنانی غرق است و پسرانش را قربانی زندگی بیثمری کرده که همچون کلاف سردرگمی...
۱۴۰۴/۰۶/۲۹
سینماسینما، زهرا راد دیوارهای ترکخورده فریاد میزنند، پنجرههای گردگرفته نور را در خود خفه میکنند و حوض خشکشده، آرزوهای بربادرفته را پیش چشم میگذارد. خانهی پدری در «پیرپسر» اکتای براهنی، تنها لوکیشن نیست؛ کاراکتری زنده است که از دل سینمای روسیه تا تهران امروز را روایت میکند. اینجا معماری، خودِ...
۱۴۰۴/۰۶/۱۸
سینماسینما، ترجمه: فریبا جمور نمایش فیلم سینمایی «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی در جشنوارههای خارجی، فرصتی بود تا این اثر از نگاه اهالی مطبوعات و منتقدان در رسانههای کشورهای میزبان نقد شود؛ نگاه فیلم به موضوع مردسالاری، ارتباط پدر و پسران، نقش زن در فیلم و مواردی از این دست در...
۱۴۰۴/۰۶/۱۳
سینماسینما، فرزانه متین جادوی سینما بدین معناست که یک فیلم خوب توانایی آن را دارد تا مخاطباش را به فراسوی زندگی روزمره ببرد. اکتای براهنی بیپروا با موضوعات اجتماعی و ساختارهای تجربی، یکی از چهرههای برجسته نسل جدید سینمای ایران است که نه پیرو سینمای هنری است و نه همراه...
۱۴۰۴/۰۶/۰۸
سینماسینما، ابوالفضل نجیب بسیاری بر این باور هستند که «پیرپسر» دومین فیلم اکتای براهنی در سینمای ایران یک اتفاق تازه است. آنچه به اتفاق تعبیر میشود الزاما به معنای اعتبار و ارزشهای بصری و سینمایی، بلکه وجهی از تمایز فیلمی است که پتانسیل و ظرفیتهای متنوعی برای تأویلگرایی، تفسیرگرایی و...
۱۴۰۴/۰۶/۰۲
سینماسینما، ندا قوسی «همه اصول اخلاقی پیر مرد در این کلام خلاصه میشد: دنیا پس از مرگ من چه دنیا چه سراب!»[۱] [در متن حاضر جملاتی از کتاب «برادران کارامازوف»، فئودور داستایفسکی، ترجمه استاد پرویز شهدی منتشر شده توسط انتشارات مجید استفاده شده که دقیقاً و به طور مشخص به...
۱۴۰۴/۰۶/۰۱
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما؛ جدیدترین قسمت از برنامه سینمایی «هفت»، جمعه ۲۴ مرداد از ساعت ۲۲ به صورت زنده به آنتن شبکه نمایش رفت. در بخشی از این برنامه، بهروز افخمی مطرح کرد که حمید نعمت الله کارگردان «قاتل و وحشی» در تماسی تلفنی که با او داشته مطرح کرده است که اکتای...
۱۴۰۴/۰۵/۲۵