«پیرپسر»؛ مردی که قانون نداشته باشد، همیشه پسر می‌ماند | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

«پیرپسر»؛ مردی که قانون نداشته باشد، همیشه پسر می‌ماند

lazy_placeholder.gifIMG_20250714_170240_826-300x225.jpg سینماسینما، محمد ناصری‌راد

اگر روزی بخواهیم فیلمی را پیدا کنیم که در آن، تنِ انسان معاصر ایرانی با استخوان‌های تاریخ برخورد کند، «پیرپسر» یکی از معدود نمونه‌های تپنده و البته زخمی آن است. اکتای براهنی در این اثر، نه فقط یک قصه جنایی یا روان‌پریشانه تعریف نمی‌کند، بلکه تصویری غریب و ناآرام از مردانی ارائه می‌دهد که از تاریخ خود بریده، از قانون پدر محروم مانده و در آستانه‌ٔ جنون، هنوز کودک مانده است؛ کودک اما در کالبدی بالغ و در برهوتی از نشناختن.

یکی از جنبه‌های برجسته در «پیرپسر»، نگاه مولف به مفهوم تاریخ است. اکتای براهنی بی‌پرده نشان می‌دهد که نجات، تنها در بازگشت به تاریخ ممکن است، در نگاه به عقب با چشمانی کاملا باز. در همان دقایق ابتدایی فیلم، ارجاع‌های مستقیم و غیرمستقیم به تاریخ و فقدان شناخت و تفسیر درست از آن، همچون نشانه‌هایی در مسیر، تماشاگر را هدایت می‌کنند. انگار فیلم می‌گوید: اگر تاریخ را نشناسی، تکرار می‌کنی‌اش، اما اینبار با آگاهی نه، بلکه با خون.

در فیلم صحنه‌هایی که رسانه اعم از رادیو و تلویزیون در پس‌زمینه حضور دارند، گواه دیگری بر این نیاز به حافظه تاریخی‌اند. این رسانه‌ها ابتدا پررنگ و تیزبین‌اند، اما در ادامه، شکسته می‌شوند. یکی از تاثیرگذارترین صحنه‌ها زمانی‌ست که پدر، خود رسانه را می‌شکند؛ این نماد نه فقط نابودی منبع اطلاعات است، بلکه نابودی روایت رسمی و اخلاقی پدرانه است. با این حال، این رسانه مانند یک ارواح سرگردان، همچنان در صحنه‌ها باقی می‌ماند، اما حالا مخدوش و ناقص. مانند جامعه‌ای که پدر را کشته، اما هنوز سایه‌اش را با خود می‌کشد.

اما زبان بصری فیلم نیز در این مسیر اندیشمندانه است. استفاده مکرر از اینسرت‌های دست و پا، و تمرکز بر جزئیات بدن، یادآور سینمای روبر برسون است؛ جایی که بدن، خود تبدیل به زبان می‌شود و عمل، جایگزین دیالوگ. اما در «پیرپسر» این بدن، زخمی‌تر و پاره‌تر از آن است که بتواند فقط زبان باشد؛ او خود تاریخ است، تاریخ فراموش‌شده‌ای که بر پوست و گوشت انسان حک شده.

همچنین استفاده از لنزهای زوم با عمق میدان پایین، دوربین روی دست، و طراحی رنگی که به آشفتگی ذهنی قهرمان(پیرپسر) کمک می‌کند، فیلم را به تجربه‌ای درونی بدل کرده است. گویی بیننده وارد ذهن شخصیتی می‌شود که مدام در لبه‌ی فروپاشی ایستاده. و این فروپاشی، فقط روانی نیست؛ بلکه هویتی، تاریخی و فلسفی‌ست.

فیلم گواه بر این است که «پیرپسر» تنها درباره یک شخصیت نیست، بلکه درباره جامعه‌ای‌ست که قانون پدر را گم کرده، و در فقدان آن، هنوز کودک است. پسرانی که پیر شده‌اند، بی‌آن‌که مرد شوند و این، نه هجو، که تراژدی عمیقی‌ست که براهنی با جسارت در آن چشم دوخته و دست در دستِ آن افکنده است.

او در این فیلم، پرده‌ای از ناخودآگاه جمعی ما را کنار می‌زند؛ ناخودآگاهی که پدر را گم کرده، رسانه را در هم شکسته، و هنوز به دنبال گناهکار می‌گردد، بی‌آن‌که گناه را در خود دیده باشد. «پیرپسر» فیلمی‌ست درباره کشوری، تاریخی و روانی که نیاز به بازگشت دارد؛ بازگشتی نه به گذشته، بلکه به ریشه‌ها. و در این سفر به ریشه، هیچ‌کس بی‌زخم نمی‌ماند.

کاراکتر علی با بازی حامد بهداد در «پیرپسر» از آن‌دست اجراهایی‌ست که به سادگی از حافظه‌ٔ سینمایی بیننده پاک نمی‌شود. بازی که برخلاف تصورات رایج از اغراق یا برون‌گرایی بهداد، این‌بار تمام وجودش را به درون کشیده است. بهداد در این نقش، چون انسانی‌ست که تمام زندگی‌اش را در آینه‌های شکسته نگاه کرده، بی‌آنکه توان ترمیم داشته باشد. او در نقش علی نه فقط شخصیتی تنها، بلکه نماینده روشنفکری‌ست که سایه‌اش از خودش بزرگ‌تر شده. روشنفکری که کتابفروشی‌ محل کارش خاک می‌خورد، پروژه مستندش ناتمام مانده و حتی لباس‌های مشکی‌اش دیگر به نشانه عزا نیست، بلکه به سندی از رکود و یأس بدل شده.

علی روشنفکری‌ست که شاهد خشونت بوده، اما هیچ‌گاه به آن تن نداده. کودکِ خاموشی‌ست که قتل را دیده اما زبان باز نکرده، این سکوت از ترس نیست، بلکه از دردی که بیان‌ناپذیر بوده است. او باور دارد که خشونت راه نجات نیست و همین خویشتن‌داری، همین مقاومت در برابر خون، چیزی‌ست که پدر نمی‌فهمد؛ پدری که نماینده‌ی نسلی‌ست مستِ قدرت، آغشته به امر واقع و ساکن طبقه‌ای بالاتر هم در معنا و هم در معماری خانه است. اما آن طبقه بالا، آن جایی که پدر در آن خفت می‌کند، چیزی جز خرابه‌ای متعفن نیست. خانه‌ای که سقفش نشتی دارد، دیوارش پوسیده است و بوی مرگ در آن می‌پیچد. این نه فقط محل زندگی، که تصویر مجسم یک پدرسالاری در حال فروپاشی‌ست.

پدر، با آن صدای زخم‌خورده و اقتدارِ لرزان، خوب می‌داند که علی هرگز دستش به خون او آلوده نخواهد شد و همین دانش، به او جسارت می‌دهد، و قدرت. جولان می‌دهد، تحقیر می‌کند، و از آن بالا از فراز شکست‌های خودساخته‌اش، فریاد می‌کشد. چون می‌داند که پسر، هنوز پسر است؛ هنوز قانون ندارد؛ هنوز زبان نگشوده، و هنوز گرفتار بار تاریخی‌ست که گذشته ها بر روی دوش او گذاشته اند و نگذاشته بالغ شود.

و در این بین، کتابفروشی محل کار و خاک‌گرفته‌ٔ علی یک منظره است؛ نمادی از جامعه‌ای که برای تفکر و شناخت، برای حقیقت و حافظه، هیچ ارزشی قائل نیست. کتابخانه‌ای که مثل مستندِ علی، ناتمام رها شده است؛ مثل تاریخ این مرزو بوم، پر از اوراق نیم‌سوخته. فضا برای علی تنگ شده، و جامعه هر بار که به او نزدیک می‌شود، چیزی جز فحاشی و تحقیر نثارش نمی‌کند. او فرزندِ نسلی‌ست که نه توان جنگ دارد، نه مجال سازش؛ نسلی که فقط ایستاده تا بار گذشته را بر دوش بکشد، بدون امکان رهایی.

در این معنا، «پیرپسر» یک درام خانوادگی نیست؛ تئاتری‌ست از کشمکش قدرت و خویشتن‌داری، از صعود پدران به فراز دروغ، و سقوط پسران در خلاء حقیقت و علی، نه قهرمان است، نه قربانی. او شاهدی‌ست ساکت. فرزندِ تمام تاریخ‌هایی که نوشته نشدند، علی همان پسری است که وقتی پدر می گوید باید این خانه را رها کنی می گوید اینجا خانهٔ مادری من استو هرگز ترکش نخواهم کرد.

و اما پدر، آن چهرهٔ مستبد و در عین حال فرسوده، در طبقهٔ بالای ساختمان مستقر است؛ جایی که واحدش، چونان آیینه‌ای شکسته، نشان از خرابی‌های عمیق و بی‌پایان زندگی او دارد. این خرابی نه فقط ساختمانی، بلکه خرابی روحی و روانی است که در سیمای پدر نقش بسته و هر دیوار فرسوده‌اش حکایتی ناگفته از سال‌ها زخم و سوگ را به همراه دارد. دیالوگ به یادماندنی و پرطنین پدر که با غرور و عصبانیت می‌گوید: اگه بابات نبودم، چه غلطی می‌تونستی بکنی؟، همچون شمشیری بر قلب هر شنونده فرود می‌آید؛ جمله‌ای که سلطه‌جویی و حضور تمام‌عیار او را بر زندگی فرزندانش به رخ می‌کشد و گویی می‌گوید که هیچ کدام از آنها بدون او توانایی زیستن ندارند. این جمله بسان نمادی است از قدرت استبدادی که چون سایه‌ای سنگین بر سر غلام و علی سنگینی می‌کند، سلطه‌ای که زخم‌هایش عمیق‌تر از آن است که دیده شود.

غلام باستانی، آن مردی پرتنش و غرورآمیز، زادهٔ این زخم‌هاست؛ رفتارش ریشه در ضربه‌های عمیقی دارد که او نیز از پدر خورده است. او مانند سرداری شکست‌خورده است که بارها و بارها به میدان جنگ روان خود بازگشته، اما هر بار زخمی عمیق‌تر از قبل برداشته است. گذشته‌ای که غلام را می‌سازد، گذشته‌ای تاریک و درهم‌تنیده با روابطی پیچیده است که او را در بند خود گرفتار کرده است.

در این میان، پدرِ «پیرپسر»، مصداق آن چیزی‌ست که لاکان از آن به‌عنوان پدرِ بدلی یا پدرِ طردشده (le père forclos) یاد می‌کند. پدری که از ساحت نمادین حذف شده، و چون حضورش در قالب قانون محقق نشده، به شکل هیولاوار در واقعیت بازمی‌گردد، مثل روحی که از تبعید برگشته باشد. اینجاست که خشونتِ او مطلق می‌شود و تحقیر پسرانش، بی‌حد و مرز.

در دل این دنیای پرتنش، نقاشی‌ها به مثابه زبان دوم فیلم هستند. در خانهٔ زن تازه‌وارد، دیوارها مزین به نقاشی‌هایی از سرآمدان هنر اروپایی است؛ تصاویری که جلوه‌ای از فرهنگ و تمدنی دارند که همواره در تضاد با فضای اطراف خود است. اما در خانهٔ غلام و پسرانش، و در پاتوقی که او به آن پناه می‌برد، دیوارها با نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای، ایرانی، اساطیری و اسطوره‌ای آراسته شده‌اند؛ تصاویری که ریشه در تاریخ و فرهنگ دیرینه ایران دارند و تا آنجا پیش می‌روند که مرگ سهراب در آغوش رستم را به نمایش می‌گذارند. این ترکیب نه تنها آگاهانه است، بلکه پلی است میان دو جهان متفاوت؛ جهان غرب و جهان شرق، جهان عقل و جهان اسطوره، جهانی که فیلم به نحوی در آن سیر می‌کند؛ ترکیبی در مضمون اقتباسی که پدرکشی و درگیری‌های خانوادگی را در قالبی نو و بی‌بدیل بازتاب می‌دهد، همچون برادران کارامازوف و پسرکشی رستم که دو قطب فرهنگ و ادبیات را به هم پیوند زده‌اند.

اما در دل این ترکیب غنی، تکثر روایت‌ها و حضور چندین کاراکتر که ارتباطی عمیق و منطقی با محور اصلی داستان ندارند، به نوعی ضعف بدل شده است. زن تازه‌وارد، دختری که به خانهٔ اش می‌آید، و حتی پدرش که توسط رضا رویگری بازی شده، هر کدام گویی در حاشیه‌ای از داستان قرار دارند و کارکرد مشخص و روشن خود را به درستی ایفا نمی‌کنند؛ این پراکندگی، ضربه‌ای به ساختار روایی وارد کرده و گاه مخاطب را دچار سردرگمی می‌کند.

موسیقی و صداسازی فیلم، بخصوص در لحظاتی که امواج سنگین بیس فضا را پر می‌کنند، حالتی از تشویش و آشفتگی روانی در ذهن مخاطب ایجاد می‌کند؛ این لایهٔ صوتی همچون طوفانی در درون، تلاطم احساسات و کشمکش‌های درونی شخصیت‌ها را به تصویر می‌کشد.

استعارات سیاسی و نمادین فیلم بسیار گسترده است، اما یکی از مهم‌ترین و برجسته‌ترین آنها، تصویر کلیدهایی است که در قفل‌ها جواب نمی‌دهند و در نهایت، استفاده از چکش و چاقو به جای کلید برای باز کردن درها؛ این نماد قدرتمندی است از ناکارآمدی ابزارهای معمول، و ضرورت توسل به خشونت و زور برای عبور از موانع. چاقویی که همچون دلارها پراپ شده و در جایی از فیلم به کار می‌رود، نه تنها ابزاری فیزیکی بلکه حامل بار نمادین بزرگی است؛ نشانه‌ای از خشونت نهفته‌ای که در دل ماجرا نهفته است.

در مواجهه با تصویر آینه، غلام باستانی با غرور، سرمستی و خودبینی به خودش نگاه می‌کند، اما علی با نگاهی درون‌نگر و پر از تردید، در اندیشه فرو می‌رود؛ این تضاد نمادی است از دو رویکرد متفاوت به زندگی، قدرت و هویت.

اما شخصا معتقدم رمان سترگ برادران کارامازوف، منبع الهام اصلی این فیلم است؛ رمانی که به حق عالی‌ترین اثر ادبی شناخته شده و قطعهٔ مفتش اعظم آن، یکی از والاترین دستاوردهای ادبیات جهان به شمار می‌رود. پدرکشی، به عنوان محوری‌ترین موضوع رمان، نمادی است از نخستین جنایت بشر و سرچشمهٔ بی‌پایان حس گناه و رنج در وجود انسان. زیگموند فروید، پدر روانکاوی، در مقاله‌اش با عنوانِ «داستایفسکی و پدرکشی»، انگیزه‌های شخصیت‌های رمان برای پدرکشی را بررسی کرده و به رابطهٔ پیچیدهٔ داستایفسکی با پدرش اشاره می‌کند که گواه بر وجود این انگیزه‌ها در خود نویسنده است. داستایفسکی در این اثر پرسش بنیادی دربارهٔ وجود یا عدم وجود خداوند و مفهوم خیر و شر را پیش روی خواننده می‌گذارد و سیری از تحول فکری خود را به تصویر می‌کشد که با شک و تردید و درگیری‌های فلسفی همراه است.

در میان پرسش‌های بی‌پاسخ فیلم، برخی از جمله جایگاه صحنهٔ خودکشی زن در حمام و همچنین منبع تأمین دلارهای پدر، همچنان برای مخاطبان نامشخص و محل بحث باقی مانده است. این ابهامات، هرچند گاهی ناراحت‌کننده‌اند، اما شاید بخشی از تلاش فیلم برای ایجاد فضای مبهم و پرتنش باشند؛ فضایی که در آن حقایق پنهان‌تر و مفاهیم عمیق‌تر به چالش کشیده می‌شوند و مخاطب را به تفکر وا می‌دارند.

در نهایت، فیلم ترکیبی است از اسطوره و واقعیت، روایت و نماد، خشونت و سکوت، که همگی در هم تنیده شده‌اند تا تصویری از یک جامعه درگیر بحران هویت و قدرت را به نمایش بگذارند؛ جامعه‌ای که در آن سایه‌ٔ پدر، همچون یک قلعه مخروبه، هم نماد قدرت است و هم نماد زوال و در نهایت سقوط.

منبع: سینما سینما
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/142785
دیدگاه

آخرین خبرها

«روما»؛ تجربه‌ای بصری و انسانی از زندگی و طبقات جامعه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد فیلم سینمایی «روما» ساختهٔ آلفونسو کواران، و محصول نتفلیکس در سال ۲۰۱۸ و برندهٔ شیر طلای ونیز در همان سال و جایزه بهترین فیلم خارجی زبان اسکار ۲۰۱۹، تجربه‌ای سینمایی و انسانی است که با دقت تمام زندگی و طبقات اجتماعی مکزیک دههٔ ۱۹۷۰ را بازنمایی می‌کند....

۱۴۰۴/۱۲/۰۸


خوانشی فرمال و اجتماعی از «خشت و آینه»؛ خشتِ توسعه، آینه تنهایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «خشت و آینه» ساخته ابراهیم گلستان در سال ۱۳۴۳، در میانه دهه‌ای شکل می‌گیرد که تهران زیر فشار شتاب توسعه، مهاجرت گسترده و تغییرات اجتماعیِ پس از انقلاب سفیدِ شاه و ملت، سیمایی دوگانه یافته است؛ شهری که از یک‌سو ویترین مدرنیته را با خیابان‌های عریض، زرق...

۱۴۰۴/۱۱/۳۰

ترانه علیدوستی
پگاه آهنگرانی
۱

نقدی بر مستند گفت‌وگومحور از پگاه آهنگرانی؛ پرتره‌ای در فضای بسته

سنماسینما، محمد ناصری‌راد با پخش مستند گفت‌وگو‌محور پگاه آهنگرانی و محصول بی‌بی‌سی فارسی با ترانه علیدوستی، و وایرال حداکثری آن، فضای رسانه‌ای فارسی‌زبان بار دیگر به میدان واکنش‌های احساسی، ستایش‌های شتاب‌زده و داوری‌های صفر و یکی بدل شد. آنچه بیش از هر چیز در این هیاهو گم شد، خود مستند...

۱۴۰۴/۱۰/۰۹


«قمرتاج»؛ از ثبتِ واقعیت تا سازمان‌دهی روایت

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «قمرتاج» ساخته هادی و مهدی زارعی در مرز میان سینمای مشاهده‌گر، وریته و مستند مردم‌نگار حرکت می‌کند، با این تفاوت بنیادین که آگاهانه از خلوص ادعایی این سنت‌ها عبور می‌کند و به قلمرو مستند داستانی وارد می‌شود. فیلم با حفظ ظاهر مشاهده‌محور، ساختاری را پیش می‌برد که...

۱۴۰۴/۱۰/۰۱


چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر؛ آزمونی جدی و نگاهی رو به آینده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد جشنواره جهانی فیلم فجر در دوره چهل‌وسوم، با همه‌ی موافقت‌ها و مخالفت‌ها، تجربه‌ای متفاوت و قابل تأمل بود؛ تجربه‌ای که بیش از هر اتفاقی، مسئله‌ی مکان برگزاری را دوباره به یکی از موضوعات اصلی سینمای ایران تبدیل کرد. انتقال جشنواره به شیراز، صرفاً یک جابه‌جایی جغرافیایی نبود،...

۱۴۰۴/۰۹/۳۰

جعفر پناهی
۱

جهانِ پشتِ یک تصادف

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ «یک تصادف ساده» تازه‌ترین ساختهٔ جعفر پناهی، بار دیگر نشان می‌دهد که او چگونه در دل محدودیت، گستره‌ای وسیع از امکانات سینمایی را خلق می‌کند؛ سینمایی که هم به تجربه پیشین وفادار است و هم افق تازه‌ای را پیش چشمِ مخاطب می‌گشاید. پناهی بار دیگر با صبوری...

۱۴۰۴/۰۹/۱۷


خوانشی روان‌شناختی از «چشم‌بادومی»؛ روایت گسسته در آینه هویتِ متلاشی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ ابراهیم امینی را سال‌هاست میشناسم، در هیبت و قامتِ فیلمنامه نویس میشناسم، اما اثرِ «چشم‌بادومی» که ساختهٔ اوست، تلاشی است برای ورود به جهان ذهنی نسلی که سرعت تحولات رسانه‌ای و فرهنگی آن از توان درک بسیاری از والدین پیشی گرفته و همین فاصله نسلی به نقطه...

۱۴۰۴/۰۹/۱۶

احمد علی نژاد
۱

نقدی بر فیلم‌های کوتاه باکس شیراز در جشنواره جهانی فیلم فجر

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ در باکس سوم که شامل پنج اثر است، اثار بخش فجر پلاس و متعلق به فیلمسازان سینمای کوتاه شیراز، مورد بررسی قرار میگیرد. فیلم اول؛ اضافی – ساختهٔ احمد علی نژاد نفروش تخمک یا رهایی فرزند؟ اضافی، از همان پلان‌های نخست نشان می‌دهد که جسارت تجربه‌گری در...

۱۴۰۴/۰۹/۰۹


«معامله در مرز»؛ وقتی معامله به آزمون وجدان بدل می‌شود

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «معامله در مرز» (مرزهای نامرئی) ساختهٔ Dastan Zhapar Ryskeldi فیلمساز جوانِ قرقیزستانی جهانش را در قلمرو سرد و آبی‌فام مرز بنا می‌کند؛ جایی که واقعیتِ فقر، جابه‌جایی انسان‌ها و خشونت پنهان در بافت‌های روزمره در سکوت جریان دارد. فضای اثر از همان نماهای آغازین به‌واسطه رنگ...

۱۴۰۴/۰۹/۰۸

احمد بهرامی
۲

یادداشتی بر فیلم سینمایی «مرد خاموش»؛ آنجا که باد سخن می‌گوید و انسان خاموش می‌ماند

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «مرد خاموش» ادامه‌ طبیعی جهان بسته و خفقان‌زده‌ سه‌گانه‌ احمد بهرامی است؛ جهانی که باد در آن فرمان می‌راند و خاک حضور دائمی دارد و انسان در حد سایه‌ٔ خاطره‌های فرسوده تقلیل یافته است. این اثرِ دقیق و کم نقص با غنای صوتی و بصریِ بالا،...

۱۴۰۴/۰۹/۰۷


خوانش سینمایی و روان‌کاوانهٔ «خون مقدس»؛ سایه‌های سرخِ ناخودآگاه

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ فیلم «خون مقدس» ساخته آلخاندرو خودوروفسکی جایگاهی کم‌نظیر در تاریخ سینمای اواخر قرن بیستم دارد، چون همزمان با تکیه بر ژانرهای وحشت و تریلر روان‌شناختی، به قلمرویی قدم می‌گذارد که معمولاً از دسترس روایت‌های کلاسیک دور مانده است؛ قلمروی ناخودآگاه. این اثر را می‌توان تلفیقی از اسطوره‌پردازی...

۱۴۰۴/۰۹/۰۵


خوانشی روان‌کاوانه از جهانِ فیلم «استاکر» آندری تارکوفسکی

سینماسینما،محمد ناصری‌راد «استاکر» تارکوفسکی در زمره‌ی آثاری قرار می‌گیرد که در آن تجربه‌ی سینمایی از سطح روایت فراتر می‌رود و به قلمرویی وارد می‌شود که روان، فلسفه و زیبایی‌شناسی را در یک میدان مشترک گرد می‌آورد. این فیلم، بیش از آنکه ماجراجویی سه مرد باشد، سیر تدریجی فرو رفتن در...

۱۴۰۴/۰۸/۱۹


شیراز در آستانه یک آزمون تاریخی؛ ۱۰ مطالبه برای برگزاری یک «جشنواره واقعی»

سینماسینما، محمد ناصری‌راد؛ با انتخاب شیراز به‌عنوان میزبان چهل‌وسومین جشنواره جهانی فیلم فجر، انتظارات جامعه سینمایی جنوب کشور به‌شکل بی‌سابقه‌ای افزایش یافته است. در همین راستا، محمد ناصری‌راد، مستندساز و فعال فرهنگی استان فارس، در نامه‌ای تحلیلی خطاب به رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی کشور، بسته‌ای از پیشنهادهای عملیاتی و...

۱۴۰۴/۰۸/۱۴


«ایدا»؛ سفری در جستجوی حقیقتِ گم‌شده

سینماسینما، محمد ناصری‌راد در خوانشی فشرده، اما دقیق از فیلم سینمایی «ایدا» ساخته پاوئو پاولیکوفسکی فیلمساز لهستانی، باید از دو لایه کلیدی آغاز کرد، یکی زبان فرمی (میزانسن، قاب‌بندی، روشنایی، صداسازی، و ریتمِ تدوین) که فیلم را به اثری تصویری و معرفت‌شناسانه بدل می‌کند؛ و دیگری ساختار معنایی و اسطوره‌ای...

۱۴۰۴/۰۸/۱۳


ترکیب‌بندیِ بحران: واکاوی منطق قاب، نور و مونتاژ در نخستین فیلم تقوایی

سینماسینما، محمد ناصری‌راد «آرامش در حضور دیگران» اثری است که از اولین قاب، جهان خود را به‌طور تمام‌عیار اثبات می‌کند؛ جهانی که در آن معماری فضای روایت به مثابه پیکره‌ای فعال و معرف وضعیت روانی و اجتماعی شخصیت‌ها عمل می‌کند. خانه سیروس طاهباز صرفاً لوکیشنی برای رخداد نیست؛ مجموعه‌ای از...

۱۴۰۴/۰۸/۱۱

جعفر پناهی
عباس کیارستمی
۵

«پیرپسر» در آینه مکتب نقد عمیق‌گرا

«پیرپسر» در آینه مکتب نقد عمیق‌گرا

سینماسینما، آریو همتی «پیرپسر» به کارگردانی و نویسندگی اکتای براهنی بنا بر مقوله‌بندی ساختاریک، یعنی سینمای پیشا ساختارگرا، ساختارگرا، پسا ساختارگرا و فراساختارگرا در نوع سینمای فراساختارگرا و در ادامه مسیر فیلم‌های «دونده» امیر نادری، «بادکنک سفید» جعفر پناهی، «طعم گیلاس» عباس کیارستمی، «فروشنده» اصغر فرهادی و… قرار می‌گیرد. این...

۱۴۰۴/۰۸/۲۰


«پیرپسر»؛ پیرمرد پرحاشیه

سینماسینما، سپیده ابرآویز فیلم‌ساز چه نویسنده فیلم‌نامه باشد چه کارگردان، خوب است روان‌شناسی بداند. خوب که نه اصلا واجب است و ضروری. اکتای براهنی این موضوع را به درستی درک می‌کند او فارغ از اینکه اقتباس می‌کند یا نمی‌کند بازیگر حرفه‌ای می‌آورد یا نمی‌آورد فیلمش را خوب می‌سازد یا نمی‌سازد...

۱۴۰۴/۰۸/۱۵

لیلا حاتمی
حامد بهداد
۱

درباره فیلم «پیر پسر»؛ پدر خانه را ویران کرد

سینماسینما، منوچهر دین پرست فیلم «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی، دومین اثر سینمایی او، با فیلمنامه‌ای منسجم و کارگردانی پخته، یکی از برجسته‌ترین آثار سینمای ایران در سال‌های اخیر است. فیلم درباره خانواده‌ای سه‌نفره شامل پدر مستبد (غلام با بازی حسن پورشیرازی) و دو پسرش (علی: حامد بهداد، رضا: محمد ولی‌زادگان)است...

۱۴۰۴/۰۸/۱۲


اکران آنلاین «پیرپسر» متوقف شد

اکران آنلاین فیلم «پیرپسر» در پلتفرم «فیلم‌نت» عصر امروز متوقف شد. به گزارش سینماسینما، اکتای براهنی، کارگردان این فیلم، در صفحه شخصی خود اعلام کرد: پخش «پیرپسر» از ساعت سه بعد از ظهر امروز (شنبه) به دستور رئیس ساترا متوقف شده است و تلاش‌ها برای ادامه پخش تاکنون بی‌نتیجه مانده...

۱۴۰۴/۰۸/۱۰

بابک حمیدیان
۲

اکران آنلاین فیلم «پیر پسر» آغاز شد

فیلم «پیر پسر» به کارگردانی اکتای براهنی، امشب به طور اختصاصی در سینما آنلاین فیلم‌نت اکران شد. به گزارش سینماسینما، فیلم درام ایرانی «پیر پسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی و تهیه‌کنندگی حنیف سروری و بابک حمیدیان، ۴ آبان ۱۴۰۴ ساعت ۱۸، در سینما آنلاین پلتفرم فیلم‌نت به نمایش...

۱۴۰۴/۰۸/۰۴

لیلا حاتمی
حامد بهداد
۴

اکران آنلاین فیلم «پیر پسر» از امشب در فیلم‌نت

فیلم سینمایی «پیر پسر» به کارگردانی اکتای براهنی، از ساعت ۱۸ یکشنبه ۴ آبان به طور اختصاصی در سینما آنلاین فیلم‌نت اکران می‌شود. نوشته اکران آنلاین فیلم «پیر پسر» از امشب در فیلم‌نت اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۴/۰۸/۰۴


«پیر پسر» قاچاق شد/ پرداخت خسارت سنگین در انتظار منتشرکننده فیلم

تهیه کننده فیلم سینمایی پیر پسر به کارگردانی اکتای براهنی با تایید قاچاق این فیلم سینمایی گفت: ادمین کانال تلگرامی که نسخه این فیلم را منتشر کرده باید خسارت سنگینی بدهد. به گزارش سینماسینما، «حنیف سروری» یکی از تهیه کنندگان فیلم «پیر پسر» اظهار کرد: نسخه قاچاق فیلم سینمایی پیر...

۱۴۰۴/۰۸/۰۴


«پیرپسر»؛ سفری وارونه در اساطیر و روان انسان

سینماسینما، مسعود ارجمندفر فیلم «پیرپسر»، دومین ساخته‌ی اکتای براهنی، اثری چندلایه و عمیق است که فراتر از یک درام خانوادگی، به کاوش در تاریک‌ترین زوایای روان انسان و ریشه‌های اساطیری می‌پردازد. این فیلم با الهام از مفاهیم روان‌شناختی کارل گوستاو یونگ، ساختارهای روایی اساطیری و ارجاع به ادبیات کهن ایران...

۱۴۰۴/۰۷/۱۸


«پیرپسر»؛‌ شتاب کردم که آفتاب بیاید، نیامد

سینماسینما، سمیه کاظمی حسنوند فیلم سینمایی «پیرپسر» به نویسندگی و کارگردانی اکتای براهنی، روایت‌گر زندگی مردی به نام غلام باستانی و دو پسرش؛ علی و رضا است. پیرمردی که در دود و عیاشی و رفیق بازی‌های آنچنانی غرق است و پسرانش را قربانی زندگی بی‌ثمری کرده که همچون کلاف سردرگمی...

۱۴۰۴/۰۶/۲۹


خانه، بازیگر برگزیده‌ی این نماست!

سینماسینما، زهرا راد دیوارهای ترک‌خورده فریاد می‌زنند، پنجره‌های گردگرفته نور را در خود خفه می‌کنند و حوض خشک‌شده، آرزوهای بربادرفته را پیش چشم می‌گذارد. خانه‌ی پدری در «پیرپسر» اکتای براهنی، تنها لوکیشن نیست؛ کاراکتری زنده است که از دل سینمای روسیه تا تهران امروز را روایت می‌کند. اینجا معماری، خودِ...

۱۴۰۴/۰۶/۱۸


جمع‌بندی نقدهای اروپایی و آمریکایی بر «پیرپسر»/ فیلم براهنی زیر ذره‌بین مطبوعات و منتقدان خارجی

سینماسینما، ترجمه: فریبا جمور نمایش فیلم سینمایی «پیرپسر» ساخته اکتای براهنی در جشنواره‌های خارجی، فرصتی بود تا این اثر از نگاه اهالی مطبوعات و منتقدان در رسانه‌های کشورهای میزبان نقد شود؛ نگاه فیلم به موضوع مردسالاری، ارتباط پدر و پسران، نقش زن در فیلم و مواردی از این دست در...

۱۴۰۴/۰۶/۱۳

عباس کیارستمی
۱

نگاهی به «پیرپسر» و تطابق آن با جهان سینمای کیارستمی/ اول به پیرامون، بعد به دوردست‌ها

سینماسینما، فرزانه متین جادوی سینما بدین معناست که یک فیلم خوب توانایی آن را دارد تا مخاطب‌اش را به فراسوی زندگی روزمره ببرد. اکتای براهنی بی‌پروا با موضوعات اجتماعی و ساختارهای تجربی، یکی از چهره‌های برجسته نسل جدید سینمای ایران است که نه پیرو سینمای هنری است و نه همراه...

۱۴۰۴/۰۶/۰۸


«پیرپسر» و جذابیت‌های پنهان

سینماسینما، ابوالفضل نجیب بسیاری بر این باور هستند که «پیرپسر» دومین فیلم اکتای براهنی در سینمای ایران یک اتفاق تازه است. آنچه به اتفاق تعبیر می‌شود الزاما به معنای اعتبار و ارزش‌های بصری و سینمایی، بلکه وجهی از تمایز فیلمی است که پتانسیل و ظرفیت‌های متنوعی برای تأویل‌گرایی، تفسیرگرایی و...

۱۴۰۴/۰۶/۰۲


تطبیق جهان تاریکِ داستایفسکی و جهان تاریک‌ترِ براهنی

سینماسینما، ندا قوسی «همه اصول اخلاقی پیر مرد در این کلام خلاصه می‌شد: دنیا پس از مرگ من چه دنیا چه سراب!»[۱] [در متن حاضر جملاتی از کتاب «برادران کارامازوف»، فئودور داستایفسکی، ترجمه استاد پرویز شهدی منتشر شده توسط انتشارات مجید استفاده شده که دقیقاً و به طور مشخص به...

۱۴۰۴/۰۶/۰۱

بهروز افخمی
حمید نعمت الله
۱

یک چالش عجیب در پایان‌بندی یک فیلم؛ تنش بین سازندگان «پیر پسر» و «قاتل و وحشی» بالا گرفت

سینماسینما؛ جدیدترین قسمت از برنامه سینمایی «هفت»، جمعه ۲۴ مرداد از ساعت ۲۲ به صورت زنده به آنتن شبکه نمایش رفت. در بخشی از این برنامه، بهروز افخمی مطرح کرد که حمید نعمت الله کارگردان «قاتل و وحشی» در تماسی تلفنی که با او داشته مطرح کرده است که اکتای...

۱۴۰۴/۰۵/۲۵