
سینماسینما، محمد ناصریراد؛
در چهارمین شب از مجموعهٔ «شبهای روایت و تصویر» که در پانزدهم مهرماه ۱۴۰۴ در گالری سروناز شیراز با همکاری موسسه فرهنگیـهنری اردیبهشت عودلاجان برگزار شد، مستند «نقاشِ باد» ساختهی عزتالله پروازه بر پرده رفت.
فیلم، پرترهای از بیژن بهادری کشکولی، نقاش ایل قشقایی است؛ هنرمندی که در زمان ضبط اثر حدود یک دهه قبل در دوران افول حافظه و زوال ذهن و اضمحلال تن، در میان بومها و بادها زندگی میکند. اما پروازه، مستندی دربارهٔ بیماری یا ضعف پیری نساخته؛ او سفری به درون ذهن ساخته و پرداخته است.
مستند با پرسشی آغازین یعنی«من کی هستم؟» از زبانِ بهادری کشکولی، آغاز میشود.
اگرچه این جملات، به ظاهر ساده بنظر میرسد اما در عمق خود، تمام منطق روایی فیلم را تعیین میکند. پروازه از همین لحظه تصمیم میگیرد که دوربین را از جهان بیرونی جدا کند و وارد دالانهای تاریک ذهنِ هنرمندِ تصویرگر شود. از نور به سایه، از عینیت به ذهنیت، از واقعیت به خاطره.
در میانه های اثر دوربین، در عبوری نرم و هوشمندانه، از سطح عینی جهان فاصله میگیرد و به سمت فضاهایی میرود که نه کاملاً واقعیاند و نه خیالی؛ دالانهای ذهنی که در آنها کودکی، فرهنگ و مناسباتِ ایل، باد، رنگ و زوال درهم میپیچند. این فضاها تنها استعاره نیستند، بلکه ساختار سینمایی فیلم را شکل میدهند؛ گویی هر قاب، یک برش از ناخودآگاه است.
راوی فیلم دخترِ بهادری است؛ دختری آرام، خسته و مراقب که پدر را تیمار میکند، مثل پروانهای که گرد شمعِ در حالِ خاموشی میگردد. صدای او، ریتمی درونی دارد و جای خالی منطق گفتارِ سوژه را پُر میکند.
در سطح روانشناختی، حضور او را میتوان به مثابهٔ حافظهٔ بیرونی ذهنِ فروپاشیدهی پدر دانست. او همان بخشی از خودآگاه است که هنوز در برابر فراموشی مقاومت میکند؛ نجوایی که تلاش دارد تا گذشته را از نابودی نجات دهد.
در واقع، پروازه با این انتخاب هوشمندانه، فیلم را از دام روایت صرفاً درمانمحور میرهاند و به تاملی دربارهٔ رابطهٔ اسطوره ای پدر و دختر، حافظه و استمرار زندگی بدل میکند.
مستند با شور عید نوروز آغاز میشود؛ صدای طبل و دهل ایل، رنگ سبز و باد ملایم. اما در دلِ همین بهار، زوال و خاموشی خانه کرده است. این تضاد، نقطهٔ اصلی آیرونی فیلم است، یعنی بهارِ جهان در برابر خزانِ ذهن انسان.
مولف از این تضاد، ساختاری دوگانه میسازد. هرجا نشانهای از زندگی هست، نشانی از مرگ و ایستایی نیز در حاشیهٔ قابها پنهان است.
در بخشهای میانی، دوربین به تکرار وارد راهروها و سایههای مبهم میشود؛ گویی بیننده را به عمق ذهن فرو میبرد. این لحظات، قلب روانشناختی فیلماند که با نقاشی های متحرک شده و حدیثِ نفسِ بهادری هممسیر میشوند.
از منظر تحلیلی، دالانهای ذهن بهادری بازنمایی استعاری از فرایند انحلال حافظه هستند. همانطور که در روانشناسی شناختی، خاطره در زمان زوال، به شکل پارههای ناپیوسته بازمیگردد، در فیلم نیز تکهتصاویر نقاشی از ایل، کوچ، خورده فرهنگها و کودکی در فواصل زمانی بیقاعده ظاهر و محو میشوند. پروازه از این آشفتگی ساختاری نمیهراسد؛ بلکه آن را با کاشت های ابتدایی و آشناییزدایی اولیه به زبان فیلم بدل میکند. با این همه، «نقاشِ باد» بیعیب نیست.
فیلم گاه دچار تشتت سبکی و چنددستی در بیان میشود. پروازه در تلاش برای نمایش ذهن، از تنوع وسیعی از تکنیکها بهره میگیرد؛ از حرکتهای نرم و نورپردازی انتزاعی تا بازسازی ذهنی، مصاحبه با دوستان و همکارانِ بهادری و افکتهای بصری. این وفور ابزار، در برخی لحظات، از تمرکز و یکپارچگی اثر میکاهد.
اما باید پذیرفت که پروازه در مرز ظریفی حرکت میکند؛ میان مستند مشاهدهگر و سینمای ذهنی. و در نهایت، با تکیهی بر ریتم آرام تدوین و پیوندهای صوتی دقیق، موفق میشود انسجام کلی کار را حفظ کند.
یکی از نقاط بحثبرانگیز فیلم، تلاش مولف برای حرکت دادن نقاشیهاست.
پروازه میکوشد با موشنهای نرم، به نقاشیهای بهادری جان ببخشد؛ تلاشی که از یک سو جذاب است و از سوی دیگر پرسشی اساسی میآفریند که آیا نقاشی را میتوان به حرکت درآورد؟ به نظر من، پاسخ منفی است.
نقاشی در ذات خود ایستا است؛ سکون، جزو هویت آن است. هر تلاشی برای حرکت دادن بافت نقاشی، از خلوص بصری و تکیهگاه معنوی آن میکاهد. سینما، زبان حرکت است؛ نقاشی، زبان سکون و حرکاتِ تثبیت شده در درونِ سکونها. پروازه گاه این مرز را میشکند و تلاش میکند تصویر نقاش را به حرکت وادارد. اما در همان لحظاتی که قابها اجازه میدهند نقاشی در سکوت خود باقی بماند، فیلم صادقتر، تأملبرانگیزتر و عمیقتر میشود.
از منظر تکنیکال، فیلم در سطح قابل اعتنایی است. صداگذاری و طراحی صوتی دقیق، ترکیب صدای باد و سازهای قشقایی، و ریتم آرام و درونگرای تدوین، به انسجام اثر کمک کردهاند.
نورپردازی در خدمت مضمون است، تضاد میان روشنایی و سایه، بازتابی از دوگانگی ذهن و واقعیت. پروازه از پرسپکتیوهای محدود، نماهای نیمرخ و از بالا بهره میگیرد تا حس زمینگیری، انزوا و فروبستگی فضا را القا کند.
در عمق، «نقاشِ باد» فیلمی دربارهی حافظه و هویت جمعی ایل قشقایی است. ذهن بهادری، در واقع، حافظهی فرسودهٔ یک قوم است؛ خاطرهای در حال محو که هنوز در باد زنده است و به شدتی درگیره مدرنیته شده که گویی ایل راه را دارد از یاد میبرد.
پروازه در ادامهی مسیر مستندسازان جنوب، بهویژه در شیراز و کهگیلویه، زبان شاعرانه را با نگاه مردمنگارانه درآمیخته، اما برخلاف مستندهای قومنگار کلاسیک، از توصیف بیرونی عبور کرده و به ذهنیت و روانِ سوژه رسیده است.
از این منظر، «نقاشِ باد» را میتوان تلاشی آگاهانه برای پیوند روانشناسی فردی با حافظهی جمعی دانست. بهادری، در این روایت، دیگر فقط یک هنرمند نیست؛ تمثیلی از انسان جنوب است که میان خاک و باد، میان رنگ و فراموشی، در جستوجوی خویشتن و ایلِ در دستِ فراموشی خویشتن است.
در پایان، «نقاشِ باد» اثری است تأملبرانگیز و از لحاظ زبانی جسور؛ گاه آشفته، اما در مجموع زنده و صادق است.
پروازه، در این مستند، علاوه بر روایتِ زندگی یک هنرمند در دوران زوال، نبردِ ذهن با فراموشی را به تصویر میکشد.
پرسش آغازین، «من کی هستم؟»، پاسخی نمییابد؛ چون اساساً قرار نیست بیابد. در جهان «نقاشِ باد»، پرسش خود پاسخ است.
باد میوزد، ایل کژ دار و مریز در حرکت است و دختر هنوز کنار پدر است، و نقاش همچنان میکوشد تا از دل خاموشی، رنگی تازه بر باد بزند.
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربهای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی میکند....
۱۴۰۴/۱۲/۰۸
سینماسینما، محمد ناصریراد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دههای شکل میگیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یکسو ویترین مدرنیته را با خیابانهای عریض، زرق...
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سنماسینما، محمد ناصریراد با پخش مستند گفتوگومحور پگاه آهنگرانی و محصول بیبیسی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانهای فارسیزبان بار دیگر به میدان واکنشهای احساسی، ستایشهای شتابزده و داوریهای صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...
۱۴۰۴/۱۰/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهدهگر، وریته و مستند مردمنگار حرکت میکند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنتها عبور میکند و به قلمرو مستند داستانی وارد میشود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهدهمحور، ساختاری را پیش میبرد که...
۱۴۰۴/۱۰/۰۱
سینماسینما، محمد ناصریراد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهلوسوم، با همهی موافقتها و مخالفتها، تجربهای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربهای که بیش از هر اتفاقی، مسئلهی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابهجایی جغرافیایی نبود،...
۱۴۰۴/۰۹/۳۰
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ «یک تصادف ساده» تازهترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان میدهد که او چگونه در دل محدودیت، گسترهای وسیع از امکانات سینمایی را خلق میکند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازهای را پیش چشمِ مخاطب میگشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...
۱۴۰۴/۰۹/۱۷
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ ابراهیم امینی را سالهاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشمبادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانهای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...
۱۴۰۴/۰۹/۱۶
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلانهای نخست نشان میدهد که جسارت تجربهگری در...
۱۴۰۴/۰۹/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبیفام مرز بنا میکند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابهجایی انسانها و خشونت پنهان در بافتهای روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین بهواسطه رنگ...
۱۴۰۴/۰۹/۰۸
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه طبیعی جهان بسته و خفقانزده سهگانه احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان میراند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایهٔ خاطرههای فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...
۱۴۰۴/۰۹/۰۷
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کمنظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روانشناختی، به قلمرویی قدم میگذارد که معمولاً از دسترس روایتهای کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را میتوان تلفیقی از اسطورهپردازی...
۱۴۰۴/۰۹/۰۵
سینماسینما،محمد ناصریراد «استاکر» تارکوفسکی در زمرهی آثاری قرار میگیرد که در آن تجربهی سینمایی از سطح روایت فراتر میرود و به قلمرویی وارد میشود که روان، فلسفه و زیباییشناسی را در یک میدان مشترک گرد میآورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...
۱۴۰۴/۰۸/۱۹
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ با انتخاب شیراز بهعنوان میزبان چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور بهشکل بیسابقهای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصریراد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامهای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بستهای از پیشنهادهای عملیاتی و...
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
سینماسینما، محمد ناصریراد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاببندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفتشناسانه بدل میکند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطورهای...
۱۴۰۴/۰۸/۱۳
سینماسینما، محمد ناصریراد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را بهطور تمامعیار اثبات میکند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکرهای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیتها عمل میکند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعهای از...
۱۴۰۴/۰۸/۱۱
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم «ای ایران» ساختهی ناصر تقوایی، از آن دست آثاری است که در جغرافیای محدود خود، گسترهی یک سرزمین را به نمایش میگذارد. ماسوله در این فیلم، کارکردِ صرفا لوکیشن نداشته و عملا استعارهای از تمام ایران است؛ شهری پلکانی که طبقاتش از بالا تا پایین، بازتابی...
۱۴۰۴/۰۸/۰۹
سینماسینما، وحید مباشری مستند «سرکوهی» ساخته محمد ناصریراد تلاشی است برای احیا؛ کوششی که با ترسیم لحظاتی صمیمی و بیپیرایه، مخاطب را بیواسطه با رنجِ نبودن روبهرو میکند. فیلم به جای توسل به شعارهای رایج دربارهی حفظ میراث فرهنگی، از نیستی سخن میگوید و غیاب را به تصویر میکشد. زاویهی...
۱۴۰۴/۰۸/۰۵
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» از آن دست آثاریست که در ظاهر، قصهای ساده و فانتزی روایت میکند، اما در لایههای زیرین خود، جهانی از معنا، روان و فلسفه را آشکار میسازد. روایتی از مواجههی یک پیرزن تنها با چیزی به ظاهر بیجان و در حقیقت، با خویشتنِ...
۱۴۰۴/۰۸/۰۲
سینماسینما، محمد ناصریراد «دختر قاصدکها»؛ قاصدکی در بادِ شالیزار در کنار شالیزار، جایی میان سبزی و باد، دخترک برخلاف میل مادرش چکمه پلاستیکی و آبی را از پا در آورده و جسارت کرده و نیم پوتینی که بر قامتش بزرگ است پوشیده و پا به زمین بازی میگذارد؛ تصمیمی کودکانه...
۱۴۰۴/۰۷/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا و فیلمنامهای مشترک از اصغر فرهادی، بیانیهای تصویری است از جامعهای که میان زمین و آسمان، میان زیستن و رهایی، میان وطن و رؤیای فرار، در آن دهه یعنی آغاز دهه هشتاد خورشیدی در حال تردید است، تردیدی که کماکان...
۱۴۰۴/۰۷/۲۹
سینماسینما، محمد ناصریراد دریا همیشه در سینمای ناصر تقوایی، استعارهای از سرنوشت است و در «ناخدا خورشید»، این سرنوشت چهره مییابد، زنده میشود، میجوشد و قهرمان را در بر میگیرد. اما راز اصلی فیلم در جایی نهفته است که ناخدا و خالقش، در یک مدار به هم میرسند. ناخدا خورشید،...
۱۴۰۴/۰۷/۲۵
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ امروز، جنوب خاموش شد. بادِ جن، از خلیج برخاست و تا دلِ تهرانِ پاییزی وزید، با دودی غلیظ از چای تلخِ ناتمام، با بوی کاغذی که هرگز خط نخورَد. ناصر تقوایی رفت؛ بزرگمردی که داییجان ناپلئون را از صفحههای ادبیات بیرون کشید و به جانِ مردم بخشید؛...
۱۴۰۴/۰۷/۲۲
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ شهرام مکری در «جنایت بیدقت» بار دیگر نشان میدهد که دغدغه اصلیاش صرفاً بازنمایی وقایع تاریخی نیست، بلکه کاوش در ماهیت زمان، روایت و سینما است. اگر “ماهی و گربه” تجربهای جسورانه در یکپلان و «هجوم» تمرینی در فشردگی فضا بود، «جنایت بیدقت» ترکیب پختهای است از...
۱۴۰۴/۰۷/۱۳
سینماسینما، محمد ناصری راد؛ دیشب، در شامگاه اول مهرماه ۱۴۰۴، تالار کوچک و صمیمی گالری سروناز میزبان شبی بزرگ بود؛ شبی که به همت خانه اردیبهشت اودلاجان و گالری سروناز و با همکاری کلینیک سلامت پایدار، در چارچوب سومین شب مستند در شهر شیراز برگزار شد. هنرمندان و فرهیختگان شیرازی...
۱۴۰۴/۰۷/۰۲
سینماسینما، محمد ناصریراد اثرِ «فریاد ساز» با هدایتِ قیام کرمی شیرازی شهریورماه در پردیس سینمایی نگین شیراز روی پرده رفت؛ اثری که میکوشد با شکوه میزانسن و پرداخت بصری، پرچم تصویر را برافرازد، اما در ساحتِ روایت و انسجام زبانی از ظفر بازمیماند. در سطح طراحی لباس و گریم، دقت...
۱۴۰۴/۰۶/۱۸
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ در تقویم نوشته بودند شب چهاردهم شهریور، برج آزادی میزبان خواهد بود؛ همایون شجریان، صدایی آشنا، فرزند یک تاریخ آواز. سازها آماده شدند، پردهها در خیال بالا رفتند، اما صحنه خالی ماند. کنسرت لغو شد، اما ماجرا از همان لحظه آغاز شد. در این چند روز روایتهای...
۱۴۰۴/۰۶/۱۲
سینماسینما، محمد ناصریراد مستند «قلعه خاموش» به کارگردانی حنیف شهپرراد و تهیهکنندگی فرهاد ورهرام، محصول شبکه مستند سیما، در نگاه نخست بیش از هر چیز به دلیل اهمیت سوژهاش، یعنی قلعهی تاریخی ایزدخواست، جایگاه ویژهای مییابد. قلعهای که خود در مقام نشانهای فرهنگی و تاریخی، حامل یک متن است؛ متنی...
۱۴۰۴/۰۶/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد سوم شهریور ۱۴۰۴ پردیس سینمایی امینتارخ شیراز، نخستین پاتوق فیلم کوتاه شیراز پس از ماهها تأخیر برگزار شد. در این رویداد، پنج فیلم کوتاه به نمایش درآمد که در این نوشته قصد دارم به نقد و تحلیل هر یک از آنها بپردازم. در نخستین اثر به نمایش...
۱۴۰۴/۰۶/۰۶
سینماسینما، محمد ناصریراد سینمای شاعرانه، بیش از آنکه یک ژانر مستقل باشد، شیوهای از مواجهه با سینماست؛ مواجههای که تصویر را به جای کلمه، حس را به جای منطق، و شهود را به جای ساختار برمیگزیند. در این قلمرو، فیلم به یک ابزار صرف برای روایت داستان محدود نمیشود، بلکه...
۱۴۰۴/۰۵/۲۸