بی ترید در مقطع پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ هجری شمسی، کمتر هنرمندی را می توان یافت که از اهداف انقلابی و جامعه ی آرمانی مد نظر امام امت مطلع بوده و دغدغه های اصلی امت مسلمان ایران در جهت تحقق چنین جامعه ای را دریافته و در عرصه فرهنگ و هنر اقدام به پیگیری آن نموده باشد؛ قبل از پیروزی انقلاب، در دوران مبارزات پانزده ساله، متأسّفانه هنر وارد این میدان نبود، مگر خیلی بهندرت. گاهی شعرهای خوبی گفته می شد که در روشنگری ذهن ها اثر داشت. این اواخر؛ شاید سال های دهه پنجاه؛ بعضی از نمایشنامهها و هنرهای نمایشی هم تقریباً وارد میدان شدند؛ اما خیلی کم و به ندرت. مثلاً در تهران نمایشنامه "ابوذر" را روی صحنه بردند؛ در مشهد نمایشنامه "باران" را جوانان خوبی بودند که روی صحنه بردند؛ که الان هم در زمینههای هنر فعّالند؛ اما خیلی کم بود. غرض؛ هنر نقش زیادی در آن زمان نداشت. (امام خامنه ای در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان - ۱۳۷۷/۱۱/۱۳)

در این میان تمایزات ویژه ی انقلاب اسلامی از نظامات سوسیالیستی و لیبرالیستی موجود در عرصه ی بین الملل و همچنین ادعای انقلاب اسلامی بر خاستگاه مستضعفی خویش و اعلام حمایت رسمی خود از مستضعفان عالم در برابر مستکبران غرب و شرق سبب شد تا برای نخستین بار در طول دوران حاکمیت جنگ سرد (Cold War)، اتحادی استراتژیک میان دو ابر قدرت ایالات متحده و شوروی برای حذف و نابودی انقلاب اسلامی شکل گیرد؛ اتحادی که در ابتدا به اقدامات تروریستی گروهک ها و ایجاد تنش های داخلی و تجزیه خواهی در مناطق مرزی کشور معطوف بود و پس از اثبات ناکارآمدی چنین اقداماتی در کوتاه مدت، به سرعت به اعلان جنگ رسمی رژیم بعث صدام در ۳۱شهریور ۱۳۵۹ هجری شمسی مبدل گردید و این همه در حالی بود که یک روز در دنیا، دو قطب و دو قدرت، سررشتهی مسائل دنیا را در دست داشتند. یکی قدرت غرب به سرپرستی آمریکا و یکی هم قدرت شرق و نظام کمونیستی و بلوک سوسیالیستی دنیا به رهبری شوروی سابق بود، که دنیا را بین خود تقسیم می کردند. البته در آن روز، هم آمریکا و هم شوروی، علیه جمهوری اسلامی باهم متّحد و متّفق شدند. اما هرچه فشار آوردند، نتوانستند جمهوری اسلامی را به زانو درآورند. امام، مثل کوه در مقابل آنها ایستاد. ملت، مثل کوه در مقابل آنها ایستاد. نمونهاش هم جنگ تحمیلی بود. در جنگ تحمیلی، هم شرق و هم غرب، به نیروهای متجاوز کمک می کردند؛ اما ملت از پسِ همهی آنها برآمد و نگذاشت که به او آسیبی وارد کنند. بعد، به فضل پروردگار، یکی از این دو قدرت فروریخت. (امام خامنه ای در دیدار مردم یاسوج - ۱۳۷۳/۰۳/۱۷).

و این گونه بود که پیروزی انقلاب اسلامی با تمامی تمایزات و تعارضات خود در عرصه ی نظام بین الملل و استقرار نظام جمهوری اسلامی موجب شد تا عواطف عموم جامعه مسلمان ایران نیازمند انعکاس هنرمندانه ی سبک زندگی برگزیده ی خویش و تعمیق باورهای اسلامی و ایرانی در جامعه باشند؛ سبک زندگی انقلابی ویژه و منحصر به فردی که در دوران حاکمیت تقسیمات جهانی به دو بلوک غرب و شرق، با شعار نه شرقی و نه غربی سر برآورده بود و بنیان های نظم جهانی مبتنی بر جهان دو قطبی را به چالش می کشید؛ سبک زندگی انقلابی ویژه و منحصر به فردی که توانست داعیه دار نظامی مبتنی بر اصول شریعت اسلام و متمایز از نظامات انسان محور و مادی گرای چپِ سوسیال و راستِ لیبرال باشد؛ نظامی متمایز که اگر چه در عمل همچنان بسیاری از اصول و ارکان آن محقق نشده باقی است؛ اما به واقع نظامات انسان محور و مادی گرای جهان را به چالش کشید در حالی که متأسفانه در رژیم گذشته؛ که آن پانزده سال دوران مبارزات هم در همان سال هاست؛ هنر در قبضه صاحبان قدرت بود و حقیقتا به انحطاطی دچار شده بود و در میدان حضور نداشت. لیکن از لحظه پیروزی انقلاب، هنر به میدان آمد؛ از دو جا هم آمد که عمدتاً از طریق استعدادهای هنری نوظهور؛ یعنی جوانان؛ بود. شما الان ببینید در میان این هنرمندان معروفی که ما داریم، خیلی شان جوانان بعد از انقلابند. اینها کسانی هستند که یا در جبهههای جنگ، یا در صحنههای انقلاب، با برخورداری از ایمان، خودباوری پیدا کردند و به سمتی کشیده شدند؛ مثلاً دوربینی دست شان گرفتند و برای عکسبرداری به جبههها رفتند. این کارها اینها را به سمت هنر کشاند و همین طور بقیه هنرها. غالباً جوانان بودند که از اوّلِ انقلاب شروع کردند؛ بعضی هم از هنرمندان دوره قبل از انقلاب بودند که اینها به انقلاب پاسخ دادند؛ خیلی هم متأسفانه پاسخی ندادند، رفتند کناری نشستند و هنرشان را در خدمت انقلاب قرار ندادند. در مجموع، از اوّلِ انقلاب تا امروز که بیست سال میگذرد، هنر نقش زیادی داشته و در عرصههای مختلف، انواع هنرها؛ نه فقط هنرهای نمایشی، یا هنر شعر، بلکه انواع هنرها؛ وارد میدان شدند و کارهای برجسته و بزرگی انجام دادند و هنرمندان جوان پرورش پیدا کردند. (امام خامنه ای در جلسه پرسش و پاسخ با جوانان - ۱۳۷۷/۱۱/۱۳).

به این ترتیب عواطف عموم جامعه مسلمان ایران و همچنین نیاز آزاد اندیشان در اقصی نقاط جهان طلب می نمود تا عرصه ی فرهنگ و هنر کشور و بالاخص صنعت سینمای ایران بتواند ماهیت انقلاب اسلامی را به تصویر کشیده و خصوصیات منحصر در نظام جمهوری اسلامی را روایت نماید؛ نیازی که در نهایت به پیدایش استعدادهای هنری نوظهور در عرصه ی فرهنگ و هنر ایران انجامید؛ استعدادهایی که به سبب رویارویی و جنگ جدی مستضعفین و مستکبرین، یا در جبهههای جنگ و یا در صحنههای انقلاب بوجود آمد و شاید به همین جهت است که می توان جنگ را یکی از نقاط عطف تاریخ ملت ها دانست؛ چه بسیار ملت هایی که به این واسطه مضمحل و نابود گردیدند و چه بسیار ملت هایی که اسباب ظهور و بروز تمدنی ایشان در جنگ ها رقم خورد.

به عبارتی دیگر می توان عطف تاریخ تمدن ایران را در پرچمداری قیام مستضعفین بر علیه مستکبرین در سراسر جهان و جنگ مردم مسلمان ایران با ابرقدرت های شرق و غرب جستجو نمود که در غایت خود به ظهور و بروز فرهنگ و روحیه ی جهادی در جامعه ی ایران انجامید؛ موضوعی که در عرصه ی فرهنگ و هنر ایران به پیدایش استعدادهای هنری نوظهور منتج گردید در حالی که ماهیت چپ و شبه سوسیالیست دولت های سوم و چهارم و رویکرد رادیکالی نخست وزیر و سیاست تمرکزگرایی محض دولتی که در نمای بیرونی خود به کُپنی سازی تمامی عرصه های اقتصادی، سیاسی و حتی فرهنگی در نظام تازه تاسیس جمهوری اسلامی معطوف بود، به شدت در مقابل فرهنگ جهادی صف آرایی و با زمینه های تکثیر و ترویج روحیه جهادی در عرصه های مختلف برخورد می نمود.

پس، از آنجا که شرط اوّلِ جهاد این است که در آن، تلاش و کوشش باشد و شرط دومش اینکه، در مقابل دشمن صورت گیرد (امام خامنه ای در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسولالله صلی الله علیه و آله- ۱۳۷۵/۰۳/۲۰)؛ بنابر این می توان حفظ و بقای انقلاب اسلامی را در گرو بسط و گسترش فرهنگ و روحیه ی جهادی در جامعه دانست؛ فرهنگ و روحیه ای که اسلوب شکل گیری نظام جمهوری اسلامی و اصولا بقای فرهنگ اسلامی بر آن نهاده شده و به سبب جایگاه ولایت فقیه در نظام جمهوری اسلامی، قطعا حذف و زدودن مطلق چنین باوری حتی از توان مدیران چپ مسلک دولت های سوم و چهارم نیز خارج بود؛ اما باید توجه داشت که در همین شرایط بود که جریان مشکوک و مرموز فرهنگی حاکم بر کشور سعی نمود تا با ارایه ی قرائتی بظاهر موجه، فرهنگ رزمندگی و جهاد را در موضوع جهاد رزمی و حضور در میدان جنگِ مسلّحانه محدود سازد و زمینه سازی ویژه ای را برای اطلاق انگ و تهمت جنگ طلبی به جهادگران دورانِ پس از دفاع مقدس و منزوی ساختن فرهنگ رزمندگی و جهاد در عرصه ی های دیگر جمهوری اسلامی فراهم آورد و این در حالی بود که بدون جهاد، هیچ دشمنی از صحنه عقبنشینی نخواهد کرد، و جهاد هم جز با اتحاد و وحدت و هماهنگی، امکانپذیر نیست. جهاد، عبارت از جهاد نظامی، جهاد سیاسی و جهاد فرهنگی است. این هر سه، جهاد است.... بدون کار جهادی، کار سیاسی و تحرک، هیچ فایدهیی ندارد. کار سیاسی، باید پشتوانهی جهاد نظامی داشته باشد و هر دوی اینها، بدون کار فرهنگی بی ثمر خواهد بود. (امام خامنه ای در دیدار اعضای حزب وحدت اسلامی افغانستان- ۱۳۶۹/۰۱/۲۲).

از منظری دیگر می توان حاکمیت جریان چپ در دولت های سوم و چهارم و به تبع آن حضور فعال این جریان در وزارت جهاد سازندگی آن دوران و پیگیری فرایند نظام سازی (System Building) مبتنی بر شیوه های التقاطی و شبه سوسیالیستی را به عنوان عوامل اصلی ایجاد بسترهای ذهنی برای تقابل با فرهنگ رزمندگی و جهاد و محدود نمودن این فرهنگ عظیم اسلامی به میدان جنگِ مسلّحانه در لایه های مختلق جامعه قلمداد نمود.
البته ضعف بنیه ی ایدئولوژیک دولت های سوم و چهارم و عدم تطابق موازین فکری بخش قابل توجهی از دولتمردان با مبانی انقلاب اسلامی، نه تنها اسباب محدودیت جهاد سیاسی در فرایند نظام سازی را موجب گردید؛ بلکه سبب شد تا جهاد نظامی نیز عملا با توقف پشتیبانی دولت و فشارهای ویژه برای پذیرش آتش بس با دشمن متخاصم مواجه گردد و در این راستا موجب شود تا وقایع بسیار مهم و پیچیده ی سال های پایانی دفاع مقدس، در تاریخ انقلاب ثبت و ضبط شود؛ وقایعی بعضا خیانت آلود که در نهایت به نوشیده شدن جام زهر توسط امام امت در ۲۹ تیر۱۳۶۷ هجری شمسی منجر و سبب شد تا یاس و ناامیدی ویژه ای بر عموم مردم مسلمان ایران حاکم شود و به موازات آن عدم دغدغه ی دولت و بویژه مدیریت فرهنگی حاکم بر پیگیری و گسترش فرهنگ و روحیه ی جهادی و اصولا عدم اعتقاد به جهاد فرهنگی سبب شود تا دوران پس از جنگ با هجم انبوه پشیمانی از دفاع مقدس آغاز گردد؛ راهبردی موفق که موجب شد تا در صنعت سینمای ایران علاوه بر تولید آثار ویژه ای در ژانر ضد جنگ، پای جماعت منورالفکر را بیش از پیش به سینمای جمهوری اسلامی بازنموده و آثار شاخصی همچون عروسی خوبان را بر پرده ی نقره ای سینماهای ایران به نمایش درآورد.

عروسی خوبان؛ عنوان اثری سینمایی به نویسندگی و کارگردانی محسن مخملباف است که در سال۱۳۶۷ هجری شمسی تولید و در هفتمین دوره جشنواره فیلم فجر با استقبال گسترده ی جریان حاکم فرهنگی کشور مواجه شد و ضمن برگزیده شدن در بخش های مختلف، توانست جایزه ی بهترین نقش اول زن را از آن خود سازد؛ اثری مجعول که بیش از هرچیز بیان کننده یاس و ناامیدی کارگردان از آینده ی انقلاب اسلامی و انتقال آن به مخاطبان خود است.
بر این اساس شاید حاکمیت جریان مرموز فرهنگی دولت های سوم و چهارم و بعضا عدم اعتقاد ایشان به ماهیت وجودی جهاد و بالاخص جهاد فرهنگی را بتوان به عنوان عواملی معرفی نمود که سبب شد تا صنعت سینمای ایران به شدت تحت تاثیر فضای مایوس کننده پس از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و همچنین رحلت بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی در ۱۳خرداد ۱۳۶۸ هجری شمسی قرار گرفته و در این میان صرف نظر از اتخاذ رویکرد هامون سازی منورالفکرانِ پیشین خویش در این شرایط که البته به شدت توسط جریان حاکم در هشتمین دوره جشنواره فیلم فجر مورد تقدیر قرار می گیرد؛ بسیاری از استعدادهای هنری نوظهور خود را که بظاهر از دغدغه های انقلابی و روحیه ی جهادی نیز برخوردار بودند را یا تحت تاثیر فضای مایوس کننده آن ایام، در سیستم مدیریت فرهنگی مرموز کشور هضم سازد و یا به رنگ و بوی روشنفکری مزین ساخته و در دولت پنجم به تعدیل از آرمان های انقلابی وا داشته و به انتشار آثار سینمایی گوناگون و متعددی همچون سایه خیال؛ نوبت عاشقی؛ فرماندار؛ ابلیس؛ پرده آخر؛ خونبس و ... در فضای رسانه ای جمهوری اسلامی سوق دهد.

البته باید توجه داشت که دولت پنجم جمهوری اسلامی ایران در شرایطی فعالیت خود را در ۱۲ مرداد ۱۳۶۸ هجری شمسی آغاز نمود که با وجود حذف جایگاه نخست وزیری در بازنگری قانون اساسی و تفویض اختیارات و توانمندی رییس جمهور در اداره ی مستقل دولت؛ همچنان عمده اعضای چپ کابینه ابقاء و مدیران اجرایی سوسیال مسلک در حوزه های مختلف اقتصادی، سیاسی و بالاخص حوزه ی فرهنگی کشور، با ثبات هر چه تمام به فعالیت خویش ادامه دادند؛ با این تفاوت که بسیاری از ایشان که متوجه پیش بینی امام خمینی مبنی بر شنیده شدن صدای خردشدن استخوانهای کمونیسم در ۱۱ دی ۱۳۶۷ هجری شمسی (۱ ژانویه ۱۹۸۹ میلادی) و طی پیام تاریخی شان به میخائیل گورباچف به عنوان آخرین دبیرکل حزب کمونیست شوروی نبودند و بعضا حتی پیام روح خدا را به سخره گرفته و طنز می انگاشتند؛ به یکباره در ۱۸ آبان سال ۱۳۶۸ هجری شمسی (۹ نوامبر۱۹۸۹ میلادی) با فروپاشی دیوار برلین به عنوان ارثیه ی شرایط ژئوپلیتیک پایان جنگ جهانی دوم و نماد نظام دو قطبی مواجه گردیدند و از این جهت بود که دولت مردان سوسیالیست دولت پنجم، به همراه اکثریت نمایندگان چپ مسلک مجلس سوم شورای اسلامی بر آن شدند تا رویکرد خود را به سمت فاتح جنگ سرد معطوف کرده و مسیر تعدیل همه جانبه ی خویش از شرق به سمت و سوی غرب را به نحوی گسترده آغاز نمایند.

در دههی اول، پیشرفت را بسیاری از انقلابیون در الگوی چپ؛ چپ دههی شصت، یعنی الگوی گرایشمند به سوسیالیسم می دیدند. هر کس هم مخالفت می کرد، یک تهمتی، لکهای، چیزی متوجهش می کردند. یک عدهای از مسئولین، دستاندرکاران، فعالین عرصهی کار در جمهوری اسلامی، نگاهشان نگاه حاکمیت دولت و مالکیت دولت بود؛ خوب، این نگاه، نگاه غلطی بود. نگاه به پیشرفت کشور از زاویهی دید تفکر شرقیِ سوسیالیستیِ چپ محسوب می شد؛ این غلط بود. البته غلط بودن این خیلی زود فهمیده شد، حتّی آن کسانی که آن روز مروج همین دیدگاه بودند، ناگهان صد و هشتاد درجه برگشتند! آن افراط به یک تفریط حالا تبدیل شد.
(امام خامنه ای در دیدار اساتید و دانشجویان دانشگاههای شیراز - ۱۳۸۷/۰۲/۱۴).
به این ترتیب عمده مسئولان چپ گرا و چپ اندیش دولت پنجم به یکباره راست شده! و دوشادوش برخی دیگر از مدیران راست سنتی که علقه های دیرینه ی لیبرالی خود را تحت لوای مشروعیت سرمایه داری در نگاه اسلامی و ... پنهان ساخته بودند؛ برنامه ی تعدیل اقتصادی را بهصورت یک برنامه جایگزین در برابر برنامه توسعه اول مطرح و با آغاز سریع فرایند اجرایی آن در سال ۱۳۶۹ هجری شمسی، توسعه بر اساس الگوی غربی نظام لیبرالیسم (Liberalism) را بر محور تعدیل اقتصادی پیگیری و در سایر حوزه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی و ... مطرح و اجرایی ساختند و در این مسیر عناصر شاخصی که بر پیشرفت کشور از زاویهی دید تفکر شرقیِ سوسیالیستیِ چپ تاکید و با عنوان نیروهای خط امامی بر پیاده سازی چنین تفکرات التقاطی اصرار می ورزیدند نیز ضمن حفظ ظاهر چپی خود، به سرعت تغییر مسیر دادند و این موضوع سوای نظر در حوزه های مختلف سیاسی و اقتصادی و ... در عرصه ی فرهنگ و هنر کشور با پیگیری عملکرد جریان مرموز فرهنگی کشور طی برگزاری نهمین دوره جشنواره فیلم فجر در بهمن ۱۳۶۹ هجری شمسی به وضوح قابل مشاهد می باشد.

با فروپاشی دیوار برلین و آگاهی جریان حاکم مدیتی کشور در دولت پنجم که به نوعی محصول پروسه ی دولت سازی (State Building) و همچنین فرایند نظام سازی (System Building) دولت های التقاطی و شبه سوسیالیست سوم و چهارم در کشور بودند با چرخشی ویژه از مواضع چپ گرایانه ی خود، شبانه راست گردیده و مش التقاطی خویش را به پذیرش باورهای لیبرالیسم تغییر می دهند و طی دیدار با نمایندگان صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی، تصمیم به اجرای سیاستهای تعدیل گرفته و در سال ۱۳۶۹ هجری شمسی، ضمن تمرکز بر برنامه ی تعدیل اقتصادی، موضع تعدیل را در ابعاد فرهنگی، سیاسی و ... آن پیگیری نموده و پیش از حذف رسمی بلوک شرق از عرصه نظام بین الملل که نهایتا با فروپاشی رسمی اتحاد جماهیر شوروی در ۴ دی ۱۳۷۰ هجری شمسی (۲۵دسامبر۱۹۹۱ میلادی) محقق گردید، اقدام به تغییر موضع و تعدیل مشی و منش سویالیستی با آرمان های لیبرالیستی در عرصه های مختلف اجتماعی نمایند.
البته در همین شرایط ویژه ی اجتماعی، عده ای معدود از هنرمندان که با استقامت بر مسیر حق در حال مجاهدت در عرصه فرهنگ و هنر بودند؛ ضمن اقتدا بر امامت جامعه و اعتقاد بر تداوم آرمان های انقلاب اسلامی، اقدام به پیگیری و گسترش فرهنگ رزمندگی و جهاد در زمینه های مختلف اجتماعی و بویژه عرصه ی فرهنگ و هنر نموده و به سرپرستی سید شهیدان اهل قلم، جهاد فرهنگی خود را به نحوی ویژه آغاز کرده و فعالیت های حرفه ای خود را در عرصه های مختلف فرهنگ و هنر و با تاکید بر ماهیت اصیل انقلاب اسلامی سامان بخشیدند و این در حالی بود که مدیریت مرموز فرهنگی آن ایام نه تنها اجازه گسترش ابعاد و فراگیری تأثیرگذاری این دسته از هنرمندان انقلابی را بر فضای کلی فرهنگی جامعه نمی داد، بلکه در مسیر فعالیت ایشان نیز مانع تراشی نموده و تاکتیک های گلخانه ای خود را بالاخص در حوزه ی سینما، بر ترویج باورهای شبه روشنفکری و استخراج قرائت های نوین از انقلاب اسلامی متمرکز ساخته بود.

احتمالا زمستان سال ۶۸ بود که در تالار اندیشه فیلمی را نمایش دادند که اجازه اکران از وزارت ارشاد نگرفته بود. سالن پر بود از هنرمندان، فیلمسازان، نویسندگان و ... در جایی از فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه، داشت به حضرت زهرا سلام الله علیها بی ادبی میشد. من این را فهمیدم. لابد دیگران هم همین طور، ولی همه لال شدیم و دم بر نیاوردیم. با جهان بینی روشنفکری خودمان قضیه را حل کردیم. طرف هنرمند بزرگی است و حتما منظوری دارد و انتقادی است بر فرهنگ مردم اما یک نفر نتوانست ساکت بنشیند و داد زد: خدا لعنتت کند! چرا داری توهین میکنی!؟ ...همه سرها به سویش برگشت در ردیفهای وسط آقایی بود چهل و چند ساله با سیمایی بسیار جذاب و نورانی. کلاهی مشکی بر سرش بود و اورکتی سبز بر تنش. از بغل دستیام (سعید رنجبر) پرسیدم: آقا را میشناسی؟... گفت: سید مرتضی آوینی
ادامه دارد...
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
محمود کلاری، فیلمبردار ایرانی، رییس هیئت داوران مسابقه منطقهای جشنواره فیلم زردآلوی طلایی شد. به گزارش سینماسینما، جشنواره فیلم زردآلوی طلایی اعلام کرد: شما پیشگامان سینمای مدرن ایران – عباس کیارستمی، محسن مخملباف، جعفر پناهی و اصغر فرهادی – را به عنوان مهمانان جشنواره زردآلوی طلایی دیدهاید. اکنون، مردی را...
۱۴۰۵/۰۴/۰۴
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
حسین آقابیگی در فرهیختگان نوشت : نام شاعر زبالهها را شاید تعداد زیادی از علاقهمندان سینمای ایران شنیده باشند؛ فیلمی که حدود ۱۶سال پیش ساخته شد و پس از گذراندن حواشی ریز و درشت، چند سال بعد توانست رنگ پردهها را ببیند. کارگردان این فیلم یک کار اولی بود که...
۱۴۰۰/۰۹/۱۱
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماسینما: مهدی یزدانیخرم با محمدحسین مهدویان گفتگویی انجام داده که در روزنامه سازندگی منتشر شده است. این گفتگو را میخوانید: آیا برای ساخت سریال بر اساس اقتباس پیش زمینه داشتی یا اینکه فکر کردی این کار را باید به هر صورت انجام بدهی؟ بالاخره اقتباس در سینمای ایران یک ریسک...
۱۴۰۰/۰۶/۱۸
فیلم «سفر قندهار» ساخته محسن مخملباف بنا به گفته کمپانی وایلدبانچ که پخش جهانی این فیلم را بر عهده دارد، در جشنواره زوریخ به نمایش در خواهد آمد. به گزارش سینماسینما، با حوادث اخیر افغانستان دوباره توجه جشنواره ها هم به این کشور و سینمای آن و آثاری که درذاین...
۱۴۰۰/۰۶/۰۷
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
اکبر نبوی در واکنش به اظهارات بهروز افخمی درباره تلاش انفرادی و لابی محسن مخملباف جهت ارسال فیلم «گبه» به اسکار، اعلام کرد این فیلم براساس یک توافق جمعی به آکادمی اسکار معرفی شد. او تاکید میکند که مخملباف برای مقاصدش دست به هر تلاشی میزد اما گروه دیگری (کنایه...
۱۳۹۷/۰۶/۲۷
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
اکبر نبوی در واکنش به اظهارات بهروز افخمی درباره تلاش انفرادی و لابی محسن مخملباف جهت ارسال فیلم خود به اسکار، اعلام کرد این فیلم براساس یک توافق جمعی به آکادمی اسکار معرفی شد. به گزارش سینماسینما، پس از بازنشر اظهارت بهروز افخمی درباره پشتپرده معرفی فیلم سینمایی «گبه» ساخته...
۱۳۹۷/۰۶/۲۷
نویسنده و کارگردان: محسن مخملباف محصول: ۱۳۶۵ *** مرد فقیر (اسماعیل سلطانیان): چرا هر چی چلاقه تو دنیا، گیر ما میافته؟ پرستار اول: اتاقتون نور نداره، پر از میکروبم هست. پرستار دوم: شایدم همخونیه. پسرعمو دخترعمو هستین؟ مرد فقیر: دختر خالمه. پرستار دوم: خب همین دیگه. مجبور بودی دختر خالتو...
۱۳۹۷/۰۳/۲۴
سایت اصولگرای بولتن نیوز نوشت :از وقتی خبر درگذشتش آمد، شروع شد. آنطرفیها در رثای مظلومیت وچنددهه ممنوعالکاریش ناله زدند و انقلاب و انقلابیها را نواختند. انقلابیها هم شروع کردند به بازخوانی تاریخ و آرشیو و اثبات اینکه به پیر به پیغمبر قسم که همین چپیهای دیروز و اصلاحطلبهای امروز...
۱۳۹۷/۰۳/۱۹
نویسنده و کارگردان: محسن مخملباف محصول: ۱۳۶۷ *** مرد دورهگرد(اسماعیل سلطانیان): این مرد افغانی(محرم زینال زاده) معجزه میکنه، اسمش نسیمه، ولی طوفان میکنه. همین مرد افغانی تو هندوستان یه قطارو با چشاش نگه داشته و تو پاکستان دو تا گاو رو با یه انگشتش بلند کرده! حالا قراره اینجا هفت...
۱۳۹۷/۰۳/۰۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
مسعود ده نمکی کارگردان سری فیلمهای «اخراجیها» با انتشار پستی در صفحه اینستاگرام خود، ضمن لوطی خواندن ناصر ملک مطیعی از محسن مخملباف به عنوان روشنفکرنمایی یاد کرد که ناصر ملک مطیعی را پس از انقلاب «ممنوع الکار» کرد.
۱۳۹۷/۰۳/۰۶
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
فارس نوشت :در میان چهرههای فعال در سینمای ایران پیش از انقلاب اسلامی، نامهای درخشانی وجود دارد. چه در عرصه بازیگری و چه در حوزه کارگردانی. مسعود کیمیایی، داریوش مهرجویی، بهرام بیضایی، امیر نادری، علی حاتمی، ناصر تقوایی، عباس کیارستمی، علیرضا داوود نژاد و سیروس الوند چهره درخشانی بودند که...
۱۳۹۷/۰۳/۰۵
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
جشنواره فیلم کن سالها قبل کیارستمی ،مخملباف،مهرجویی، معتمد آریا،میر کریمی ،بهمن قبادی ،صمدیان ،علی معلم،غلامرضا موسوی و…. منبع:فیس بوک غلامرضا موسوی
۱۳۹۷/۰۳/۰۱
روزنامه ایران در مطلبی نوشت: به تبع تحولات اجتماعی، انتظار این است که همگام با این تغییرات، سینما تصویری روشن از سیمای زن در مقاطع و موقعیتهای مختلف سیاسی و اجتماعی ارائه کند، اما آیا کارنامه ۴ دهه اخیر سینما میتواند روایتی صادقانه از جایگاه زنان در مسیر تغییر و...
۱۳۹۶/۱۲/۱۷
ایسنا نوشت: آریا عظیمینژاد میگوید، دوست دارد به عنوان آهنگساز با علیرضا عصار کار کند، از نبود وحدت در میان اهالی موسیقی سخن به میان میآورد و معتقد است، موسیقی امروز ما در خوانندگی ضعیفتر از بخشهای دیگر حرکت میکند.
۱۳۹۶/۱۰/۲۲
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
به گزارش فیلمنت نیوز؛ میشل فرودون که به عنوان منتقدی بینالمللی شناخته میشود و شناخت خوبی از سینمای ایران دارد، دربارهی تصویر و جایگاه جهانی سینمای ایران معتقد است:«فیلمهای ایرانی اکنون در سینماهای دنیا نشان داده میشود. عباس کیارستمی، محسن مخملباف و اصغر فرهادی این مسیر را در فضای بینالمللی...
۱۳۹۶/۰۲/۱۳
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماپرس: جبار آذین منتقد و مدرس سینمای کشور همزمان با آغاز اکران فیلم سینمایی «سایه» به کارگردانی مسعود نوابی گفت: فیلم «سایه» چینش ماجراهایش از نظر پردازش دراماتیک داستان و پرداخت پذیرفتنی شخصیت ها و جذابیت های تصویری دچار کمبود است و از استحکام و استاندارد یک فیلم سینمایی کامل...
۱۳۹۵/۰۶/۱۶