نمایشنامه‌های بهرام بیضایی؛ کلید درک جامعه‌شناسی خودکامگی در ایران | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

نمایشنامه‌های بهرام بیضایی؛ کلید درک جامعه‌شناسی خودکامگی در ایران

سینماسینما،مسعود ارجمندفر lazy_placeholder.gifphoto_2025-07-26_15-40-13-211x300.jpg

پیش‌درآمد: یافتنِ حلقه مفقوده در کلاس‌های رضاقلی

سال‌ها پیش، زمانی که در جلسات و کلاس‌های درس زنده‌یاد علی رضاقلی حضور می‌یافتم، دغدغه‌ی مشترک همه ما یک پرسش سهمگین و تاریخی بود: «چرا درجا می‌زنیم؟» ما با راهنمایی استاد، در واکاوی ریشه‌های استبداد و توسعه‌نیافتگی در لایه‌های زیرین متون ادبی و تاریخی سعی داشتیم. رضاقلی با «جامعه‌شناسی نخبه‌کشی» و «جامعه‌شناسی خودکامگی» به ما آموخت که استبداد در ایران، نه یک اتفاق سیاسی گذرا، بلکه یک «ساختارِ فرهنگی تداوم‌یافته» است.

اما در میانه‌ی آن بحث‌های داغ درباره ساختار ایلات، نظام و اقتصاد غارتی، دریافتم که برای لمسِ عینیِ این مفاهیم انتزاعی، به چیزی بیش از بررسی تاریخ نیاز داریم. من متوجه شدم که کلید درک بهتر شاهنامه فردوسی و فهم عمیق‌تر نظریات رضاقلی، نه در کتب تاریخی صرف، بلکه در نمایشنامه‌های بهرام بیضایی نهفته است.

بیضایی با «سفیدخوانی» تاریخ و تشریح مفاهیمِ پنهان در بین خطوط اساطیر، ما را به درک بهتری از مفاهیم جامعه‌شناختی فرهنگی می‌رساند. او آنجایی که تاریخ سکوت کرده، سخن می‌گوید و آنجایی که اسطوره تقدس یافته، تردید می‌کند. نوشتار پیش رو، بازنویسی  یادداشت‌هایی است که در آن دوران، با الهام از کلاس‌های آقای رضاقلی، بر حاشیه‌ی آثار بیضایی نوشتم تا مفاهیمِ «استبداد»، «نخبه‌کشی» و «انفعال اجتماعی» را نه فقط با عقل، که با جان و دل درک کنم.

یک : بیضایی و رضاقلی؛ دو جراح بر بالین یک بیمار

اگر علی رضاقلی را «جامعه‌شناسِ درد» بنامیم، بیضایی بی‌شک «تصویرگرِ آن درد» است. هر دو به یک بیماری مزمن در تاریخ ایران می‌نگرند: چرخه بازتولید استبداد». تفاوت در اینجاست که رضاقلی با تیغِ «آمار و تحلیل نهادی» به جنگ جهل تاریخی می‌رود، و بیضایی با تیغِ «درام و اسطوره‌زدایی». بیضایی متون کهن (به‌ویژه شاهنامه) را شالوده‌شکنی می‌کند تا نشان دهد آنچه ما به‌عنوان «سرنوشت محتوم» پذیرفته‌ایم، حاصلِ انتخاب‌های غلطِ جمعی و ساختارهای معیوبِ قدرت بوده است.

در ادامه، کارنامه نمایشی بیضایی را به عنوان اسنادی برای اثبات نظریات جامعه‌شناسی خودکامگی بررسی می‌کنیم.

دو : دموکراتیزه کردن استبداد؛ نقشِ «توده» در تولید «ظالم»

یکی از تکان‌دهنده‌ترین آموزه‌های کلاس‌های جامعه‌شناسی این بود که «دیکتاتور، علتِ بدبختی نیست، بلکه معلولِ شرایط اجتماعی است.» بیضایی در دو اثر درخشان، این مفهوم را به نمایش می‌گذارد.

۱. اژدهاک؛ ما ضحاک را ساختیم

در خوانش رسمی شاهنامه، ضحاک بیگانه‌ای است که توسط اهریمن فریفته شده. اما در «اژدهاک» بیضایی، ضحاک پادشاهی است که مارهایی بر دوش دارد؛ مارهایی که نماد «رنج‌های مسکوت‌مانده» و «عقده‌های فروخفته» جامعه‌اند.

  • تحلیل یادداشت‌ها: در حاشیه این نمایشنامه نوشته بودم: «مردم در جنایت شریک‌اند.» بیضایی نشان می‌دهد که مارهای ضحاک برای زنده ماندن نیاز به مغز جوانان دارند و این جامعه (یامان و دیگران) است که این خوراک را تأمین می‌کند تا خودشان در امان بمانند.
  • تطبیق با نظریه: این دقیقاً همان مفهوم «استبداد از پایین» است. بیضایی فریاد می‌زند که تا وقتی «فرهنگِ بندگی» و «ترسِ از آزادی» در تک‌تکِ افراد جامعه وجود دارد، هر فریدونی که بر تخت بنشیند، پتانسیل تبدیل شدن به ضحاک را دارد. ضحاکِ بیضایی، قربانیِ ساختاری است که برای بقای خود نیاز به یک هیولا دارد.
۲. آرش؛ نقدِ قهرمان‌پروریِ منفعلانه

چرا ما ایرانیان همواره منتظر یک «منجی» هستیم؟ بیضایی در «آرش»، روایتی متفاوت ارائه می‌دهد. آرشِ او پهلوان نیست؛ یک «ستوربان» (اسطبل‌دار) ساده است که لشکریان و سردارانِ مدعی، او را به بالای کوه می‌فرستند تا جانش را فدای بی‌کفایتی آن‌ها کند.

  • تحلیل یادداشت‌ها: آرشِ بیضایی می‌گوید: «من نمی‌خواستم قهرمان باشم، شما مرا به این راه کشاندید.» این جمله، ادعانامه‌ای علیه جامعه‌ای است که خودش حرکت نمی‌کند و هزینه‌ی بقای ملی را بر دوشِ فرودست‌ترین طبقات (مردم عادی) می‌اندازد.
  • تطبیق با نظریه: این اثر نقدِ صریحِ «فرهنگِ مسئولیت‌گریزی» است. جامعه‌ای که نخواهد هزینه آزادی و امنیتش را با مشارکت جمعی بپردازد، اسیرِ اسطوره‌سازی می‌شود. بیضایی قهرمانی را از انحصارِ نخبگانِ نظامی درمی‌آورد و به توده‌ها بازمی‌گرداند تا بگوید: «نجات‌دهنده در گور خفته است، خودتان باید کاری کنید.»
 سوم: جامعه‌شناسی نخبه‌کشی؛ تراژدی دانایی و قدرت

محوری‌ترین بحث علی رضاقلی، «نخبه‌کشی» بود؛ اینکه چگونه نظام سیاسی و اجتماعی ایران، قائم‌مقام‌ها و امیرکبیرها را می‌بلعد. بیضایی این مکانیسم را با دقتی جراح‌گونه در دو اثر به تصویر می‌کشد.

۳. کارنامه بندار بیدخش؛ علم در مسلخِ امنیت

بندار، دانشمندی است که «جام جهان‌بین» را می‌سازد. جمشید شاه به واسطه این جام (تکنولوژی/دانش) بر جهان مسلط می‌شود. اما پاداش بندار چیست؟ زندان و مرگ.

  • تحلیل یادداشت‌ها: جمشید می‌گوید: «آنچه تو می‌دانی، خطری برای تاج و تخت من است.» این جوهره‌ی استبداد ایرانی است. حاکمیت، دانش را می‌خواهد اما دانشمند را نه.
  • تطبیق با نظریه: رضاقلی توضیح می‌داد که در جامعه کوته بین، حاکم امنیتِ خود را بر توسعه‌ی کشور ترجیح می‌دهد. بیضایی در اینجا نشان می‌دهد که «دانایی» در ساختار استبدادی، جرم است. بندار بیدخش نماد تمام تکنوکرات‌ها و اندیشمندان ایرانی است که ابزار قدرت را ساختند اما توسط همان قدرت حذف شدند تا مبادا روزی مدعی شوند.
۴. طومار شیخ شرزین؛ اتحادِ شمشیر و تکفیر

شرزین دبیری است که طوماری از حقایق نوشته است. او نه علیه خداست و نه علیه خلق، اما سیستمِ حاکم (ترکیبی از امیران نظامی و مفتیان درباری) او را برنمی‌تابد.

  • تحلیل یادداشت‌ها: شرزین باید انتخاب کند: یا دستش را ببرند (ناتوانی در نوشتن) یا زبانش را (ناتوانی در گفتن). بیضایی نشان می‌دهد که استبداد چگونه «امتناعِ تفکر» را سیستماتیک می‌کند.
  • تطبیق با نظریه: این اثر مکمل بحث نخبه‌کشی است. بیضایی نشان می‌دهد که روشنفکر ایرانی همواره در منگنه «عوام‌زدگی» و «استبداد سیاسی» گیر کرده است. حذف شرزین، یعنی حذف امکانِ اصلاح و نقد؛ و جامعه‌ای که نقد نشود، فاسد می‌شود.
 چهارم: پسرکشی؛ هراسِ سنت از آینده

در روانکاوی تاریخی، غرب با «پدرکشی» (اسطوره اودیپ) وارد مدرنیته شد، اما ایران در «پسرکشی» (تراژدی رستم و سهراب) درجا زد. بیضایی این بن‌بست را استادانه تحلیل می‌کند.

۵. سهراب‌کشی؛ قربانی کردنِ فردا برایِ دیروز

در سهراب‌کشی، بیضایی بر لحظه‌ی عدمِ شناخت تمرکز می‌کند. چرا رستم پسرش را نمی‌شناسد؟ چون نمی‌خواهد بشناسد.

  • تحلیل یادداشت‌ها: رستم نماد «نظمِ کهن، سنت و قدرتِ مستقر» است. سهراب نماد «تغییر، جوانی و نیروی نو» است. در ساختارِ صلبِ جامعه ایران، نظم کهن حاضر به گفتگو با نیروی جدید نیست.
  • تطبیق با نظریه: استبداد ذاتاً محافظه‌کار است. هر تغییری برای او تهدید است. پس سیستم (رستم) ترجیح می‌دهد آینده (سهراب) را بکشد تا ثباتِ خودش حفظ شود. بیضایی به ما می‌فهماند که «بحرانِ تداوم» در ایران، ریشه در این ناتوانی در پذیرش نسل نو و انتقال مسالمت‌آمیز قدرت دارد.
۶. سیاوش‌خوانی؛ پاک‌ دستی به مثابه ناهنجاری

سیاوش در دربارِ کاووس، زیادی «پاک» است. او تن به دروغ سودابه و مصلحت‌بینی کاووس نمی‌دهد. پس باید برود و در غربت سر بریده شود.

  • تحلیل یادداشت‌ها: بیضایی نشان می‌دهد که در یک ساختارِ فاسد (دربار کاووس)، «سلامتِ نفس» یک بیماری تلقی می‌شود که باید دفع شود.
  • تطبیق با نظریه: این همان مکانیسمِ «دفعِ نخبگان اخلاقی» است. جامعه‌ای که بر مدارِ تملق و دروغ می‌چرخد، نمی‌تواند سیاوش را تحمل کند. مرگ سیاوش، مرگِ اخلاق در پایِ سیاست است.
 پنجم: مرگ یزدگرد؛ فروپاشی مشروعیت

و سرانجام، پایان شاهنامه. جایی که استبداد با تمامِ دبدبه و کبکبه‌اش، در آسیابی متروک فرو می‌ریزد.

۷. مرگ یزدگرد؛ وقتی شاه لخت است

یزدگرد فراری است. آسیابان و زنش او را نمی‌شناسند یا نمی‌خواهند بشناسند. آن‌ها پادشاه را محاکمه می‌کنند.

  • تحلیل یادداشت‌ها: دیالوگ درخشان آسیابان: «پادشاه کیست؟ آنکه نان می‌دهد یا آنکه جان می‌ستاند؟» نشان‌دهنده گسست کاملِ ملت از دولت است.
  • تطبیق با نظریه: رضاقلی بر «مشروعیت» تأکید داشت. بیضایی نشان می‌دهد که حمله اعراب علت سقوط ساسانیان نبود، بلکه ضربه آخر بر پیکر پوسیده‌ای بود که از درون خالی شده بود. وقتی مردمی (آسیابان) پادشاهشان را دشمن خود بدانند، آن حکومت پیشاپیش سقوط کرده است. این نمایشنامه، «کالبدشکافیِ یک سقوط» است.
فرجام‌سخن: بیضایی، آموزگارِ مسئولیت

بازخوانی این یادداشت‌ها پس از سال‌ها، حقیقتی بزرگتر را برایم آشکار کرد. بهرام بیضایی تنها یک نمایشنامه‌نویس نیست؛ او یک فیلسوفِ تاریخ است که با زبان هنر، همان هشدارهایی را می‌دهد که رضاقلی با زبان جامعه‌شناسی داد.

بیضایی در تمامی این آثار، یک پیامِ محوری دارد که جان‌مایه‌ی درکِ شاهنامه و تاریخ ماست: «استبداد یک نفر نیست؛ استبداد یک شیوه زیستن است

  • ما در آرش می‌آموزیم که نباید منتظر منجی باشیم.
  • در اژدهاک می‌فهمیم که سکوت ما، غذای مارهای دوشِ ضحاک است.
  • در بندار بیدخش و شرزین می‌بینیم که بهای حذف نخبگان، تاریکی ابدی است.
  • و در سهراب‌کشی درمی‌یابیم که تا با نسل نو گفتگو نکنیم، آینده را خواهیم کشت.

وظیفه هنرمند از دیدگاه بیضایی، «آگاهی‌بخشیِ تلخ» است. او آینه‌ای در برابر ما می‌گیرد تا زشتی‌های تاریخی‌مان را ببینیم؛ نه برای آنکه ناامید شویم، بلکه برای آنکه چرخه را بشکنیم. شاهنامه در دستان بیضایی، از کتابِ «فخر و مباهات» به کتابِ «عبرت و حکمت» تبدیل می‌شود؛ و این دقیقاً همان جایی است که هنر و جامعه‌شناسی برای ساختن فردای ایران به هم می‌رسند.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/152958
دیدگاه

آخرین خبرها
مرتبط با خبر
خبرهای پربازدید

بهرام بیضایی
۱

اسماعیل خلج «میراث» بیضایی را روشن کرد

مراسم شب‌چراغ نمایش «میراث» نوشته بهرام بیضایی و کارگردانی غلامرضا عربی با حضور اسماعیل خلج و جمعی از هنرمندان و اساتید تئاتر برگزار شد.

۱۴۰۵/۰۴/۱۲

بهرام بیضایی

«باشو غریبه کوچک» راهی مونیخ می‌شود

چهل و سومین جشنواره فیلم مونیخ میزبان نمایش چند فیلم از جمله نسخه مرمت شده فیلم «باشو غریبه کوچک» ساخته بهرام بیضایی خواهد بود.

۱۴۰۵/۰۳/۲۹

بهرام بیضایی

وقتی «سگ‌کشیِ» بیضایی مدیر جابه‌جا کرد

نسخه مرمت شده فیلم «سگ‌کشی» بهرام بیضایی پس از ۲۵ سال با این یادآوری نمایش داده شد که «زمانی در سینمای ایران فیلم‌هایی ساخته می‌شد که مدیران را جابجا می‌کرد ولی الان واقعیت‌گرایی مبتذل، سینما را نابود کرده است.»

۱۴۰۵/۰۳/۲۷

بهرام بیضایی

کانون کارگردانان سینما برگزار می‌کند؛ اولین نمایش نسخه مرمت شده «سگ کشی» در موزه سینمای ایران

در ادامه برنامه «کلاسیک‌های کانون» کانون کارگردانان سینمای ایران، سه شنبه۲۶ خرداد ماه اولین نمایش نسخه اصلاح و مرمت شده«سگ کشی»به کارگردانی استاد بهرام بیضایی در موزه سینمای ایران به نمایش گذاشته خواهد شد. به گزارش سینماسینما، در این مراسم «سگ‌کشی» به عنوان یکی از مهم‌ترین آثار بهرام بیضایی که...

۱۴۰۵/۰۳/۲۴

داریوش ارجمند
رضا کیانیان
۲

مجید مظفری، داریوش ارجمند و رضا کیانیان ۲۶ سال قبل

۲۶ سال پس از ساخت «سگ‌کشی»، نسخه اصلاح و مرمت شده این اثر ماندگار بهرام بیضایی به نمایش درمی‌آید.

۱۴۰۵/۰۳/۲۴

بهرام بیضایی

به بهانه اجرای «چهار صندوق» بیضایی در تهران/ مترسکی که با دست خودمان می‌سازیم

سینماسینما، ساسان گلفر پنجاه‌وهشت سال پیش که بهرام بیضایی نمایشنامه «چهار صندوق» را نوشت، صورت‌هایی را در افق می‌دید که دیگران توانایی دیدن‌شان را نداشتند. آن دیگران یا اصلاً تصوری نداشتند که  مدتی پیش در جهان چه روی داده است یا باور نمی‌کردند که ممکن است چنان رویدادهایی در زادبوم...

۱۴۰۴/۱۱/۲۸

علی حاتمی
بهرام بیضایی
۵

حقایقی درباره فیلم مسافران بیضایی به بهانه نمایش نسخه بازسازی شده آن در موزه سینما

حقایقی درباره فیلم مسافران بیضایی به بهانه نمایش نسخه بازسازی شده آن در موزه سینما

سینماسینما، محمد تاجیک – مسافران، فیلمی است به نویسندگی و کارگردانی بهرام بیضایی که سال ۱۳۶۹ (اواخر سال) و ۱۳۷۰ ساخته شد وبه نوشته ویکی پدیا بهرام بیضایی در سخنرانی خود به تاریخ ۱۱ فوریه ۲۰۱۱ در دانشگاه استنفورد گفت که این فیلم را در پاسخ به فیلم مادر علی...

۱۴۰۴/۱۰/۱۸

بهرام بیضایی

طایفه زنده‌کُشِ مُرده‌پرست؛ داستان فراموشی بهرام بیضایی در ایران

سنماسینما، فرنوش آبا این یادداشت را در حالی نوشتم که هنوز در سوگ یگانه هنر ایران، گیج و مغموم بودم، اما زلزله خبرها در ایران، مرددم کرد در انتشار آن… بهرام بیضایی از آن نسل هنرمندانی بود که حذف نشدند؛ آرام‌آرام کنار گذاشته شدند. نه با حکم، که با بی‌توجهی....

۱۴۰۴/۱۰/۱۷

بهرام بیضایی
سوسن تسلیمی

کارنامه بازیگری سوسن تسلیمی به بهانه حضور در آثار بیضایی/ تلاقی همزمان نبوغ بازیگر و بازیگردان

سینماسینما، ابوالفضل نجیب این متن بخشی از کتاب مجموعهٔ مقالات سینمایی نگارنده دربارهٔ سوسن تسلیمی است. سوسن تسلیمی بی‌تردید از چهره‌های بی‌بدیل هنر بازیگری در سینمای ایران است. این ویژگی برای بازیگری که در مقایسه با بازیگران زن سینمای قبل و بعد از انقلاب تنها ۶ فیلم «چریکه تارا» (۱۳۵۷)،...

۱۴۰۴/۱۰/۱۷

بهرام بیضایی
۲

نمایش نسخه مرمت‌شده «مسافران» در موزه سینما

نمایش نسخه مرمت‌شده «مسافران» در موزه سینما

نسخه مرمت‌شده فیلم سینمایی «مسافران» به کارگردانی بهرام بیضایی در موزه سینما نمایش داده می‌شود. نوشته نمایش نسخه مرمت‌شده «مسافران» در موزه سینما اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۱۰/۱۶

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی، در متن آثارش از خلال افکارش؛ سلوک بیضای

سینماسینما، علی‌اصغر کشانی ای مزدا، هنگامی که در آغاز با اندیشه خویش برای ما تن و خرد و وجدان آفریدی، و به تن ما جان دمیدی، و به ما، توانایی گفتار و کردار دادی، خواستی که ما باور خویش را به دلخواه برگزینیم.(۱)   ما چه کم داریم از ایران؟...

۱۴۰۴/۱۰/۱۶

بهرام بیضایی

یادداشت علیرضا داود نژاد درباره بهرام بیضایی 

علیرضا داود نژاد در اینستاگرام خود نوشت : ⁨ بهرام بیضایی سه خاطره از استاد : قرار بود سریال امام حسین را بسازم؛ که نشد. روزی با استاد در این‌باره صحبت می‌کردم. گفت‌وگو کشید به صحنهٔ نهرِ علقمه؛ به نبرد حضرت عباس برای رساندن مشک آب. ایستاده بودم و میزانسن...

۱۴۰۴/۱۰/۱۳

بهرام بیضایی
سوسن تسلیمی

سوگ‌واره‌ای برای بهرام بیضایی/ مکاشفه در زندان روح وقتی همه‌ راه‌‌ها به رویت بسته شده

سینماسینما، شهرام اشرف ابیانه در آغاز چه شد که بهرام بیضایی این‌طور بر تارَک فرهنگ ایران نشست. بدل شد به فردوسی زمانه‌ی خودش. آن اندازه که دیالوگ‌های نمایشی نمایشنامه‌های تاریخی‌اش، گویی از قعر تاریخ شفاهی و نوشتاری زبان پارسی نمایان شده. انگار تصویرسازی‌های شاهنامه‌واره‌ای‌‌اند، که حماسه‌ای را روایت می‌کنند. جوشش...

۱۴۰۴/۱۰/۱۳

بهرام بیضایی
۳

گفتگوی ویژه درباره بهرام بیضایی در برنامه «هفت»

جدیدترین قسمت از برنامه سینمایی «هفت» با اجرای محمدرضا مقدسیان جمعه ۱۲ دی‌ماه با بررسی فیلم سینمایی «برای رعنا» و گفتگوی ویژه درباره بهرام بیضایی از شبکه نمایش پخش می‌شود. نوشته گفتگوی ویژه درباره بهرام بیضایی در برنامه «هفت» اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۱۰/۱۲

بهرام بیضایی
صابر ابر
۱

از وایرال‌شدن متفاوت «سوگل» تا چالش پرهیجان «صابر»

در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم بهرام بیضایی، ژولیت رضاعی، سوگل خلیق، شیرین یزدان‌بخش و صابر ابر از مهمترین چهره‌های خبرساز در محافل رسانه‌ای بودند. نوشته از وایرال‌شدن متفاوت «سوگل» تا چالش پرهیجان «صابر» اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۱۰/۱۲

بهرام بیضایی
۱

اعلام زمان بدرقه بیضایی/ بیانیه خانه سینما درباره درخواست مژده شمسایی

پیکر بهرام بیضایی شنبه ۱۳ دی ماه به دعوت خانواده و بخش ایران شناسی دانشگاه استنفورد آمریکا بدرقه می‌شود. به گزارش سینماسینما، بهرام بیضایی کارگردان سرشناس سینما و تئاتر ایران که ۵ دی ماه همزمان با سالروز تولدش در آمریکا از دنیا رفت، طبق اعلام مژده شمسایی که گفته است،پیکرش...

۱۴۰۴/۱۰/۱۱

بهرام بیضایی
۱

مژده شمسایی: پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده می‌شود

مژده شمسایی، همسر بهرام بیضایی، با نگارش یادداشتی خبر داد که پیکر بهرام بیضایی در آمریکا به خاک سپرده می‌شود. به گزارش سینماسینما، پس از درگذشت بهرام بیضایی در خارج از کشور، در چند روز اخیر گمانه‌زنی‌هایی درباره مکان دفن او ایجاد شد و مژده شمسایی، بازیگر تئاتر و سینما...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹

بهرام بیضایی

بیضایی در بزنگاه ادبیات کهن و مدرن

سینماسینما، ابوالفضل نجیب این یادداشت چهار سال پیش و به مناسبت تولد بهرام بیضایی نوشته شده و یک سال بعد در کتاب چهره‌ها شامل مجموعه نوشتارهایی درباره ۲۵ چهره تاثیرگذار در حوزه هنر و ادبیات تاریخ معاصر به چاپ رسیده است. خبر درگذشت او در شامگاه هشتاد و هفتمین سال...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی
عباس کیارستمی

در رثای مردی که از فرهنگ ایران نوشید/ بیضایی؛ دلباخته شاهنامه

سینماسینما، منوچهر دین‌پرست خبر درگذشت بهرام بیضایی، اگرچه همچون انفجاری رسانه‌ای جامعه هنری و فرهنگی ایران را در اندوهی عمیق فرو برد، اما بار دیگر ما را با حقیقتی تلخ و در عین حال بیدارکننده مواجه ساخت؛ حقیقتی شبیه به مرگ عباس کیارستمی که همچون بسیاری از آثارش، نه فریادی...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی

به یاد استاد بیضایی؛ صدایی که نه فریاد بود، نه خطابه

سینماسینما، فریبا اشوئی بعضی نام‌ها در نبودشان، گویی صدایشان بلندتر می‌شود.نه به دلیل این که رفته‌اند، بلکه افسوس بر آن‌چه با خود آورده بودند و هنوز در این صحنه نمایشی که در آن هستیم، جایی برای نشستن نیافته است. بهرام بیضایی از همان دست صداهاست؛ صدایی که نه فریاد بود،...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی

ایران را می شناخت/یادداشت احمد مسجد جامعی درباره بهرام بیضایی

احمد مسجد جامعی در روزنامه هم میهن نوشت : دو شب پیش در تئاترشهر شاهد نمایشی از زندگی یک دختر جوان بودم که با مشکلات فراوانی در ایران مواجه شد و ترجیح داد به آمریکا برود؛ اما در آنجا هم آسمان همین رنگ بود و با همه مزایایی که داشت،...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی

توجه ویژه لوموند به درگذشت بهرام بیضایی

سینماسینما، پاریس در ادامه واکنش به درگذشت بهرام بیضایی در رسانه های بین المللی، امروز برای دومین بار روزنامه معتبر لوموند در ستایش از این کارگردان نامدار تاتر و سینما ی ایران مطلبی نوشت – نویسنده لوموند چنین نوشته است: «بهرام بیضایی صدایی برجسته در تاتر و سینمای ایران است...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی
۲

برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده

برای بهرام بیضایی/ اسطوره همیشه زنده

سینماسینما، آریو همتی بهرام بیضایی مهمترین کارگردان  پلی ژانریک ایران، در سینمای ساختار آوانگارد «رگبار»، «کلاغ»، «چریکه تارا»، «مرگ یزدگرد» و «سگ کشی» را ساخت، در سینمای پساساختار گرا «غریبه و مه»، «شاید وقتی دیگر» و «مسافران» و در سینمای فراساختارگرا «باشو غریبه کوچک» و «وقتی همه خوابیم» را کارگردانی...

۱۴۰۴/۱۰/۰۸

بهرام بیضایی

زبان به‌مثابه مقاومت؛ در یادِ بهرام بیضایی

سینماسینما، مجید موثقی؛ فقدان بهرام بیضایی، از دست دادن یک هنرمند صرف نیست؛ فقدان شیوه‌ای از اندیشیدن و آموختن است. او از آن معلمانی بود که آموزش را نه در انتقال اطلاعات، بلکه در پرورش حساسیت نسبت به زبان، تاریخ و روایت می‌دید. بیضایی نسلی را تربیت کرد که بسیاری...

۱۴۰۴/۱۰/۰۷

بهرام بیضایی

در پاسداشت استاد بی‌بدیل هنرهای نمایشی ایران/ بیضایی، تاریخ و علامت تعجب

سینماسینما، نیروان غنی‌پور؛ در پنجم دی‌ماه به مناسبت زادروزش، با تأثیر از نوع نوشتار گیرای جناب عطّار در صفحه‌ام نوشتم:«آن شهبازِ آسمان هنر، آن دارندۀ هزاران گوهر، آن مظهر شرافت، آن نمونۀ نِفاست، آن مُبدعِ تاریخ علامت تعجب، آن بَری از تباهی و تعصب، آن نَهیب‌زن در فرهنگ ایرانی، آن...

۱۴۰۴/۱۰/۰۷

بهرام بیضایی
اصغر فرهادی

در اندوه فقدان چهره شاخص موج نو سینمای ایران؛ بازتاب جهانی درگذشت بهرام بیضایی

«هالیوود ریپورتر» و «فیگارو» به درگذشت بهرام بیضایی، نویسنده و کارگردان برجسته ایرانی و یکی از چهره‌های شاخص موج نو سینمای ایران واکنش نشان دادند؛ هنرمندی که به گفته اصغر فرهادی «استاد بزرگ» او بود و در روز تولد ۸۷ سالگی‌اش، دور از وطن، چشم از جهان فروبست. به گزارش...

۱۴۰۴/۱۰/۰۷

بهرام بیضایی

یادبود بهرام بیضایی؛ ایرانی بودن بار بزرگی است بر دوش ما

سینماسینما، ساسان گلفر؛  «ما آن چیزی هستیم که تولید می‌کنیم. بنابراین فقط ایرانی بودن برای ما کافی نیست؛ ایرانی بودن مهم است ولی بار  بزرگی است بر دوش ما. وقتی راجع به هزاران سال تاریخ حرف می‌زنیم، فقط همین نیست، مسئولیتی هم بر گردن ما می‌گذارد؛ اینکه ما چگونه آن...

۱۴۰۴/۱۰/۰۷

بهرام بیضایی

بهرام بیضایی درگذشت

بهرام بیضایی کارگردان سرشناس سینما و تئاتر ایران در روز تولدش درگذشت‌. به گزارش سینماسینما، بهرام بیضایی، کارگردان سینما و تئاتر، نمایشنامه‌نویس، فیلمنامه‌نویس و پژوهشگر کشورمان بر اثر عوارض ناشی از سرطان در آمریکا از دنیا رفت. این هنرمند زاده پنجم دی‌ماه ۱۳۱۷ در تهران بود که در ۸۷سالگی از...

۱۴۰۴/۱۰/۰۶

بهرام بیضایی
ایرج راد
۲

آیین پایانی یازدهمین دوره‌ انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی / گزارش تصویری

یازدهمین دوره انتخاب آثار برتر ادبیات نمایشی ایران به دبیری رحیم رشیدی‌تبار روز جمعه ۵ دی‌ماه، همزمان با سالروز تولد بهرام بیضایی و سالروز درگذشت اکبر رادی، دو نمایشنامه‌نویس بزرگ ایران، ساعت ۱۷ در سالن استاد جلیل شهناز خانه‌هنرمندان با حضور جمعی از هنرمندان، نویسندگان و علاقه‌مندان تئاتر برگزار شد....

۱۴۰۴/۱۰/۰۵