
سینماسینما، محمد ناصریراد
در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاببندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفتشناسانه بدل میکند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطورهای که روایت را بهمثابه سفری درونی و تاریخی میخواند. پاوئو پاولیکوفسکی اثری ساخته که هر قاب در آن حکم گزارهای فلسفی را دارد و هر سکوتش امتدادِ پرسش است.
در این تلاش کردم تا هم تحلیل فرمی را پیوند دهم به تفسیر نمادین و سپس ساختار را با الگوی سفر قهرمانِ جوزف کمبل منطبق کنم تا نشان دهم چگونه «ایدا» تبدیل به متنی اسطورهای میشود، بیآنکه متکی بر شعارهای عاطفی یا پلاتی کلیشهای باشد.
ابتدا در سطح فرمال، انتخاب نسبت تصویرِ چهار سوم و سیاهوسفیدِ با کنتراست بالا، علاوه بر تمهیدی زیباشناسانه، تصمیمی معرفتشناختی است. نسبت فشرده، عمودی و بسته، مرکزیت دید را از انسان برمیدارد و فضا را به سوژه اصلی تبدیل میکند؛ فضاهایی که معماریشان حامل خاطره، تقابل تاریخی و جبر اجتماعیاند. قابهایی که سوژه را در لبهها و گوشهها میگذارند یا سقفهای بلند و راهپلهها را به منظر غالب بدل میکنند، تصویری از جهانی میسازند که فرد را محاط کرده و انتخابها را محدود یا جهتدار میسازد. دوربین معمولاً فاصلهدار، ایستا یا با حرکات حسابشده است؛ بدینسان تماشاگر وا داشته میشود تا موقعیت را تحلیل کند، نورپردازیِ متضادِ روشن و تاریک، سایهها را به عاملِ معنادارِ متن تبدیل میکند، سایه علاوه بر غیبت نور، حضورِ محققِ تاریخِ سرکوبشده است.
سبکِ بازیگری در فیلم مینیمال و بهشدت درونی است؛ بازیگرِ نقشِ اصلی، با کمترین تغییر چهره، بار درونیِ شخصیت را تحمل میکند و همین خاموشی بازی، امکان بازنماییِ تجربههای مرگآور تاریخ را فراهم میسازد. صداسازی دقیق و کاربرد سکوت، ضربآهنگی تعلیقآمیز میآفریند، صداهای دیژتیک (گامها، درها، ریختن مایع، زوزه باد) بهعنوان تداومِ حضور تاریخ عمل میکنند و موسیقی، انتخابی چون باخ در پایان بار نمادینِ آمرانهای دارد که عمل قهرمان را به حوزهای فراشخصی ربط میدهد.
از منظر تماتیک، مهمترین مضامین فیلم عبارتاند از هویت، دین در برابر تجربه، حافظه تاریخی و سایه جمعیِ ناشی از خشونت. پرسش مرکزی که فیلم میپرسد این است که هویتِ اخلاقی و معنویِ یک آدم چگونه در نسبت با تاریخِ خشونتبارِ جمعی شکل میگیرد؟ گذشتهای که مدفون شده، با استخوانها و اسامیِ کشفشده بازمیگردد و قهرمان را مجبور به بازتعریف ایده خود میکند. رابطه بین دو زن، بهمثابه دو قطبِ یک نفسِ تقسیمشده، خوانشی یونگی از کهنالگوی سایه مهیا میسازد؛ وندا همچون سایه تجاربِ سیاسی، عاطفی و اخلاقی است که ایدا را میکَنَد و میسازد.
وقتی روایت را با چارچوب کمبل میسنجیم، خوانشِ ایدا بهطرزی پربار تقویت میشود: فیلم، علیرغم ظاهر مینیمال، ساختار اسطورهای سفر قهرمان را دنبال میکند اما آن را در بستر تاریخ و روان جمعیِ پساجنگی بومیسازی میکند. اما فراخوان در فیلم با خروجِ آیدا از صومعه و دیدار با خاله آغاز میشود؛ فراخوانی از بیرون بهمعنای دعوت به ماجراجوییِ فیزیکی و در عینِ حال مواجهه با حقیقتِ ناگفتهای است که وظیفه وجودی او را مختل میکند. عبور از آستانه زمانی رخ میدهد که آیدا تصمیم میگیرد به جستجوی ریشهها و گذشته خانواده بپردازد؛ این گام، جابهجایی او از جهان ایمنِ مقدس به قلمروی ابهامِ تاریخی است.
سلسله آزمونها و متحدان/دشمنان در فیلم با دقتِ نمادین شکل میگیرند، وندا همزمان همراه، آینه و محکِ اخلاقی است؛ نوازنده جوان آزمونی برای تجربه زمینِ عشق است؛ وقایع محلِ کشف آدمکُشیهای تاریخی و مواجهه با استخوانها، آزمونِ عظیمِ مواجهه با معنای فقداناند. نزول به غار تاریک را باید در مواجهه پیرنگ با بقایای جسد و اعتراف گورکن دید؛ آنجا است که پرسشِ مرکزیِ هویت و ایمان در برابر حقیقتِ جنایت و مسئولیت قرار میگیرد. وندا که خود در حلقه دستگاه سیاسی نیروزا بوده، نمادی پیچیده از مسؤولیت و گناهِ جمعی است و تصمیم او به خودکشی، ضمن آنکه نقطه اوج تراژیک متن است، عملِ پاککنندهای ندارد؛ این حذفِ فیزیکی، گره اخلاقی را تماماً باز نمیکند و ایدا را با انتخابِ دشواری روبهرو میسازد.
شکلِ بازگشت قهرمان در فیلم آگاهانه غیرسنتی است:، بازگشت فیزیکی به صومعه یا هتل مسئله نیست؛ آنچه بازمیگردد، دانشی است که ایدا میآموزد یعنی دانشی تلخ درباره پیوند میان ایمانِ نظری و تجربه زمینی.
در نهایت، حرکت او در جاده خلاف جهتِ ترافیکِ عادی و همراهی موسیقیِ مذهبیِ کلاسیک، علاوه بر استعاره و کنایهای به تعهد رهبانی صرف، تجسمِ انتخابی آگاهانه و اسطورهای است؛ انتخابی که او را در مقامِ قهرمانی مینشاند که بازگشت را بهمعنای انتقالِ اکسیرِ آگاهی به جامعه انجام نمیدهد، بلکه مسیرِ تازهای آغاز میکند، درست همان مسیری که هم از دین بهره میبرد و هم از تجربه عشق و رنج.
در اینجا باید اشاره کرد که قوتِ فیلم در تلفیق فرم و محتواست؛ آنجا که قاببندیِ محدود و نورپردازیِ تند-ملایم، منظومه معنا را پدید میآورد. ضعف احتمالی برای برخی منتقدان میتواند در نسبتِ کم دیالوگ و ریتم کندی باشد که مخاطب عام را گاهی از ورود کامل بازمیدارد؛ اما این خود انتخابی آگاهانه است که فیلم را به تجربهای تأملبرانگیز بدل میکند. همچنین میتوان درباره خوانشهای سیاسی روشنتر فیلم بحث کرد که آیا فیلم به نحو کافی مسئولیت تاریخیِ بازیگران سیاسی آن دوره را محکوم میکند یا صرفاً به فضاسازیِ وجودی میپردازد؟ این پرسشی است مشروع برای نقد سیاسی و تاریخی فیلم.
در جمعبندی، ایدا اثریست که با زیباییشناسیِ دقیق و زبانِ تصویریِ مقتدرش، سفر قهرمانی را که کمبل وصف کرده، در سپهر تاریخ و روان جمعی پلی میدهد. فیلم نشان میدهد که قهرمانیِ معاصر دیگر لوگوسِ صراحتآمیز را ندارد؛ قهرمان امروز باید با گذشته خونآلود روبهرو شود، سایهاش را امتثال کند و بر مبنای دانشی تلخ اما رهاییبخش، راهی نو برگزیند. آیدا در همان سکوت و گامهای آرام، این امکان را فراهم میآورد تا سینمای کمحرف نیز قادر باشد حماسهای عمیق و آکادمیک را روایت کند.
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربهای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی میکند....
۱۴۰۴/۱۲/۰۸
سینماسینما، محمد ناصریراد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دههای شکل میگیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یکسو ویترین مدرنیته را با خیابانهای عریض، زرق...
۱۴۰۴/۱۱/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سنماسینما، محمد ناصریراد با پخش مستند گفتوگومحور پگاه آهنگرانی و محصول بیبیسی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانهای فارسیزبان بار دیگر به میدان واکنشهای احساسی، ستایشهای شتابزده و داوریهای صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...
۱۴۰۴/۱۰/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهدهگر، وریته و مستند مردمنگار حرکت میکند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنتها عبور میکند و به قلمرو مستند داستانی وارد میشود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهدهمحور، ساختاری را پیش میبرد که...
۱۴۰۴/۱۰/۰۱
سینماسینما، محمد ناصریراد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهلوسوم، با همهی موافقتها و مخالفتها، تجربهای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربهای که بیش از هر اتفاقی، مسئلهی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابهجایی جغرافیایی نبود،...
۱۴۰۴/۰۹/۳۰
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ «یک تصادف ساده» تازهترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان میدهد که او چگونه در دل محدودیت، گسترهای وسیع از امکانات سینمایی را خلق میکند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازهای را پیش چشمِ مخاطب میگشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...
۱۴۰۴/۰۹/۱۷
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ ابراهیم امینی را سالهاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشمبادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانهای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...
۱۴۰۴/۰۹/۱۶
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلانهای نخست نشان میدهد که جسارت تجربهگری در...
۱۴۰۴/۰۹/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبیفام مرز بنا میکند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابهجایی انسانها و خشونت پنهان در بافتهای روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین بهواسطه رنگ...
۱۴۰۴/۰۹/۰۸
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه طبیعی جهان بسته و خفقانزده سهگانه احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان میراند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایهٔ خاطرههای فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...
۱۴۰۴/۰۹/۰۷
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کمنظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روانشناختی، به قلمرویی قدم میگذارد که معمولاً از دسترس روایتهای کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را میتوان تلفیقی از اسطورهپردازی...
۱۴۰۴/۰۹/۰۵
سینماسینما،محمد ناصریراد «استاکر» تارکوفسکی در زمرهی آثاری قرار میگیرد که در آن تجربهی سینمایی از سطح روایت فراتر میرود و به قلمرویی وارد میشود که روان، فلسفه و زیباییشناسی را در یک میدان مشترک گرد میآورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...
۱۴۰۴/۰۸/۱۹
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ با انتخاب شیراز بهعنوان میزبان چهلوسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور بهشکل بیسابقهای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصریراد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامهای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بستهای از پیشنهادهای عملیاتی و...
۱۴۰۴/۰۸/۱۴
سینماسینما، محمد ناصریراد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را بهطور تمامعیار اثبات میکند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکرهای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیتها عمل میکند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعهای از...
۱۴۰۴/۰۸/۱۱
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم «ای ایران» ساختهی ناصر تقوایی، از آن دست آثاری است که در جغرافیای محدود خود، گسترهی یک سرزمین را به نمایش میگذارد. ماسوله در این فیلم، کارکردِ صرفا لوکیشن نداشته و عملا استعارهای از تمام ایران است؛ شهری پلکانی که طبقاتش از بالا تا پایین، بازتابی...
۱۴۰۴/۰۸/۰۹
سینماسینما، وحید مباشری مستند «سرکوهی» ساخته محمد ناصریراد تلاشی است برای احیا؛ کوششی که با ترسیم لحظاتی صمیمی و بیپیرایه، مخاطب را بیواسطه با رنجِ نبودن روبهرو میکند. فیلم به جای توسل به شعارهای رایج دربارهی حفظ میراث فرهنگی، از نیستی سخن میگوید و غیاب را به تصویر میکشد. زاویهی...
۱۴۰۴/۰۸/۰۵
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم کوتاه «خداحافظ آشغال» از آن دست آثاریست که در ظاهر، قصهای ساده و فانتزی روایت میکند، اما در لایههای زیرین خود، جهانی از معنا، روان و فلسفه را آشکار میسازد. روایتی از مواجههی یک پیرزن تنها با چیزی به ظاهر بیجان و در حقیقت، با خویشتنِ...
۱۴۰۴/۰۸/۰۲
سینماسینما، محمد ناصریراد «دختر قاصدکها»؛ قاصدکی در بادِ شالیزار در کنار شالیزار، جایی میان سبزی و باد، دخترک برخلاف میل مادرش چکمه پلاستیکی و آبی را از پا در آورده و جسارت کرده و نیم پوتینی که بر قامتش بزرگ است پوشیده و پا به زمین بازی میگذارد؛ تصمیمی کودکانه...
۱۴۰۴/۰۷/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، محمد ناصریراد فیلم «ارتفاع پست» به کارگردانی ابراهیم حاتمیکیا و فیلمنامهای مشترک از اصغر فرهادی، بیانیهای تصویری است از جامعهای که میان زمین و آسمان، میان زیستن و رهایی، میان وطن و رؤیای فرار، در آن دهه یعنی آغاز دهه هشتاد خورشیدی در حال تردید است، تردیدی که کماکان...
۱۴۰۴/۰۷/۲۹
سینماسینما، محمد ناصریراد دریا همیشه در سینمای ناصر تقوایی، استعارهای از سرنوشت است و در «ناخدا خورشید»، این سرنوشت چهره مییابد، زنده میشود، میجوشد و قهرمان را در بر میگیرد. اما راز اصلی فیلم در جایی نهفته است که ناخدا و خالقش، در یک مدار به هم میرسند. ناخدا خورشید،...
۱۴۰۴/۰۷/۲۵
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ امروز، جنوب خاموش شد. بادِ جن، از خلیج برخاست و تا دلِ تهرانِ پاییزی وزید، با دودی غلیظ از چای تلخِ ناتمام، با بوی کاغذی که هرگز خط نخورَد. ناصر تقوایی رفت؛ بزرگمردی که داییجان ناپلئون را از صفحههای ادبیات بیرون کشید و به جانِ مردم بخشید؛...
۱۴۰۴/۰۷/۲۲
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ در چهارمین شب از مجموعهٔ «شبهای روایت و تصویر» که در پانزدهم مهرماه ۱۴۰۴ در گالری سروناز شیراز با همکاری موسسه فرهنگیـهنری اردیبهشت عودلاجان برگزار شد، مستند «نقاشِ باد» ساختهی عزتالله پروازه بر پرده رفت. فیلم، پرترهای از بیژن بهادری کشکولی، نقاش ایل قشقایی است؛ هنرمندی که...
۱۴۰۴/۰۷/۱۶
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ شهرام مکری در «جنایت بیدقت» بار دیگر نشان میدهد که دغدغه اصلیاش صرفاً بازنمایی وقایع تاریخی نیست، بلکه کاوش در ماهیت زمان، روایت و سینما است. اگر “ماهی و گربه” تجربهای جسورانه در یکپلان و «هجوم» تمرینی در فشردگی فضا بود، «جنایت بیدقت» ترکیب پختهای است از...
۱۴۰۴/۰۷/۱۳
سینماسینما، محمد ناصری راد؛ دیشب، در شامگاه اول مهرماه ۱۴۰۴، تالار کوچک و صمیمی گالری سروناز میزبان شبی بزرگ بود؛ شبی که به همت خانه اردیبهشت اودلاجان و گالری سروناز و با همکاری کلینیک سلامت پایدار، در چارچوب سومین شب مستند در شهر شیراز برگزار شد. هنرمندان و فرهیختگان شیرازی...
۱۴۰۴/۰۷/۰۲
سینماسینما، محمد ناصریراد اثرِ «فریاد ساز» با هدایتِ قیام کرمی شیرازی شهریورماه در پردیس سینمایی نگین شیراز روی پرده رفت؛ اثری که میکوشد با شکوه میزانسن و پرداخت بصری، پرچم تصویر را برافرازد، اما در ساحتِ روایت و انسجام زبانی از ظفر بازمیماند. در سطح طراحی لباس و گریم، دقت...
۱۴۰۴/۰۶/۱۸
سینماسینما، محمد ناصریراد؛ در تقویم نوشته بودند شب چهاردهم شهریور، برج آزادی میزبان خواهد بود؛ همایون شجریان، صدایی آشنا، فرزند یک تاریخ آواز. سازها آماده شدند، پردهها در خیال بالا رفتند، اما صحنه خالی ماند. کنسرت لغو شد، اما ماجرا از همان لحظه آغاز شد. در این چند روز روایتهای...
۱۴۰۴/۰۶/۱۲
سینماسینما، محمد ناصریراد مستند «قلعه خاموش» به کارگردانی حنیف شهپرراد و تهیهکنندگی فرهاد ورهرام، محصول شبکه مستند سیما، در نگاه نخست بیش از هر چیز به دلیل اهمیت سوژهاش، یعنی قلعهی تاریخی ایزدخواست، جایگاه ویژهای مییابد. قلعهای که خود در مقام نشانهای فرهنگی و تاریخی، حامل یک متن است؛ متنی...
۱۴۰۴/۰۶/۰۹
سینماسینما، محمد ناصریراد سوم شهریور ۱۴۰۴ پردیس سینمایی امینتارخ شیراز، نخستین پاتوق فیلم کوتاه شیراز پس از ماهها تأخیر برگزار شد. در این رویداد، پنج فیلم کوتاه به نمایش درآمد که در این نوشته قصد دارم به نقد و تحلیل هر یک از آنها بپردازم. در نخستین اثر به نمایش...
۱۴۰۴/۰۶/۰۶
سینماسینما، محمد ناصریراد سینمای شاعرانه، بیش از آنکه یک ژانر مستقل باشد، شیوهای از مواجهه با سینماست؛ مواجههای که تصویر را به جای کلمه، حس را به جای منطق، و شهود را به جای ساختار برمیگزیند. در این قلمرو، فیلم به یک ابزار صرف برای روایت داستان محدود نمیشود، بلکه...
۱۴۰۴/۰۵/۲۸