«خداحافظ آشغال»؛ سفرِ پنهانِ پیرزنِ معلم | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

«خداحافظ آشغال»؛ سفرِ پنهانِ پیرزنِ معلم

lazy_placeholder.gifIMG_20251005_133810_736-225x300.jpg سینماسینما، محمد ناصری‌راد

فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» از آن دست آثاریست که در ظاهر، قصه‌ای ساده و فانتزی روایت می‌کند، اما در لایه‌های زیرین خود، جهانی از معنا، روان و فلسفه را آشکار می‌سازد. روایتی از مواجهه‌ی یک پیرزن تنها با چیزی به ظاهر بی‌جان و در حقیقت، با خویشتنِ فراموش‌شده‌اش. این اثر، بازتابی از انسان معاصر است؛ انسانی که در نظام مصرف‌زده‌ امروز، تنها اشیاء نیست بلکه خود و دیگران را نیز به چرخه‌ زباله‌سازی سپرده است. بهمن و بهرام ارک، با درکی عمیق از ماهیت تصویر و سکوت، جهانی می‌سازند که در آن زباله از سیفون ظرف‌شویی بیرون می‌خزد، اما در حقیقت از ژرفای ناخودآگاه پیرزن برمی‌خیزد.

پیرزن، زمانی معلم بوده؛ یعنی حامل معنا، دانایی و ارتباط انسانی. اکنون در پیری، در خانه‌ای خالی، سرد، فراموش شده و خاموش، در میان ظرف‌ها و زباله‌ها، خود به دور ریزی زنده تبدیل شده است. آشغال، تجَسدِ همان بخش طردشده‌ روان اوست، بخشی که جامعه و خانواده‌اش نخواسته‌اند، اما او در خلوت به آن جان می‌دهد. ابتدا می‌ترسد، سپس کنجکاو می‌شود و بعد انس می‌گیرد. روند آشنایی او با آشغال، روند بازگشتِ ناخودآگاهِ سرکوب‌شده است. زباله در این فیلم، سایه‌ یونگیِ پیرزن است؛ بازگشتی از اعماق، توده‌ای تیره و مرطوب که حامل خاطرات، اشیای گمشده و بخش‌های فراموش‌شده‌ زندگی اوست. هرچه آشغال بزرگ‌تر می‌شود، زن بیشتر در درون خویش فرو می‌رود.

فیلم، رابطه‌ای دیالکتیکی میان طرد و آغوش، مرگ و تداوم و انسان و شیء می‌سازد. آشغال، در عین بی‌ارزشی، با ارزش‌ترین موجود زندگی پیرزن است. در جهانی که همه چیز مصرف می‌شود و دور انداخته می‌شود، او معنای تازه را در همین بی‌ارزشی می‌یابد. اَرک‌ها با هوشمندیِ تمام، بدون آنکه به دام رئالیسم اجتماعی بیفتند، از واقعیت عبور کرده و به یک استعاره‌ اگزیستانسیالیستی دست می‌یابند. در جهانِ پیرزن، تنها زباله است که هنوز روح دارد. زباله‌ او، انعکاس خودِ اوست؛ موجودی که جامعه به حاشیه‌اش رانده، اما هنوز می‌تپد، نفس می‌کشد و عشق می‌ورزد.

نقطه‌دیدهای آشغال در زمانی شکل می‌گیرند که موجود از توده‌ای بی‌چهره به هیئتی انسانی نزدیک می‌شود و به نخستین تجربه ادراک دست می‌یابد. در این مرحله، فیلم از زاویه دید آشغال جهان را بازمی‌سازد؛ زاویه‌ای لرزان، از پشتِ شیارهای سیفونِ ظرفشویی و تنفس‌دار که حس تولد آگاهی در جسمی دورریختنی را القا می‌کند. این POVها در منطق فرمی اثر، نقطه عبور از ماده به معنا هستند؛ لحظه‌ای که شیء، صاحب نگاه می‌شود و سینما از سطح روایت به سطح آگاهی ارتقا می‌یابد. دوربین از چشم‌هایی می‌نگرد که از فاضلاب برخاسته‌اند، چشم‌هایی که هنوز از رطوبت تولد خیس‌اند و جهان را با غریزه و حیرت می‌بینند. در این ساختار، نگاه آشغال همزمان استعاره‌ای از بیداری و تداوم حافظه پیرزن است؛ نگاهی که در مرز میان انسان و شیء نوسان دارد و به جای بازنمایی واقعیت، بازنمایی ادراک را پیش می‌کشد. از منظر زیبایی‌شناسی، این نقطه‌دیدها ساختار تصویری فیلم را از رئالیسم به تجربه‌ای متافیزیکی سوق می‌دهند؛ جایی که این استفاده فرمیک نشانه‌ای از کوشش موجود برای دیدن و بودن است. در حقیقت،POV آشغال لحظه تولدِ سوژه از دلِ ابژه است؛ بیانی تصویری از این پرسش بنیادین که آگاهی از کجا آغاز می‌شود و چگونه حتی در دورریختنی‌ترین ماده، امکان ادراک زنده می‌شود.

طراحی صحنه و میزانسن در این فیلم نقشی بنیادین دارد. آشپزخانه‌ی پیرزن، از یک مکان فیزیکی پا فراتر نهاده و به بازنمایی ذهن او بدل می‌شود؛ تنگ، مرطوب، کم‌نور و مملو از تکرار. نور در طول فیلم تغییر می‌کند؛ از سرد و خاکستری آغاز می‌شود، در هنگام انس گرفتن زن با آشغال به رنگ‌های زرد و خاکی درمی‌آید و در پایان، در تاریکی و نور چراغ کامیون زباله به اوج رسیده و در پایان در روشنا، محو می‌شود. این تغییرات نوری، همان سفر درونی پیرزن از ترس تا آشتی و مرگ است. صدا نیز در این فیلم نقشی شاعرانه دارد. صدای قطرات آب، صدای تنفس پلاستیک و صدای نرم حرکت فاضلاب، همه نشانه‌هایی از تداوم حیات در دل مرگ‌اند. پلاستیکی که در پایان فیلم، پس از مرگ پیرزن، هنوز پر و خالی از هوا می‌شود، همان ریه‌های آشغال است؛ گویی روح پیرزن در آن جریان یافته و تنفسِ او در ماده‌ مرده ادامه دارد.

از منظرِ فرمیک، این اثرِ درخشان در مرز میان رئالیسم و سوررئالیسم حرکت می‌کند. اَرک‌ها از فضای روزمره و عادی، واقعیتی ذهنی می‌سازند که در آن اشیاء جان می‌گیرند و روان، در فضا جاری می‌شود. ترکیب قاب‌های بسته، ریتم کند و حس تعفن و رطوبت، همه برای ایجاد جهانی به کار می‌رود که در آن بیرون و درون از هم تفکیک‌ناپذیرند.

در این جهان، فاضلاب همان ناخودآگاه است و پیرزن، با فرورفتن در آن، در حقیقت به اعماق ذهن خویش بازمی‌گردد. او به جایی می‌رود که دیگر از جامعه و زمان جداست؛ به سکوتی پیشاانسانی، به آغاز و پایان.

اما «خداحافظ آشغال» تنها روایتی روان‌کاوانه نیست؛ در سطحی اجتماعی‌تر، تمثیلی است از وضعیت نسلی فراموش‌شده در جامعه‌ی امروز ایران. پیرزن، چهره‌ی نسلِ مادران و معلمانی است که زمانی فرهنگ را پرورده‌اند و اکنون، در قلبِ شهر و خانه‌های کوچک، در انتظار فراموشی‌اند. زباله در این معنا، علاوه بر ضایعات مادی، نشانه‌ فراموشی ارزش‌ها و انسان‌هاست. فرزندان او همانند جامعه، او را همانند زباله‌ای بی‌مصرف کنار گذاشته‌اند. اما فیلم با نگاهی انسانی و تلخ، این زباله را واجد معنا و زندگی نشان می‌دهد. آشغال، میراث انسانی ماست که در سکوت و گمنامی می‌زید.

ارک‌ها در این فیلم، مرگ را  بازگشت می‌دانند. مرگ پیرزن، بازگشت او به چرخه‌ زیستِ فراموش‌شده است. فاضلاب، اگرچه محل ناپاکی است، اما در دل خود زندگی را می‌پروراند و حاوی ارزش ها و خاطرات و وسائل گران قیمت و باارزش است؛ این فیلم در نهایت به نوعی عرفان مادی می‌رسد؛ جایی که ماده و روح، مرگ و زندگی، انسان و آشغال، در یک تنفس واحد یکی می‌شوند.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/148648
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید


«روما»؛ تجربه‌ای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربه‌ای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی می‌کند....

۱۴۰۴/۱۲/۰۸


خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دهه‌ای شکل می‌گیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یک‌سو ویترین مدرنیته را با خیابان‌های عریض، زرق...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

ترانه علیدوستی
پگاه آهنگرانی
۱

نقدی بر مستند گفت‌وگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرتره‌ای در فضای بسته

سنماسینما، محمد ناصری‌راد با پخش مستند گفت‌وگو‌محور پگاه آهنگرانی و محصول بی‌بی‌سی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان بار دیگر به میدان واکنش‌های احساسی، ستایش‌های شتاب‌زده و داوری‌های صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹


«قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازمان‌دهی روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهده‌گر، وریته و مستند مردم‌نگار حرکت می‌کند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنت‌ها عبور می‌کند و به قلمرو مستند داستانی وارد می‌شود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهده‌محور، ساختاری را پیش می‌برد که...

۱۴۰۴/۱۰/۰۱


چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهل‌وسوم، با همه‌ی موافقت‌ها و مخالفت‌ها، تجربه‌ای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربه‌ای که بیش از هر اتفاقی، مسئله‌ی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابه‌جایی جغرافیایی نبود،...

۱۴۰۴/۰۹/۳۰

جعفر پناهی
۱

جهانِ پشتِ یک تصادف

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ «یک تصادف ساده» تازه‌ترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان می‌دهد که او چگونه در دل محدودیت، گستره‌ای وسیع از امکانات سینمایی را خلق می‌کند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازه‌ای را پیش چشمِ مخاطب می‌گشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...

۱۴۰۴/۰۹/۱۷


خوانشی روان‌شناختی از «چشم‌بادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ ابراهیم امینی را سال‌هاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشم‌بادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانه‌ای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...

۱۴۰۴/۰۹/۱۶

احمد علی نژاد
۱

نقدی بر فیلم‌های کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلان‌های نخست نشان می‌دهد که جسارت تجربه‌گری در...

۱۴۰۴/۰۹/۰۹


«معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل می‌شود

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبی‌فام مرز بنا می‌کند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابه‌جایی انسان‌ها و خشونت پنهان در بافت‌های روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین به‌واسطه رنگ...

۱۴۰۴/۰۹/۰۸

احمد بهرامی
۲

یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن می‌گوید و انسان خاموش می‌ماند

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه‌ طبیعی جهان بسته و خفقان‌زده‌ سه‌گانه‌ احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان می‌راند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایه‌ٔ خاطره‌های فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷


خوانش سینمایی و روان‌کاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایه‌های سرخِ ناخودآگاه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کم‌نظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روان‌شناختی، به قلمرویی قدم می‌گذارد که معمولاً از دسترس روایت‌های کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را می‌توان تلفیقی از اسطوره‌پردازی...

۱۴۰۴/۰۹/۰۵


خوانشی روان‌کاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی

سینماسینما،محمد ناصری‌راد «استاکر» تارکوفسکی در زمره‌ی آثاری قرار می‌گیرد که در آن تجربه‌ی سینمایی از سطح روایت فراتر می‌رود و به قلمرویی وارد می‌شود که روان، فلسفه و زیبایی‌شناسی را در یک میدان مشترک گرد می‌آورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...

۱۴۰۴/۰۸/۱۹


شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ با انتخاب شیراز به‌عنوان میزبان چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور به‌شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصری‌راد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامه‌ای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بسته‌ای از پیشنهادهای عملیاتی و...

۱۴۰۴/۰۸/۱۴


«ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گم‌شده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاب‌بندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفت‌شناسانه بدل می‌کند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطوره‌ای...

۱۴۰۴/۰۸/۱۳


ترکیب‌بندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را به‌طور تمام‌عیار اثبات می‌کند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکره‌ای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیت‌ها عمل می‌کند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعه‌ای از...

۱۴۰۴/۰۸/۱۱

ناصر تقوایی
۱

«ای ایران»؛ تابلوی یک ملت در قاب ماسوله

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ای ایران» ساخته‌ی ناصر تقوایی، از آن دست آثاری است که در جغرافیای محدود خود، گستره‌ی یک سرزمین را به نمایش می‌گذارد. ماسوله در این فیلم، کارکردِ صرفا لوکیشن نداشته و عملا استعاره‌ای از تمام ایران است؛ شهری پلکانی که طبقاتش از بالا تا پایین، بازتابی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۹


«سرکوهی»؛ وقتی صدا در پیله می‌ماند…

سینماسینما، وحید مباشری مستند «سرکوهی» ساخته محمد ناصری‌راد تلاشی است برای احیا؛ کوششی که با ترسیم لحظاتی صمیمی و بی‌پیرایه، مخاطب را بی‌واسطه با رنجِ نبودن روبه‌رو می‌کند. فیلم به جای توسل به شعارهای رایج درباره‌ی حفظ میراث فرهنگی، از نیستی سخن می‌گوید و غیاب را به تصویر می‌کشد. زاویه‌ی...

۱۴۰۴/۰۸/۰۵


نقدی بر چهار فیلم کوتاه/ از کوری خودخواسته تا نمایش ساختار روانی دیکتاتورها

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «دختر قاصدک‌ها»؛ قاصدکی در بادِ شالیزار در کنار شالیزار، جایی میان سبزی و باد، دخترک برخلاف میل مادرش چکمه پلاستیکی و آبی را از پا در آورده و جسارت کرده و نیم پوتینی که بر قامتش بزرگ است پوشیده و پا به زمین بازی می‌گذارد؛ تصمیمی کودکانه...

۱۴۰۴/۰۷/۳۰

ابراهیم حاتمی کیا
اصغر فرهادی
۲

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

«ارتفاع پست»؛ پرواز اضطراب و امید بر فراز خاکِ ایران

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمی‌کیا و فیلمنامه‌ای مشترک از اصغر فرهادی، بیانیه‌ای تصویری است از جامعه‌ای که میان زمین و آسمان، میان زیستن و رهایی، میان وطن و رؤیای فرار، در آن دهه یعنی آغاز دهه هشتاد خورشیدی در حال تردید است، تردیدی که کماکان...

۱۴۰۴/۰۷/۲۹

ناصر تقوایی
۱

ناخدا و خالقش؛ دو چهره از یک دریا

سینماسینما، محمد ناصری‌راد دریا همیشه در سینمای ناصر تقوایی، استعاره‌ای از سرنوشت است و در «ناخدا خورشید»، این سرنوشت چهره می‌یابد، زنده می‌شود، می‌جوشد و قهرمان را در بر می‌گیرد. اما راز اصلی فیلم در جایی نهفته است که ناخدا و خالقش، در یک مدار به هم می‌رسند. ناخدا خورشید،...

۱۴۰۴/۰۷/۲۵

ناصر تقوایی
۱

به یاد ناصری تقوایی؛ امروز، جنوب خاموش شد

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ امروز، جنوب خاموش شد. بادِ جن، از خلیج برخاست و تا دلِ تهرانِ پاییزی وزید، با دودی غلیظ از چای تلخِ ناتمام، با بوی کاغذی که هرگز خط نخورَد. ناصر تقوایی رفت؛ بزرگمردی که دایی‌جان ناپلئون را از صفحه‌های ادبیات بیرون کشید و به جانِ مردم بخشید؛...

۱۴۰۴/۰۷/۲۲


«نقاشِ باد»؛ سفری در دالان‌های ذهن و حافظه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در چهارمین شب از مجموعه‌ٔ «شب‌های روایت و تصویر» که در پانزدهم مهرماه ۱۴۰۴ در گالری سروناز شیراز با همکاری موسسه فرهنگی‌ـ‌هنری اردیبهشت عودلاجان برگزار شد، مستند «نقاشِ باد» ساخته‌ی عزت‌الله پروازه بر پرده رفت. فیلم، پرتره‌ای از بیژن بهادری کشکولی، نقاش ایل قشقایی است؛ هنرمندی که...

۱۴۰۴/۰۷/۱۶

شهرام مکری
۲

«جنایت بی‌دقت»؛ طغیانِ زمان، تکرارِ تاریخ و رقصِ سرنوشت در سینمای شهرام مکری

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ شهرام مکری در «جنایت بی‌دقت» بار دیگر نشان می‌دهد که دغدغه اصلی‌اش صرفاً بازنمایی وقایع تاریخی نیست، بلکه کاوش در ماهیت زمان، روایت و سینما است. اگر “ماهی و گربه” تجربه‌ای جسورانه در یک‌پلان و «هجوم» تمرینی در فشردگی فضا بود، «جنایت بی‌دقت» ترکیب پخته‌ای است از...

۱۴۰۴/۰۷/۱۳


پژواک الواح تبعیدی؛ حماسه‌ای در غربت

سینماسینما، محمد ناصری راد؛ دیشب، در شامگاه اول مهرماه ۱۴۰۴، تالار کوچک و صمیمی گالری سروناز میزبان شبی بزرگ بود؛ شبی که به همت خانه اردیبهشت اودلاجان و گالری سروناز و با همکاری کلینیک سلامت پایدار، در چارچوب سومین شب مستند در شهر شیراز برگزار شد. هنرمندان و فرهیختگان شیرازی...

۱۴۰۴/۰۷/۰۲


«فریادِ ساز» در آستانهٔ خاموشیِ روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد اثرِ «فریاد ساز» با هدایتِ قیام کرمی شیرازی شهریورماه در پردیس سینمایی نگین شیراز روی پرده رفت؛ اثری که می‌کوشد با شکوه میزانسن و پرداخت بصری، پرچم تصویر را برافرازد، اما در ساحتِ روایت و انسجام زبانی از ظفر بازمی‌ماند. در سطح طراحی لباس و گریم، دقت...

۱۴۰۴/۰۶/۱۸

همایون شجریان
۱

نغمه‌ای نواخته نشد، اما طوفان معنا آفرید

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در تقویم نوشته بودند شب چهاردهم شهریور، برج آزادی میزبان خواهد بود؛ همایون شجریان، صدایی آشنا، فرزند یک تاریخ آواز. سازها آماده شدند، پرده‌ها در خیال بالا رفتند، اما صحنه خالی ماند. کنسرت لغو شد، اما ماجرا از همان لحظه آغاز شد. در این چند روز روایت‌های...

۱۴۰۴/۰۶/۱۲


«قلعه خاموش»؛ بازنمایی ویرانی، پژواک تاریخ

سینماسینما، محمد ناصری‌راد مستند «قلعه خاموش» به کارگردانی حنیف شهپرراد و تهیه‌کنندگی فرهاد ورهرام، محصول شبکه مستند سیما، در نگاه نخست بیش از هر چیز به دلیل اهمیت سوژه‌اش، یعنی قلعه‌ی تاریخی ایزدخواست، جایگاه ویژه‌ای می‌یابد. قلعه‌ای که خود در مقام نشانه‌ای فرهنگی و تاریخی، حامل یک متن است؛ متنی...

۱۴۰۴/۰۶/۰۹

امین تارخ
۱

پنج فیلم، پنج نقد/ از عشق در فضای کارگری تا دزدی به دلیل سوگ

سینماسینما، محمد ناصری‌راد سوم شهریور ۱۴۰۴ پردیس سینمایی امین‌تارخ شیراز، نخستین پاتوق فیلم کوتاه شیراز پس از ماه‌ها تأخیر برگزار شد. در این رویداد، پنج فیلم کوتاه به نمایش درآمد که در این نوشته قصد دارم به نقد و تحلیل هر یک از آن‌ها بپردازم. در نخستین اثر به نمایش...

۱۴۰۴/۰۶/۰۶


سینمای شاعرانه؛ تجلی تصویر، تأمل و احساس

سینماسینما، محمد ناصری‌راد سینمای شاعرانه، بیش از آن‌که یک ژانر مستقل باشد، شیوه‌ای از مواجهه با سینماست؛ مواجهه‌ای که تصویر را به جای کلمه، حس را به جای منطق، و شهود را به جای ساختار برمی‌گزیند. در این قلمرو، فیلم به یک ابزار صرف برای روایت داستان محدود نمی‌شود، بلکه...

۱۴۰۴/۰۵/۲۸