«مهرو رعنا/ سیهمو رعنا…» اینها را قمرالملوک وزیری خوانده است، در دستگاه «بیات ترک». مهم نیست که صدایِ حاضر با کیفیت پخش کنونی چهقدر گوشنواز است، مهم برای اصغر فرهادی و ما، تاریخِ این صداست، تاریخِ این ترانه. تاریخ و صدالبته زن بودن صاحب صدا که میتواند انعکاسدهنده ایرانِ دیگری در حوزه موسیقی و خوانندگی باشد. اتفاقا همین بخش از فیلم «فروشنده» آخرین اثر اصغر فرهادی، قرار بود مشمول ممیزی بشود که خوشبختانه نشد! درصورتی که بهدلیل جنس صدای بم قمرالملوک، اگر کسی آشنایی چندانی با موسیقی و تاریخ موسیقی ایران نداشته باشد، ممکن است در تشخیص اینکه ترانه «رعنا» را یک مرد خوانده یا یک زن، دچار تردید و اشتباه شود! اما همچنان مهم تاریخِ صداست! آنقدر مهم که فیلمساز را مجبور کند نام کاراکتر زن اصلی فیلم خودش را «رعنا» بگذارد. درواقع نام رعنا را نه اصغر فرهادی که قمرالملوک وزیری برای ترانه علیدوستی در فیلم «فروشنده» انتخاب کرده است! اگر در فیلم «جدایی نادر از سیمین»، سیمین هنگام ترک خانه به نادر میگوید: «من این شجریان رو با خودم میبرم»، حالا در فیلم «فروشنده» بعد از تعرض به رعنا و هنگام خوردن غذا، ترانه «رعنا»ی قمرالملوک پخش میشود! اگر در جدایی، ترانه «سوسنخانم» گروه «بروبکس» توسط «ترمه» (سارینا فرهادی) خوانده میشود، در فروشنده، ترانه «پیشدرآمد» علی عظیمی توسط عماد (شهاب حسینی) و رعنا خوانده میشود. اما آیا به ه آخرینباری که احمد طالبینژاد از امیر نادری نوشت، بازمیگردد به یادداشتی در سال 90، و سوال همیشگی چرایی مهاجرت نادری از ایران. داستان، گفتوگوی مجله فیلم با امیر نادری است و نقدی که بر فیلم «دونده» نوشته شده بود و تا مدتها دلیل اصلی رفتن این فیلمساز تصور میشد مان اندازه که انتخاب شجریان در فیلم «جدایی» درست بود و با فضای کلی فیلم ارتباط داشت، انتخاب قمرالملوک هم برای فضای فیلم فروشنده مناسب است؟! این ابتداییترین و کوچکترین سوال درباره تفاوتهای فیلم تازه فرهادی با فیلمهای قبلی اوست. فیلمسازی که از پاره شدن کیسه زباله در فیلم جدایی، سرنخی بهجا میگذارد که آن را رها نمیکند، تا نتیجه غافلگیرانهای در قضاوتهای همسایهها از این اتفاق درباره علت سقط جنین راضیه داشته باشد، حالا دیگر آنقدرها هم جزئینگر نیست. این نه لزوما بهعنوان یک نقطه ضعف، بلکه بهعنوان مشخصه فیلم تازه فرهادی قابلتوجه است. مختصات فیلم فروشنده شباهت چندانی با «گذشته»، «جدایی»، «درباره الی» و فیلمهای قبلی او ندارد. دیگر نباید منتظر تعلیقهای نفسگیری مثل سکانس غرق شدن الی (ترانه علیدوستی) در دریا و آغاز قضاوتها و گمانهها درباره این اتفاق بود. دیگر خبری از کنشهای روانی کاراکترها در بازی بازیگران نیست. سکانسی مثل سکانس خودزنی حجت (شهاب حسینی) در آشپزخانه. اصغر فرهادی نه در مقام نویسنده و نه در مقام کارگردان دیگر روی کاراکترها زوم نمیکند. هیچ ذرهبین حساسی روی ذهن و قلب کاراکترها نمیگیرد. برای همین دیگر کاراکتری مثل مارین (برنیس بژو) در فیلم «گذشته» را در فروشنده نمیبینیم که شکستها و ناکامیهای زندگی و زنانهاش را باور کنیم. حالا قرار است در فروشنده، همهچیز «مینیمال» باشد. قرار است از همهچیز زود عبور کنیم، مثل رعنا که میخواهد خیلی خیلی زودتر از آنچه که طبیعی و منطقی است، از ماجرای تجاوز به حریم شخصیاش، عبور کند. نه نوع روایت فیلمنامه بهخصوص در ساخت و پرداخت و معرفی کاراکترها ارتباطی به فرهادی پیش از این دارد و نه نوع کارگردانی در ایجاد تعلیقهای فراوان و طرح فضایی معمایی با پاسخی ایهامبرانگیز و پایانی باز برای انتهای فیلم. اینجا حتی جنس بازی شهاب حسینی نمود تازهتری پیدا کرده است. شهاب حسینی از کنشهای بیرونی به کنشهایی درونیتر سوق پیدا کرده و بازی خارجیپسندتری دارد. جنس بازی و نوع اکتها و میمیکهای شهاب حسینی در فیلم، دیگر اغراقشده نیست و به سمت اجراهای مینیمال رفته است. با این توضیحات درباره مختصات سبک تغییریافته اصغر فرهادی، باید با فیلم «فروشنده» مواجه شد. آنوقت شاید دیگر بازی ضعیف مینا ساداتی در فیلم چندان به چشم نیاید! میتوانیم توجیه کنیم که کمرنگ بودن نقش او باعث شده که کارگردان تمرکز اصلی خود در گرفتن بازی از شهاب حسینی، ترانه علیدوستی و فرید سجادیحسینی صرف کرده باشد. کارگردانی که پیش از این یکی از مهارتها و ویژگیهایش گرفتن بازی از هر نوع بازیگری، با هر اندازه از درجه کیفیت و استعداد بود. کارگردانی که رعنا آزادیور در فیلم «درباره الی»اش هویت دیگری پیدا میکند و حتی از بازی هنرورها و سیاهیلشکرهای داخل فیلم، بهراحتی عبور نمیکرد؛ در فروشنده حساسیت چندانی برای قدرتمند بودن تمام نقشهای کوچک و بزرگ ندارد. حتی بازیهای دانشآموزان داخل فیلم بهطورکل تصنعی از آب درآمده و با قدرت کارگردانی فرهادی منطبق نیست. سکانسهای داخل کلاس اتفاقا ضعیفترین سکانسهای فیلم از لحاظ اجرایی و همچنین دیالوگنویسی هم هست. چه کسی میتواند باور کند که آن دیالوگ گلدرشت عماد در کلاس که: «میگذره. صد سال اولش سخته!»، نوشته اصغر فرهادی باشد؟! یا آن حجم از شوخیهای دمدستی و لوس دانشآموزان که بیشتر شبیه به متن سریالهای تلویزیونی بود. آنوقت ارجاعات ادبی و هنری فراوان فیلم چهقدر موفق بوده و در فیلم خوش نشسته است؟! چرا دانشآموزان نمایشنامه مکتوب «گاو» غلامحسین ساعدی را با دقت و تمرکز گوش میدهند، اما در حساسترین سکانس فیلم «گاو» داریوش مهرجویی بهجای بهتزدگی و لذت بردن از تماشای فیلم، ادا و اطوار و شکلک درمیآورند؟! اگر قرار است نشان دهیم که این بچهها سرمایههای ادبی و هنری کشورشان را نمیشناسند یا برای درک فیلم گاو، آگاهی لازم را ندارند؛ چرا همین دانشآموزان هنگام تماشای نمایش «مرگ فروشنده»ی نوشته آرتور میلر تحتتاثیر قرار گرفتهاند و اشک توی چشمهاشان جمع شده است؟! باور اینکه فیلمی از فرهادی ساخته شده باشد و سوالهای بدون پاسخ، بدون چالش و تناقضهای فراوان و بیمنطقی در روایت داشته باشیم، سخت بود؛ اما متاسفانه ممکن شده است. این تناقضها یکی، دو تا هم نیست و در شخصیتپردازی کاراکترها بهکرات دیده میشود.سکانس ابتدایی فیلم را درنظر بگیرید. آپارتمان فرسودهای را که درحال فروریختن است، همه ساکنین با شتاب و عجله در حال فرار هستند. عماد و رعنا هم… ناگهان زن همسایه با صدایی دردمند و ملتمسانه از عماد میخواهد که برای بیرون آوردن فرزند معلولش از ساختمان به او کمک کند. فرزند همسایه، معلول ذهنی است. میتواند در شرایط طبیعی راه برود؛ اما شوکه شده و روانِ پریشان او باعث شده که دچار یک نوع فلج آنی و بیتفاوتی نسبت به خانه درحال ویرانی باشد. آنوقت در چنین بحران و فضای ملتهبی، رعنا شوهرش را صدا میکند که: «عماد! بیا! خودش میتونه راه بره!». این رعنا را مقایسه کنید با رعنای سکانسهای پایانی فیلم. با رعنایی که در برابر پیرمردی که به او تعرض یا تجاوز کرده، حس ترحم یا بخشش دارد! یا نه اصلا میخواهد بهسرعت برق و باد از چنین اتفاق تلخی که او را دچار بحران شدید روحی کرده، عبور کند! از فردای تعرض، مدام شوهرش را به بیتفاوتی و خونسردی و عدمپیگری ماجرا متهم میکند. بعد درست زمانی که عماد پیرمرد خاطی را پیدا کرده و خیلی محترمانه با او درحال گفتوگوست و نهایت انتقامش از او حبس کردنش در خانه است (آن هم با چراغ روشن!)، رعنا با یک دیالوگ بسیار نابهجا میگوید: «داری ازش انتقام میگیری…!» خیلی هم از بالا میگوید! یکجوری که انگار عماد جایش با پیرمرد خاطی عوض شده است! انگار عماد مجرم است! او را تهدید به ترک و جدایی میکند! چرا؟! از رعنا در ابتدای فیلم انتظار میرفت که اخلاقی رفتار کند و برای جلوگیری از زیر آوار ماندن یک معلول، حرکتی انسانی داشته باشد، اما انتظار نمیرفت که حالا اگر فرد متعرض و متجاوز به خودش را بخشیده یا از عمل شنیع او برای آرامش ذهن و قلب و زندگی خودش، عبور کرده؛ دیگر اینقدر اغراق شده و غیرقابلباور با مسئله روبهرو شود. عماد در ابتدای فاجعه پیشآمده با این مسئله بسیار خونسرد برخورد میکرد. حتی بهدلیل آسیب جسمی و روحی همسرش در روزهای اول بعد از تجاوز، او را مورد پرسوجو قرار نمیدهد و بهنوعی فقط سعی در آرامش بخشیدن به رعنا را دارد. در ادامه ماجرا نیز با درخواستهای خود رعنا تشویق به پیگیری و پیدا کردن فرد خاطی میشود. آنوقت حالا که مثل یک پلیس ماهر، متهم را پیدا کرده، چرا باید بدون هیچ توضیحی (تنبیه به کنار!) او را کنار بگذارد؟! اینها تناقضاتی است که حتی اگر اصغر فرهادی برای آن توجیهات عامدانه و هوشمندانهای داشته باشد، در فیلم ملموس و باورپذیر نشده و برعکس گلدرشت و شعارزده از آب درآمده است. ردپای تخصص فرهادی در ساخت سکانسهای نفسگیر البته از زمان درگیری عماد با پیرمرد متعرض، دیده میشود. از زمانی که عماد به پیرمرد شک میکند، از او میخواهد که کفشها و جورابهاش را از پا دربیاورد و درگیریهای لفظی بعد از آن که مثل فیلمهای قبلیاش سرشار از ویژگیهای اومانیستی و آمیخته با شک و تردید و دروغ و قضاوت است. پایانبندی فیلم «فروشنده» از نقاط قوت فیلم شمرده میشود. یک پایان باز، معلق و درگیر با عواطف مخاطب. فروشنده در کارنامه فرهادی فیلم مهمی است. نه از این جهت که قویتر از فیلمهای قبلیاش باشد (که نیست!)، بلکه بهخاطر نوعی تغییر سبک از الگوی همیشگی او که ساختاری معماگونه با جزئیات فراوان داشت. نوعی تغییر در ساخت فرم، لحن، روایت، تقطیع و تدوین و شیوه اجرا. انگار فروشنده مقدمهای برای یک اصغر فرهادی قدرتمند دیگر در شمایلی تازه است. مثل «رقص در غبار» که مقدمهای برای «شهر زیبا» و فیلمهای بعدیاش شد. مقدمهای با پایانباز و سرنخی که باید در انتظار غافلگیریهای بزرگترش بود.
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، آریو همتی حامد بهداد در کنار شهاب حسینی، ترانه علیدوستی، باران کوثری و لیلا حاتمی پنج ستاره طبقه متوسط و مطالبهگر در دوران گذار از موج نخست سینمای مطالبهگر به موج دوم آن بودند. این دوره گذار از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۹۴ طول کشید و پس از آن نیز...
۱۴۰۵/۰۴/۰۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، مسعود ارجمندفر مقدمه: استحاله قربانی به فردیت مدرن مستند «ترانه»، ساختهی پگاه آهنگرانی (پخششده از بیبیسی فارسی)، فراتر از یک پرترهی سینمایی از یک بازیگر مشهور، سندی است از یک استحالهی وجودی. این اثر، روایتی است از سفر ترانه علیدوستی؛ سفری که از از دالانهای تنگ بازداشت و انفرادی...
۱۴۰۴/۱۰/۱۶
اولین نشست نقد و بررسی «آهنگسازی معاصر ایران» با بررسی آثار حسین دهلوی دوشنبه یکم آبان در فرهنگسرای ارسباران تهران برگزار می شود. +در این نشست که اجرای آن بر عهده علی عظیمی نژاد است، اسماعیل تهرانی به سخنرانی می پردازد و کامبیز روشن روان، نادر مشایخی و کیومرث پیرگلو...
۱۳۹۶/۰۷/۲۹
گفتگوی صمیمانه با «کامبیز روشن روان» آهنگساز و نوازنده ی فلوت، پنج شنبه ۲۰ مهرماه از برنامه «نام آوران ایران زمین» رادیو فرهنگ پخش می شود. +کارشناس مجری برنامه «نام آوران ایران زمین» علی عظیمی نژادان و تهیه کننده آن رکسانا حمیدی است
۱۳۹۶/۰۷/۱۹
مونا مهرجویی دختر زنده یاد داریوش مهرجویی و وحیده محمدیفر در سالروز به قتل رسیدن پدر و مادرش متنی را منتشر کرد.
۴ساعت پیش
فیلم سینمایی «اجارهنشینها» ساخته داریوش مهرجویی، همزمان با روز جهانی صلح و روز جهانی ناشنوایان، با حضور سیداحمد محیط طباطبایی و یارتا یاران در موزه سینما به نمایش درآمد. نوشته «اجارهنشینها» در موزه سینما به نمایش درآمد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۵/۰۷/۰۳
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
چهار فیلم سینمایی جدید از فردا، ۲۲مهرماه راهی اکران می شوند.
۸ساعت پیش
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
اولین پوستر فیلم سینمایی «بیدار» به کارگردانی حسین دوماری در حالی رونمایی شد که اکران این فیلم از چهارشنبه ۲۲ مهر در سینماهای سراسر کشور آغاز خواهد شد. به گزارش سینماسینما، طراحی پوستر و لوگوی فیلم سینمایی «بیدار» بر عهده محمد روحالامین بوده است. با توجه به اینکه پیشفروش بلیتهای...
۱۴۰۵/۰۷/۱۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
اصغر فرهادی: چه کسی از شما خواست ما را نجات دهید؟، چرا شیوا مقانلو دبیر «جلال» شد؟، فردوس کاویانی و مهرانه مهینترابی چگونه ماندگارترین زوج هنری تلویزیون شدند؟، بافت تاریخی تهران در خطر است!، سرمایهگذاری جدید تهرانیها، لحظات نفسگیر چند عملیات به روایت یک فرمانده، گرامیداشت کودکان میناب در نخستین...
۱۴۰۵/۰۷/۱۷
فستیوال فیلم آدانا در ترکیه جایزه یک عمر دستاوردهنری خود را به اصغر فرهادی، فیلمساز شناخته شده ایرانی، اهدا کرد. به گزارش سینماسینما، برگزار کنندگان این رویداد سینمایی اعلام کردند که این جایزه به پاس نقش و تاثیرگذاری فرهادی بر سینمای معاصر جهان به او اهدا می شود. فرهادی که...
۱۴۰۵/۰۷/۰۸
فرهاد توحیدی در نمایش فیلم «تنگسیر» گفت: جای امیر نادری در این نمایش خالی است.
۱۴۰۵/۰۶/۱۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
در آستانه روز ملی سینما (۲۱ شهریور) نسخه اصلاح و مرمتشده فیلمهایی از علی حاتمی، امیر نادری، داریوش مهرجویی، ناصر تقوایی و واروژ کریم مسیحی اکران میشود.
۱۴۰۵/۰۶/۱۵
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما، پاریس هفته گذشته، خبری عجیب در شبکههای اجتماعی و برخی وبسایتهای غیررسمی منتشر شد که از اقدامی توهینآمیز بر مزار غلامحسین ساعدی نویسنده ارزشمند و سناریست فیلم های «گاو» و «دایره مینا» ساخته های داریوش مهرجویی و «آرامش در حضور دیگران» به کارگردانی ناصر تقوایی حکایت داشت. گفته میشد...
۱۴۰۳/۱۰/۰۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
فیلمتئاتر «دیکته» نوشته غلامحسین ساعدی (گوهر مراد) و به کارگردانی داود رشیدی در سینماتک خانه هنرمندان ایران نمایش داده و تحلیل و بررسی میشود. به گزارش سینماسینما، پنجمین برنامه از سلسله جلسات نمایش فیلمتئاترهای شاخص با همکاری مشترک انجمن صنفی منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه تئاتر و سینماتک خانه هنرمندان...
۱۴۰۲/۱۱/۲۷
وحید تاج، در برنامه «شبی با موسیقی» به بیان یک خاطره از محمدرضا شجریان پرداخت و درباره یکی از بزرگترین ریسکهای زندگیش؛ یعنی خواندن آواز ابوعطای قمرالملوک وزیری مقابل شجریان ...ادامه مطلب
۱۴۰۲/۰۸/۲۸
«شب شعر کوچه» با سخنرانی شمس لنگرودی، بهار مشیری و علی دهباشی و بداههخوانی و بداههنوازی «کیوان ساکت» و «فاضل جمشیدی» امروز در خانهی اندیشمندان علوم انسانی برگزار میشود. نیم قرن پیش مرحوم امیر جاهد نخستین کسی بود که روی شعرهای مشیری آهنگ ساخت. از جمله ترانه «در ملک ایران»...
۱۳۹۷/۱۰/۲۹
فیلم سینمایی «مادرزاد» به کارگردانی مرتضی علیزاده و تهیهکنندگی محمود بابایی که در سکوت خبری مقابل دوربین رفت، با اتمام مراحل فنی آماده حضور در جشنوارههای بینالمللی شد.
۱۴۰۵/۰۷/۱۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
در هفتهای که پشت سر گذاشتیم مجتبی پیرزاده، امین حیایی، رضا عطاران، مینا ساداتی و رامبد جوان از مهمترین چهرهها در محافل رسانهای بودند. نوشته از خشم عاشقانه «مجتبی» تا انتقامجویی دوگانه «مینا» اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۲/۱۹
بازیگر سریال «رستگاری» با تاکید بر این که مخالف ساخت فصل دوم این سریال هستم، گفت: من با دنبالهسازی مخالف هستم چون این کار اصلا معنایی ندارد. وقتی یک موضوعی ...ادامه مطلب نوشته مخالفت رضا توکلی با ساخت فصل دوم «رستگاری» اولین بار در بانی فیلم. پدیدار شد.
۱۴۰۳/۰۱/۲۷
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
محمدحسین حقیقت؛ کارگردان فیلم سینمایی «پرواز ۱۷۵» گفت: ما تلاش کردیم از شعاری بودن دور باشیم و واقعیتها را بگوییم. اگر فکر میکنیم چیزی واقعیت است باید آن را عنوان کنیم. نوشته محمدحسین حقیقت: تلاش کردیم از شعاری بودن دور باشیم اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۲/۱۱/۱۴