«بی‌داد»؛ گونه‌ای پیله تنیدن شبانه‌ با صدای زنانه‌ | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

«بی‌داد»؛ گونه‌ای پیله تنیدن شبانه‌ با صدای زنانه‌

lazy_placeholder.gifphoto_2025-08-08_03-33-50-300x300.jpg سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی

چیزی که در مورد «بی‌داد» جلب توجه می‌کند، صحنه‌های کلیشه‌ای (مثل برخورد مسئول زن  بی‌حوصله آموزشگاه موسیقی در ابتدای فیلم) و سمبل‌های  آشکار (مثل کرم ابریشمی که ستی، دخترک آوازخوان فیلم نگه می‌دارد) نیست. فیلمساز به تدریج و به ظرافت، ساختار معماری بیانی‌اش را در دل فیلم بنا می‌کند، این همه از دل یک واقعگرایی گزارشی (که سبک غالب فیلم‌های افشاگرایانه و زیرزمینی سال‌های اخیر است) می‌آید. یک جور واقع‌گرایی که در فیلم‌های دیگر به رونمایی از واقعیت محدود می‌شود، اما اینجا، مکان داستان (خیابان) را به بازی آورده.

در این میان هنوز حضور ماموران خشن و بداخلاق قانون آزاردهنده است، و فیلم را به کلیشه‌ی فیلم‌های اعتراضی بدل می‌کند. اما آنچه نفس‌گیر و جالب توجه است، استفاده‌ی خلاقانه از سکوت به عنوان یک جور شیوه‌ی داستانی است. مثالش یکی از نقاط عطف فیلم، جایی است که ستی، پناه گرفته زیر راه‌پله‌ای شروع به خواندن می‌کند و با صدایش مردم را دور خود جمع می‌کند. یا گشت‌زنی شبانه ستی و ببین (پسری است که او را همراهی می‌کند). جالب اینکه شخصیت پسر قصه به محض اولین برخورد دختر با پلیس، سر و کله‌اش ظاهر می‌شود. انگار پسرک با آن ظاهر عجیب و غریبش و آن خانه‌ی غریب بزرگ هزارتووار، بخش خفته و رادیکال و در عین حال آشفته‌ی ‌درون دخترک خواننده باشد، که جامعه صدای خواندنش را تاب نمی‌آورد. از این منظر، بی‌نامی شخصیت ببین، و اینکه با وجود اصرار دختر نامش را نمی‌گوید معنی‌پذیر می‌شود.

یک جور رابطه‌ی عاشقانه‌ی کمیاب، که به مدد بازی زیبا و خیره‌کننده سروین ضابطیان در نقش ستی، یکی از ماندگارترین عاشقانه‌ی سینمایی سال‌های اخیر را رقم می‌زند. غافلگیری مهم فیلم، بی‌شک نماهای پایانی است. جایی که صدای ترانه‌ی مرا ببوس، روی تصاویر خیابان‌های شهر، جاهایی خالی از حضور ستی و ببین، طنین می‌اندازد. همراه نقش‌نگاره‌ی دختری که در دل دیوارهای شهر جا خوش کرده. انگار این شبحی باشد، که همه جا بر شهر در تاریکی فرو رفته سایه انداخته باشد. گویی خود شهر صدای ستی را بازتاب دهد. به این می‌ماند شهر صدای دختر خواننده را همراه نقش به جا مانده از او در سکوت فریاد بزند.

انگار سیاهی نماهای شبانه‌ی فیلم، تاریکی و ممنوعیت اعمال شده بر دخترک را تصویرسازی کند. یک جور وارد کردن شهر به جعرافیای داستانی فیلم، تا اثرگذاری آنچه می‌بینیم بیشتر خود را به رخ بکشد. گونه‌ای واقع‌گرایی شاعرانه، که از دل تلخی، امید را بازتاب می‌دهد. یک جور خوش‌بینی، که در فیلم‌های اخیر سینمای زیرزمینی نایاب است، و می‌تواند شروع حرکتی برای کشف قابلیت‌های پنهانی محیط شهری به عنوان جعرافیای داستان باشد.

با یک سینمای خیابانی زنانه روبروییم، که قواعد زیبایی‌شناسانه‌ی خود را دارد. شخصیت‌ها جا و مکان درستی ندارد. مثل ستی (که با مادر الکلی‌اش مشکل دارد) و ببین (غریبه‌ای که در خانه‌اش پناه گرفته). آدم‌هایی که امکان ارتباط با آدم‌های اطراف را ندارند، چون این امکان از آنها گرفته شده. برای همین ببین در خانه‌اش با گل‌ها و گیاهانش یک زندگی درونی برپا کرده، و ستی فقط بخاطر ترس از ماموران نیست که در زیر گذرها برای خواندن پناه گرفته، شهر به گونه‌ای او را در آغوش خود پنهان می‌کند.

گونه‌ای به چالش کشیدن سینمای خیابانی مردانه‌ی دهه‌ی پنجاه (با فیلم‌هایی چون «تنگنا» و «خداحافظ رفیق») که قهرمان زخمی مرد از همه جا طرد می‌شد، و روی کف آسفالت شهر جان می‌داد. اینجا شهر حامی‌ بی‌نام و نشانی، چون ببین را از ناکجاآباد برایش می‌فرستد. شهر به بافت داستان نفوذ می‌کند، و حالتی حمایت‌گرایانه از قهرمانان مطرود را به خود می‌گیرد. انگار فرشتگان نادیدنی فیلم «زیر آسمان برلین» ویم وندرس، بال‌هایشان را روی قهرمان آسیب‌پذیر گسترده‌اند. انگار شهر با چراغ‌های محو روشنش، با نماهایی شبه امپرسیونیستی از پشت شیشه‌ی ماشینی که قهرمان‌های فیلم درونش نشسته‌اند، گونه‌ای جشن خیابانی برای قهرمانان فراری داستان برپا کرده باشد.

از دل واقع‌گرایی سخت و زمخت سینمای انتقادی، یک جور سینمای شاعرانه زاده می‌شود. چیزی شبیه رئالیسم شاعرانه‌ی دهه‌ی سی سینمای فرانسه، با آن فضای تیره و تارش که از یک جور تلخی و وقوع چیزی هولناک را خبر می‌داد (جنگ جهانی دوم، و اشغال فرانسه، و تشکیل حکومت ویشی آن را ثابت کرد). اینجا با آنکه داستان بیشتر در نماهای بسته و در تاریکی شب شهر می‌گذرد، گونه‌ای امید حمایتگرانه موج می‌زند.

چیزی که لبخند به لب ستی بیاورد و آن نگاه عاشقانه‌ی کمیاب را را بر صورتش بنشاند (در صحنه‌ای که ببین، برای بار دوم، بعد بیرون آمدن ستی از بازداشتگاه، به طور معجزه‌آسایی خود را نشان می‌دهد). گویی کرم ابریشمی که ستی نگه داشته، به شکل شخصیت ببین خود را نشان می‌دهد. چیزی برآمده از درون شخصیت اصلی داستان و از قلب شهر، تا همچون پوشش حمایتی آنها را در بربگیرد. گویی بهشت در دل همین تاریکی به زمین هبوط کرده، و منتظر برآمدن روز نشده. انگار این داستان دمیدن صبح باشد در دل شبی، که زیباترین نورهای امیدش را بر کوچه‌ها و راهروهای به ظاهر دلگیر شهر انداخته.

گونه‌ای آشتی با شهر، در سینمایی که چند دهه پیش آن را دشمن قهرمان فیلم‌هایش می‌دانست، و آن را به گورستانی خیابانی بدل کرده بود( جان کندن اسی خوشدست «تنگنا» و «رضا موتوری» را در کف خیابان به یاد بیاوردید). در «بی‌داد»، با یک جر اکسپرسیونیسم رویاگونه روبروییم. انگار آن اوتپیای خیالی، با این بافت واقع‌گرایانه‌ی حاکم بر فیلم، چندان دور از دسترس نیست. انگار صدای زنانه‌ای لازم بوده، تا طلسم نامهربانی شهر را بشکن و آن را به بهشتی زنانه بدل کند. همچون صدای آواز سیرن‌هایی که شهر را چیز دیگری بدل کرده باشند. گونه‌ای پیله تنیدن شبانه‌، با صدای زنانه‌ای که از امید و زیبایی می‌خواند.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/158069
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید

حمید نعمت الله
۳

مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق می‌کند

مستند «جستجو در تنگنا»؛ چیزی که شور زندگی خلق می‌کند

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «دونده» شور فیلمسازی را در من بوجود آورد. این نقل معروف حمید نعمت‌الله است که برای رونمایی مستند «جستجو در تنگنا» به پردیس چهارسو آمده بود. امیر نادری شور فیلم‌بینی و سینماگردی را در خیلی‌ها به‌وجود آورد. البته فقط برای این مستند کارخانی را دوست نداریم....

۱۴۰۴/۰۹/۲۹


«غریزه»؛ وقتی همچون تبعیدی از شهر خود می‌گریزی

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «غریزه»، عاشقانه‌ی سیاوش اسعدی، به مکان داستان هم راه یافته. شروع فیلم با دباغ‌خانه است، با سر و صدا و قیل و قال آدم‌ها، و کارخانه‌ی بزرگی که شخصیت مرد قصه، رسول، مالک آن است، با پالتویی که روی دوشش انداخته، و شیوه‌ی حرف زدنش و...

۱۴۰۴/۰۸/۰۷


درباره انتخاب نماینده ایران برای معرفی به آکادمی اسکار/ تا خورشیدی بالای سرت، چه وقت دوام بیاورد

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی سینمای ایران به لابیرنتی بدل شده، به طاوسی هزار نقش و نگار. هزار وجه و تصویر دارد، و از سویی به آدم‌های نقاشی‌های رنه ماگریت، نقاش سورئالیست بلژیکی می‌ماند؛ به مردان بی‌چهره‌ای که به معما و راز می مانند. به عبارتی انگار نه تکلیف مخاطب ایرانی...

۱۴۰۴/۰۷/۲۸

مجید برزگر
۱

درباره «علت مرگ: نامعلوم»/ کاش نبود پنجره‌ای، یا چشم‌هایی که ما را بپاید

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی شرایطی که به داستان فیلمِ «علت مرگ: نامعلوم» شکل داده، گونه‌ای اضطرار است. یک جور موقعیت تحمیلی، که شخصیت‌های فیلم را وا می‌دارد، سفری را در دل یک بیابان، درون یک وَن، در کنار هم پشت سر بگذارند. از همان آغاز، داستان ناخواسته حالتی استعاری پیدا...

۱۴۰۴/۰۷/۰۲

محمود کلاری
۱

«آدم‌فروش» نوعی بازی با نور و رنگ، که آدم‌ها در آن مهمان تصاویرند

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «آدم‌فروش»، فیلم محمود کلاری، خاطره را در عکاسی صحنه‌های خوش ترکیبش سر و شکل داده. می‌گوییم عکاسی، چون قاب‌های عموما ساکن فیلم، حس و حالی عکاسانه را القا می‌کند. به تابلوهای طبیعت بی‌جان می‌ماند، یا نوعی کنارِ هم گذاری عکاسانه، با حاکمیت رنگ زرد خردلی بر...

۱۴۰۴/۰۶/۲۴

سعید روستایی
۱

«زن و بچه»؛ دوئلی تصویری با چهره‌هایی خیره‌شده به دوربین

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی دلبستگی سعید روستایی به واقع‌گرایی چیزی نیست، که بر کسی پوشیده باشد. او لایه لایه واقعیت را می‌کاود، و از آن غریب‌ترین واقعیت‌های زندگی را بیرون می‌کشد. این همه را به نوعی زبان سینمایی خاص خودش تصویر می‌کند، که پر از اِله‌مان‌های آمده از سینمای حادثه‌ای...

۱۴۰۴/۰۵/۲۱


«پیرپسر»؛ خون بر زمین حاکم می‌شود

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی خط لو رفتن داستان شاید هنر کارگردانی اُکتای براهنی در دومین فیلمش، «پیر پسر»، نمایش خشونت زیرپوستی‌ باشد، که در جای جای فیلم به چشم می‌خورد. نمایشی از اعماق جهنم، وقتی مصداق زمینی‌اش را پیدا کرده باشد. خشونتی تهدیدکننده، که تعلیق و ناامنی ایجاد می‌کند. نمایش...

۱۴۰۴/۰۴/۲۶


«سلب مسئولیت»؛‌ کابوسی پنهان‌شده پشت نور

سینماسینما، محمدرضا امیر احمدی «سلب مسئولیت» (Disclaimer) ساخته آلفونسوکوارون، مینی سریالی که شگفتی تمام‌عیاری است در نقاشی با نور. فصل‌های بازگشت به گذشته، آن فصل‌هایی که از دید شخصیت مادر نویسنده و پسر از دست داده، روایت می‌شود، وام‌گیری‌ آشکار و زیبایی است از فیلم «مرگ در ونیز» (۱۹۷۱) ویسکونتی....

۱۴۰۴/۰۱/۰۱


نگاهی به سینمای زیرزمینی به بهانه «بی‌داد»/ عرصه تجلی سینمای اجتماعی 

سینماسینما، ابوالفضل نجیب سینمای زیرزمینی خواسته یا ناخواسته و معطوف به تنگ نظری‌ها و استیلای سانسور و اعمال گردنه‌های متعدد بر تولید سینمای اجتماعی، به پدیده عادی تبدیل شده است. نکته قابل تامل در این مورد استقبال و موفقیت‌های این‌گونه سینمای نوظهور و به رسمیت شناختن آن در خارج از...

۱۴۰۵/۰۵/۳۰


«بی‌داد»؛ ضربه هفتاد و پنجم

سینماسینما، گلاره محمدی این روزها واژه‌ها بیش از هر زمان دیگری از اعتبار و معنای واقعی‌شان تهی شده‌اند. «جسورانه»، «ملتهب» و «واقعی» گاهی فقط برای گرفتن لایک و ویو به کار می‌روند و پس از مصرف، از درجه اعتبار ساقط می‌شوند. «بی‌داد» هم با همین واژه‌ها معرفی می‌شود؛ فیلمی جسورانه،...

۱۴۰۵/۰۵/۲۶


دادی که «بی‌داد» به باد داد/ شعار و دیگر هیچ!

فیلم سینمایی «بی‌داد» به کارگردانی سهیل بیرقی که این روزها درباره آن می‌شنویم، جدای نظرگاه انتقادی و سیاسی‌اش، از نظر سینمایی دچار اشکالات جدی است. نوشته دادی که «بی‌داد» به باد داد/ شعار و دیگر هیچ! اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۵/۲۵


تجربه زیسته و نقد فیلم: حق سخن گفتن یا معیار داوری؟

سینماسینما، مینا اکبری بحث‌های اخیر درباره فیلم «بی‌داد» ساخته سهیل بیرقی بار دیگر این پرسش را پیش کشیده که تجربه زیسته در نقد یک فیلم اجتماعی چه جایگاهی دارد؟ کسی که یک واقعیت را زیسته، حق دارد درباره تصویری که سینما از آن واقعیت ارائه می‌دهد حرف بزند؛ حتی اگر...

۱۴۰۵/۰۵/۲۳


با معرفی برگزیدگان پنجاه و نهمین دوره جشنواره؛جایزه ویژه کارلووی واری به فیلم سهیل بیرقی رسید

جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره کارلووی واری به فیلم «بی‌داد» ساخته سهیل بیرقی رسید. به گزارش سینماسینما، مراسم اختتامیه پنجاه و نهمین جشنواره کارلووی واری که یکی از معتبرترین و بزرگترین جشنواره‌های فیلم است ساعتی قبل برگزار شد و فیلم سینمایی «بی‌داد» به کارگردانی سهیل بیرقی جایزه ویژه هیئت داوران...

۱۴۰۴/۰۴/۲۱


محکومیت سهیل بیرقى کارگردان و عوامل «بى داد» به حبس و جزاى نقدى

بانی‌فیلم: برخی از منابع خبری در فضای مجازی به نقل از صفحه اینستاگرام سهیل بیرقی از محکومیت این کارگردان و ...ادامه مطلب

۱۴۰۴/۰۴/۱۱


تازه‌ترین‌ها از جشنواره اروپایی/ فیلم سهیل بیرقی به بخش مسابقه کارلووی واری راه یافت

سینماسینما، پاریس مدیر جشنواره فیلم کارلووی واری پیش از این اعلام کرده بود که یک فیلم غافلگیرکننده ایرانی در مسابقه جشنواره حضور خواهد داشت. مدیر جشنواره اطلاع داد اسم این فیلم «بیداد» (یا بی‌داد) ساخته سهیل بیرقی است. این فیلم ماجرای دختر خوانندهای است که موسیقی دوست دارد و می...

۱۴۰۴/۰۴/۰۵


نمایش یک فیلم زیرزمینی ایرانی در بخش مسابقه جشنواره کارلو ویواری

بانی‌فیلم: جشنواره کارلوویواری امسال یک فیلم از سینمای زیرزمینی ایران را در مسابقه قرار داد. پنجاه و نهمین جشنواره کارلوویواری ...ادامه مطلب

۱۴۰۴/۰۴/۰۵


خواهی نشوی رسوا،همرنگ جماعت شو

خواهی نشوی رسوا،همرنگ جماعت شو

فرزانه متین-فیلم عامه پسند این روزها با اکران آنلاین وارد شبکه نمایش خانگی شده است.عامه پسند سومین اثر سهیل بیرقی ،پس از فیلم من و عرق سرد است.بیرقی در طول کارنامه ی هنری اش نشان داده که مبارزه زنان برای به دست آوردن حقوق شان سوژه ی آثارش بوده و...

۱۴۰۳/۰۳/۱۹