درباره انتخاب نماینده ایران برای معرفی به آکادمی اسکار/ تا خورشیدی بالای سرت، چه وقت دوام بیاورد | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

درباره انتخاب نماینده ایران برای معرفی به آکادمی اسکار/ تا خورشیدی بالای سرت، چه وقت دوام بیاورد

lazy_placeholder.gifphoto_2025-08-08_03-33-50-300x300.jpg سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی

سینمای ایران به لابیرنتی بدل شده، به طاوسی هزار نقش و نگار. هزار وجه و تصویر دارد، و از سویی به آدم‌های نقاشی‌های رنه ماگریت، نقاش سورئالیست بلژیکی می‌ماند؛ به مردان بی‌چهره‌ای که به معما و راز می مانند. به عبارتی انگار نه تکلیف مخاطب ایرانی با این سینما مشخص است، و نه خود سینماگر ایرانی می‌داند در این بلبشوبازار سانسور، و سیاستگذاری سلیقه‌ای، و حاکمیت ایدئولوژی، که هیچ مخالفتی را هم بر نمی‌تابد، با چه انگیزهای فیلمسازی کند.

هدف از طرح این بحث چیست؟ شاید ریشه‌یابی این پارادوکس سینمای رسمی و غیررسمی (یا همان زیرزمینی) هدف اصلی باشد. این به هم ریختگی قواعد فیلمسازی که نمودش در ساز و کار پخش و تولید آشکار است. ماجرا  این روزها از این هم فراتر رفته، و این چند دستگیُ در فیلم‌های رسمی و مورد تایید سازمان سینمایی هم خود را نشان داده. مثال مشخصش همین معرفی نماینده‌ی ایران به آکادمی اسکار است، که خود جنجالی تازه رقم زده.

خانه‌ی سینما بیانیه رسمی می‌دهد، که از امسال در کمیته‌ی انتخاب اسکار نخواهد بود، اما اعضای شاخص خانه‌ی سینما در کمیته حضور دارند (هر چند اعلام شود که اختیار حضور اعضا به انتخاب خودشان است)، آن هم نه برای اینکه فیلمی که شانس و شایستگی بیشتری دارد را انتخاب کنند، چون تصمیم گرفته‌اند انتخاب خودشان را به عنوان نماینده بفرستند، بدون آنکه به این توجه کنند فیلم انتخاب شده، که بر حسب اتفاق فیلم خوبی هم هست، چقدر شانس برای رسیدن به لیست نهایی دارد.

انتخاب اول بی‌تردید فیلم جعفر پناهی بود، اما انگار این یک قانون از پیش نانوشته است، که بخت اول ایران را همیشه، با چیزهایی که ربطی به سینما ندارد زائل کند. عده‌ای سر و صدا کردند که فیلم پناهی کجای این بازی است، اما از همان اول هم معلوم بود حرف‌های این دسته از مخالفان، که قاعده‌ی بازی در این عرصه را نمی‌دانند راه به جایی نمی‌برد. ظن بعدی به فیلم «پیر پسر» می‌رفت، اما فیلم خوش ساخت علی زرنگار، با اکثریت قاطع آرا انتخاب می‌شود.

از خود می‌پرسیم، اینجا که دیگر فشار حکومتی در کار نبود، چنین انتخابی از کجا ریشه گرفته؟ عده‌ای می‌گویند بحث قدرت در کار است. این که ساز و کار انتخاب فیلم به کل در اختیار خانه سینما گذاشته شود. انگار اگر فیلم دیگری، هر فیلمی، به لیست نهایی فیلم خارجی اسکار برسد، کلیت سینمای ایران از این ماجرا سود نمی‌برد. اینجا حقیقت دیگری خود را به رخ می‌کشد. آنچه به عنوان فیلم‌های منتخب به لیست کمیته انتخاب راه یافته، متاسفانه واقعیت رسمی و در حال جاری سینمای روی پرده نیست.

فیلم‌های روی اکران با چند استثناء، مثل «پیرپسر» و «زن و بچه»، در اختیار شبه‌فیلم‌های کمدی سخیف است. آش آن‌قدر شور شده که مدیران دولتی هم انگار این جور شیوه‌ی فیلمسازی را تشویق می‌کنند. هر چند ظاهراْ به نوع برتری از فیلمسازی، البته تحت نظارت‌های دولتی، روی خوش نشان می‌دهند. واقعیت اینست که ارتباط عادی مردم با سینما قطع شده، و مدیران دولتی نمی‌خواهند این حقیقت را بپذیرند، و مدام به فروش فیلم‌های سخیف ارجاع می‌دهند. غافل از اینکه این شبه فیلم‌های روی پرده، هویت فرهنگی نمی‌سازند. انگار سالن‌های سینما مرکز فروش خوارو بار ولباس و چیزهایی از این قبیل‌اند، و هر چه فروش بالاتر نشان رونق در آن عرصه است. صریح بگوییم نمی‌دانند و نمی‌خواهند بدانند، یا اصلاْ درکی از این موضوع ندارند، وگرنه اوضاع اکران این طور دست کاسبان این آش شله‌ قلمکار روی پرده نمیشد. ‌نمی‌دانند چون به بحرانی که سینمای ملی ریشه دوانده بی‌توجهند.

این اوضاع یکی دوسال هم نیستُ مدت‌هاست این اتفاق افتاده، و انگار به صورت پدیده‌ای طبیعی هم درآمده. گویی باید هم همین‌طور باشد. چرا که نه. فیلم‌های روی پرده دارند با ارقام نجومی می‌فروشند (و راستی چه کسی است بر آمار فروش این فیلم‌ها صحه بگذارد). حال هدف از این همه بحث و اشاره به ناهماهنگی‌های تولید اکران برای چیست؟ اینجاست که به سرمنشاْ مشکل برمی‌گردیم. چیزی که هدف اصلی از نگارش این نوشتار است. اینکه بحران وقتی ریشه‌دار می‌شود، ابعاد غول‌آسایی به خود می‌گیرد. امسال این وضعیت در معرفی چهار فیلم فیلمساز ایرانی به نمایندگی از چهار کشور مختلف خود را نشان داده.

این البته چیز بدی نیست. اما یک پیام مشخص دارد. یک جور بلاتکلیفی در جریان فیلمسازی در سینمای ایران حاکم است، که به چنین روندی منجر شده. این که فیلمسازان از مجراهای رسمی و صنفی خود، اینجا خانه سینما، قطع امید کرده‌اند، و مانند فیلمسازان مهاجر رو به کشورهای دیگر روی آورده‌اند. گونه‌ای روند شکل‌گیری فیلمسازی ریشه از وطن بریده، با این فرق که فیلم در کشور مبدأُ اینجا ایران، تولید می‌شود، اما بعد به عنوان فیلمی از کشور دیگر در جوایز معتبر سینمایی معرفی می‌شود. این یعنی چیزی به نام ماهیت ملی در فیلمسازی، رخت بربسته. فیلم علی زرنگار به همان راحتی می‌توانست نماینده‌ی تاجیکستان باشد، که فیلم شهرام مکری الان هست.

این البته از یک منظر شاید اتفاق خوشایندی جلوه کند. نام فیلم ایرانی همه جا سر زبان‌ها افتاده. اما خوش‌بینان به چنین روندی از این که چه چیزی در حقیقت ورد زبان‌ها است توجهی نشان نمی‌دهند؛ این که صدای واحدی از کشور مورد اشاره شنیده نمی‌شود. انگار حساسیتی نیست، موفقیت فیلمی متعلق به کشور میزبان باشد یا جای دیگر. گویی هویت فیلم ایرانی این وسط چیزی اضافی است.

جالب آنکه در سال‌های دهه شصت تلاش می‌شد بومی‌سازی و نوعی هویت‌سازی (گرچه جعلی)، برای این سینما تراشیده شود. حال همه چیز به گذر باد سپرده شده. بادی که می‌وزد و فیلم ایرانی را به گوشه‌ای از این کره‌ی خاکی بر زمین می‌نشاند. طبیعی است چنین فیلمسازی نمی‌تواند در  سرزمین تازه ریشه بدواند. او چون پرندگان مهاجری است، که هر بار مقصدی تازه را برای سکونت تازه‌ی خود انتخاب می‌کند. انگار پرندگانی باشند گم شده در مه، که سرزمین اصلی خود را از یاد برده‌اند.

انگار همه چیز رویایی باشد از خواب کسی که از بی‌خوابی رنج می‌برد، و حال تشخیص رویا از واقعیت را از دست داده. گویی جایی که در آن به سر می‌بریم خانه‌ی خودمان نباشد. حکایت کسی که نامش را از خاطر بردهُ و در روند به یادآوردن نامش به صورتک‌هایی می‌رسد، که هیچ کدام صورت خودش نیست. گونه‌ای بی‌چهره‌گیُ که از فیلمساز ایرانی مسافری می‌سازد با چمدانی به مقصدی نامعلوم.

داستان فیلم  علی زرنگار، «علت مرگ نامعلوم»، به خوبی نشان‌دهنده‌ی این وضعیت است. تعدادی مسافر که در ماشینی گرد هم آمده‌اند، اما هیچکدام حسی از ثبات و ریشه‌دار بودن را حس نمی‌کنند. نوعی ناامنی و تعلق نداشتن به جایی، انگار سایه‌ای باشی افتاده بر دیوار تا خورشیدی بالای سرت تا چه وقت دوام بیاورد.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/148376
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید

حمید نعمت الله
۳

مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق می‌کند

مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق می‌کند

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «دونده» شور فیلمسازی را در من بوجود آورد. این نقل معروف حمید نعمت‌الله است که برای رونمایی مستند «جستجو در تنگنا» به پردیس چهارسو آمده بود. امیر نادری شور فیلم‌بینی و سینماگردی را در خیلی‌ها به‌وجود آورد. البته فقط برای این مستند کارخانی را دوست نداریم....

۱۴۰۴/۰۹/۲۹


«غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود می‌گریزی

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «غریزه»، عاشقانه‌ی سیاوش اسعدی، به مکان داستان هم راه یافته. شروع فیلم با دباغ‌خانه است، با سر و صدا و قیل و قال آدم‌ها، و کارخانه‌ی بزرگی که شخصیت مرد قصه، رسول، مالک آن است، با پالتویی که روی دوشش انداخته، و شیوه‌ی حرف زدنش و...

۱۴۰۴/۰۸/۰۷

مجید برزگر
۱

درباره «علت مرگ: نامعلوم»/ کاش نبود پنجره‌ای، یا چشم‌هایی که ما را بپاید

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی شرایطی که به داستان فیلمِ «علت مرگ: نامعلوم» شکل داده، گونه‌ای اضطرار است. یک جور موقعیت تحمیلی، که شخصیت‌های فیلم را وا می‌دارد، سفری را در دل یک بیابان، درون یک وَن، در کنار هم پشت سر بگذارند. از همان آغاز، داستان ناخواسته حالتی استعاری پیدا...

۱۴۰۴/۰۷/۰۲

محمود کلاری
۱

«آدم‌فروش» نوعی بازی با نور و رنگ، که آدم‌ها در آن مهمان تصاویرند

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «آدم‌فروش»، فیلم محمود کلاری، خاطره را در عکاسی صحنه‌های خوش ترکیبش سر و شکل داده. می‌گوییم عکاسی، چون قاب‌های عموما ساکن فیلم، حس و حالی عکاسانه را القا می‌کند. به تابلوهای طبیعت بی‌جان می‌ماند، یا نوعی کنارِ هم گذاری عکاسانه، با حاکمیت رنگ زرد خردلی بر...

۱۴۰۴/۰۶/۲۴

سعید روستایی
۱

«زن و بچه»؛ دوئلی تصویری با چهره‌هایی خیره‌شده به دوربین

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی دلبستگی سعید روستایی به واقع‌گرایی چیزی نیست، که بر کسی پوشیده باشد. او لایه لایه واقعیت را می‌کاود، و از آن غریب‌ترین واقعیت‌های زندگی را بیرون می‌کشد. این همه را به نوعی زبان سینمایی خاص خودش تصویر می‌کند، که پر از اِله‌مان‌های آمده از سینمای حادثه‌ای...

۱۴۰۴/۰۵/۲۱


«پیرپسر»؛ خون بر زمین حاکم می‌شود

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی خط لو رفتن داستان شاید هنر کارگردانی اُکتای براهنی در دومین فیلمش، «پیر پسر»، نمایش خشونت زیرپوستی‌ باشد، که در جای جای فیلم به چشم می‌خورد. نمایشی از اعماق جهنم، وقتی مصداق زمینی‌اش را پیدا کرده باشد. خشونتی تهدیدکننده، که تعلیق و ناامنی ایجاد می‌کند. نمایش...

۱۴۰۴/۰۴/۲۶


«سلب مسئولیت»؛‌ کابوسی پنهان‌شده پشت نور

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «سلب مسئولیت» (Disclaimer) ساخته آلفونسوکوارون، مینی سریالی که شگفتی تمام‌عیاری است در نقاشی با نور. فصل‌های بازگشت به گذشته، آن فصل‌هایی که از دید شخصیت مادر نویسنده و پسر از دست داده، روایت می‌شود، وام‌گیری‌ آشکار و زیبایی است از فیلم «مرگ در ونیز» (۱۹۷۱) ویسکونتی....

۱۴۰۴/۰۱/۰۱


چیزی شبیه پرسه‌زدن در سالن نمایشی با آدم‌هایی که نمی‌شناسی

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی مقدمه: سال‌هاست که جریان فیلم‌های جشنواره فیلم فجر را دنبال می‌کنم، و به رغم ساکن بودن در خارج کشور، هر سال به این مناسبت خودم را به وطن می‌رسانم، تا از قافله‌ی نمایش فیلم‌ها عقب نمانم. فارغ از هر چیزی، همواره دنباله‌رو  فیلم‌های جشنواره‌ام. در این‌...

۱۴۰۳/۱۱/۲۸


سه فیلم و همه راه‌هایی که به بیراهه رفتند

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی تاکسیدرمی یک فاجعه‌ی به تمام معنا. آن‌قدر بد و مبتذل، که حتی فیلم‌های گیشه‌ای روی اکران به چنین چیزی شرف دارد. با نگاهی به فیلم‌های امسال متوجه می‌شویم که یا خیلی خوبند یا آثاری در نهایت ناامیدی کامل. انگار حد وسطی این میان وجود ندارد. با...

۱۴۰۳/۱۱/۲۷


فیلم‌هایی در بستر نگاه گیشه‌ای و ملودرامی غافلگیرکننده در سینمای ایران

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی دست تنها امیرحسین ثقفی فیلمی ساخته که بهترین ساخته‌ی این سال‌های سینمای ایران است. فیلمی خیابانی به سبک سیاق فیلم های خیابانی دهه‌ی پنجاه شمسی. به سیاق کارهای امیر نادری ، اما با رویکرد اجتماعی صریح‌تر و منکوب‌کننده تر. در این میان شکیب شجره و مجید...

۱۴۰۳/۱۱/۲۳


از فیلم‌های نصحیت‌گونه و سفارشی تا بازی میخکوب‌کننده یک بازیگر

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی کفایت مذاکرات  کمدی بی‌مایه و کلیشه‌ای و فیلمفارسی‌وار، که جایش در اکران عمومی است. از تصمیم‌های غریب هیأت انتخاب که چنین فیلمی را انتخاب می‌کنند. ابتذال محض. فیلمنامه‌ای برای نقد به واقع وجود ندارد. هر چه هست مشتی شوخی بی‌مزه و حال به هم‌زن که مثلاً...

۱۴۰۳/۱۱/۲۲


یاداشت‌های جشنواره/ هفت فیلم زیر ذره‌بین

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی ترک عمیق محمود از بیمارستان روانی مرخص می‌شود و فخری از آمدن محمود با خبر است. زمان زیادی از آمدن محمود به خانه نمی گذرد که مهمان ناخوانده ای به جمع آنها اضافه می‌شود و رازهای تاریک به تدریج فاش می‌شوند. نخستین تجربه کارگردانی آرمان زرین‌کوب،...

۱۴۰۳/۱۱/۱۹


درباره سریال «پنگوئن»؛ بهای زنده بودن در کابوسی اکسپرسیونیستی

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی یکی از درخشان‌ترین اسپیبن‌آف‌های داستان‌های بتمن، که البته ربطی به شخصیت بتمن ندارد، درباره‌ی یکی از شرورترین شخصیت‌‌های دی‌سی کمیکز، از سرسخت‌ترین دشمنان بتمن، که با نویسندگی بیل فینگر و طراحی باب کین بزرگ، در شماره ۵۸ کتاب‌های مصور کمیک‌های کارآگاهی در دسامبر ۱۹۴۱ برای اولین...

۱۴۰۳/۰۸/۱۱

ساموئل خاچیکیان
۱

«ساموئل خاچیکیان؛ یک گفت‌وگو»؛ گفت‌وشنود با شبحی از گذشته که خیال رفتن ندارد

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی این که مستندی بر اساس نوار صوتی شنیداری شکل بگیرد البته چیز جدیدی نیست. «گوش کن مارلون» (Listen to Me Marlon- ۲۰۱۵؛ استیفن رایلی) بر اساس این ایده‌ی صدایی شکل گرفت که می‌شود گونه‌ای خاطره‌نگاری مستندگونه ساخت، که ساختارهای پازل‌گونه‌ی ذهن آدمی را تداعی کند. مستند...

۱۴۰۳/۰۸/۰۲


نمایشی از بطالت/ نگاهی به فیلم «پلان ۷۵»

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی پلان ۷۵، به نمایش در آمده در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر برنامه دولتی پلان ۷۵، شهروندان سالخورده را تشویق می کند تا برای بهبود جامعه سالخورده، معدوم شوند. یک زن سالخورده که ابزار بقا در حال ناپدید شدن است، یک فروشنده عملگرای پلان ۷۵...

۱۴۰۲/۱۲/۱۴


وقتی کابوس از ازل با بشر زاده شد/ نگاهی به فیلم «سمره»

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی Semret، به نمایش در آمده در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر سمره، یک مادر مجرد در یک بیمارستان محلی زوریخ کار می کند، او هر کاری می کند تا زندگی بهتری را برای دخترش تضمین کند. هنگامی که سمره به ناحق در بیمارستان به قصور...

۱۴۰۲/۱۲/۱۴


یک وسترن تمام عیار/ نگاهی به فیلم «سایه کتیر»

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی ‌داستان The Shadow of Catire / سایه کتیر محصول مکزیک و ونزوئلا/ به نمایش در آمده در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر  ​در سرزمینی دوردست که توسط سربازان فاسد کنترل می شود، راهزن سالخورده بنیتو کروز،  با نام مستعار سایه، تصمیم گرفته است در جستجوی...

۱۴۰۲/۱۲/۱۲


یک مواجهه‌ی ناخوشایند/ نگاهی به فیلم «پس از ورود»

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی UPON ENTRY/ پس از ورود/ به نمایش درآمده در چهل و دومین جشنواره فیلم فجر  زن و شوهر جوان اسپانیایی در بدو ورود به آمریکا توسط مامور گمرک مرزی به بخش بازجویی منتقل می‌شوند. در آن اتاق تنگ و بسته این دو باید علاوه با مواجه...

۱۴۰۲/۱۲/۱۲

ویشکا آسایش
مهتاب کرامتی

«تقصیر من نیست» در واگن زنان مترو به ایستگاه آخررسید

سینماپرس: فیلمبرداری فیلم سینمایی «تقصیر من نیست» به کارگردانی اسماعیل میهن‌دوست در واگن زنان به پایان رسید.

۱۳۹۵/۰۷/۰۴