عباس کیارستمی و آثارش | نیمرخ
|جعبه لایتنر آنلاین|

عباس کیارستمی و آثارش

عباس کیارستمی در ۷۶سالگی درگذشت؛ درست در روزهایی که بسیاری از تماشاگران فیلم‌هایش چشم‌به‌راه بازگشت او از پاریس بودند و دل به این خوش کرده بودند که حال‌وروزش روزبه‌روز دارد بهتر می‌شود و هیچ بعید نیست که بعد دوره‌ی نقاهت و استراحت اجباری سراغ فیلمی برود که مدت‌ها بود می‌خواست بسازدش. اما هیچ چیز آن طور که تماشاگران فیلم‌هایش دوست می‌داشتند اتفاق نیفتاد.911603_787.jpgاجازه دهید از نوشته‌ای شروع کنیم که ۲۸ سال پیش در هفته‌نامه‌ی «سروش» منتشر شد؛ در دوازده آذر ۱۳۶۷. نوشته‌ای که چارچوب و ایده‌ی نویسنده‌اش را این گونه می‌سازد:

«خود را تعلیم داده‌ایم که نقاشی آقای آغداشلو را به‌دفعات نگاه کنیم تا آرام‌آرام مفاهیم بیش‌تری را دریابیم. روی جلد کتاب ایرج کریمی را می‌گوییم؛ با عنوان کیارستمی، فیلم‌ساز رئالیست. نقاشی از یادمان نمی‌برد که کیارستمی روزی دانش‌آموز بوده. نام دبیرستان تنها یک نام نیست، و به یادش به‌خیر هم چندان مربوط نیست. مُهر دبیرستان دولتی گذشته، حال و آینده‌ی فیلم‌ساز را ممهور کرده، نشانه‌ای به محدودیت دنیایی که او هرگز نتوانسته از آن جدا بایستد.

نه‌تنها دارا، ممد و قاسم جولابی که جملگی بچه‌های آثار کیارستمی به مثابه شاگردان قدیمی از روزی که ثبت‌نام کرده به دبیرستان دولتی جَم آمده، طوری مسحور شده که نمی‌تواند برای یک چهارراه آن‌طرف‌تر جواز عبور بگیرد. دبیرستان دولتی جَم در قلهک از توابع شمیرانات و حومه‌ی تهران و اکنون جزو لاینفک تهران بزرگ است و... همین طور که راه بیفتیم در منزلگاه‌های بعدی از تهران پایتخت به ایران و خاورمیانه و جهان سوم می‌رسیم، عباس کیارستمی یک شهروند جهان‌ سوم است (منهای انسان‌های استثنایی). شهروند جهان سوم ناگزیر به انتخاب است. انتخاب تنها یک راه و فقط یک راه از چند راهی که رودررویش قرار گرفته است.

تقسیمات جزیی بی‌شمار را که به‌سرعت رد کنیم، شخص می‌مانَد و یک واژه که غربال‌شده‌ی کواکبی از معانی است. مصلحت یا کرنش... در یک نگاه عمومی به نظر می‌رسد کیارستمی در گستره‌ی جوراجوری کار ارائه داده و همواره نگهبان بیدار زمانه‌ی خود بوده. آری، سینما هنر زمانه است، اما او فیلم‌ساز زمانه نیست. فیلم‌هایش را نمی‌توان برای ادای شهادت به محضر دادگاه تاریخ بُرد. برای درک این نکته راه‌حل بسیار ساده‌ای وجود دارد: کارنامه‌ی کیارستمی را به تراز دوستونی تبدیل کنیم. در یک ستون فهرستی از نام فیلم‌ها را به‌ترتیب توالی سال ساخت و در ستون دیگر وقایع‌شمار همان سال‌ها را بنویسیم و آن‌ها را با هم مقایسه کنیم.

آیا دیگر لزومی دارد کلامی در توضیح این بیلان بنویسیم؟ فکر نمی‌کنیم باید حاشیه‌ای بر آن افزود. هر کس با یک نگاه ساده درخواهد یافت که او مُنادی رسوم رایج روز است تا گواه زمانه. می‌توانیم حتی پیش‌تر برویم و جای دو ستون را با هم عوض کنیم. در این‌ صورت بررسی این‌که چرا خانه‌ی دوست کجاست؟ در ۱۳۶۵ ساخته شده کار چندان دشواری نیست، هست؟ برای پیش‌گویی آینده احتیاجی نیست فال‌گوش خبرهای سینمایی بایستیم. کافی‌ است کار آسان‌تری بکنیم: بیش‌تر خبرها را در رسانه‌های گروهی از چشم و گوش دور نداریم، همین؛ و حکایت راز بقای هر شهروند جهان‌ سوم هم‌چنان باقی است.»911604_810.jpgحقیقت این است که بخش اعظم آن‌چه منتقدان سینما در دو دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ درباره عباس کیارستمی و سینمایش نوشته‌اند نسخه‌ی بدل این نوشته است؛ با همین منطق و با همین استدلال. اگر اصلاً در این نوشته منطق و استدلالی باشد و اگر واقعاً نشانی از نقد یا علاقه به نقد را بشود در کلمه‌هایش یافت و نمونه‌ی کامل‌ترش را می‌شود در «نم بارون» دید که ظاهراً قرار است درباره کارنامه‌ی کیارستمی‌ باشد اما نتیجه‌ی کار عملاً یک دورهمی دوستانه شده است برای دست انداختن کارنامه‌ی فیلم‌سازی که سه منتقد حاضر در آن به دلایلی نامعلوم فیلم‌هایش را دوست ندارند و ضرورتی هم نمی‌بینند که برای خواننده‌ی متن توضیح دهند که چرا کیارستمی فیلم‌ساز مهمی نیست و نباید فیلم‌هایش را جدی گرفت.

با این‌که منتقد مشهور آن سال‌ها در یادداشتش نوشته است: «خود را تعلیم داده‌ایم که نقاشی آقای آغداشلو را به‌دفعات نگاه کنیم تا آرام‌آرام مفاهیم بیش‌تری را دریابیم. روی جلد کتاب ایرج کریمی را می‌گوییم.» اما ۲۸ سال بعد از این یادداشت می‌شود بعضی کلمه‌هایش را دقیق‌تر خواند و از منطق و استدلالش بیش‌تر سر درآورد: «نگاه کردن به نقاشی روی جلد و آرام‌آرام دریافتن مفاهیمی بیش‌تر» ظاهراً همه‌ی آن‌چه برای سر درآوردن از این منطق و استدلال لازم است در همین چند کلمه خلاصه شده است.

ایرج کریمی در تک‌نگاری‌اش اصل را بر رئالیسم در سینمای دوره‌ی اول کیارستمی گذاشته و در بخش اول، پانزده فیلمش را مرور و تحلیل کرده است. هرچند درباره همه‌ی فیلم‌ها به یک اندازه ننوشته و گزارش را به دلیل در دسترس نبودن در آن سال‌ها و مخاطبان بزرگ‌سالش از فهرست فیلم‌های کیارستمی کنار گذاشته است. در بخش دوم کتاب هم به «مضمون‌ها و نگرش‌ها»، «رئالیسم»، «تنهایی: جامعه، سکوت، خشونت» و «ویژگی‌های سبکی» در کارنامه‌ی کیارستمی پرداخته است. در همین بخش کتاب بود که ایرج کریمی نوشت: «کیارستمی نه در سطح فیلم آموزشی، بلکه در گستره‌ی مسائل اجتماعی از حقایق ]سیاسی و اجتماعی[ غافل مانده است؛ و در حالی که سینمای رئالیستی همیشه تداعی‌کننده‌ی وجهی سیاسی یا دست‌کم بُعد اجتماعی شورانگیزی است، متأسفانه در سینمای کیارستمی تماشاگر با فقر این معنا روبه‌رو می‌شود.»حقیقت این است که بخش اعظم آن‌چه منتقدان سینما در دو دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ درباره عباس کیارستمی و سینمایش نوشته‌اند نسخه‌ی بدل این نوشته است؛ با همین منطق و با همین استدلال. اگر اصلاً در این نوشته منطق و استدلالی باشد و اگر واقعاً نشانی از نقد یا علاقه به نقد را بشود در کلمه‌هایش یافت و نمونه‌ی کامل‌ترش را می‌شود در «نم بارون» دید که ظاهراً قرار است درباره کارنامه‌ی کیارستمی‌ باشد اما نتیجه‌ی کار عملاً یک دورهمی دوستانه شده است برای دست انداختن کارنامه‌ی فیلم‌سازی که سه منتقد حاضر در آن به دلایلی نامعلوم فیلم‌هایش را دوست ندارند و ضرورتی هم نمی‌بینند که برای خواننده‌ی متن توضیح دهند که چرا کیارستمی فیلم‌ساز مهمی نیست و نباید فیلم‌هایش را جدی گرفت.

با این‌که منتقد مشهور آن سال‌ها در یادداشتش نوشته است: «خود را تعلیم داده‌ایم که نقاشی آقای آغداشلو را به‌دفعات نگاه کنیم تا آرام‌آرام مفاهیم بیش‌تری را دریابیم. روی جلد کتاب ایرج کریمی را می‌گوییم.» اما ۲۸ سال بعد از این یادداشت می‌شود بعضی کلمه‌هایش را دقیق‌تر خواند و از منطق و استدلالش بیش‌تر سر درآورد: «نگاه کردن به نقاشی روی جلد و آرام‌آرام دریافتن مفاهیمی بیش‌تر» ظاهراً همه‌ی آن‌چه برای سر درآوردن از این منطق و استدلال لازم است در همین چند کلمه خلاصه شده است.

ایرج کریمی در تک‌نگاری‌اش اصل را بر رئالیسم در سینمای دوره‌ی اول کیارستمی گذاشته و در بخش اول، پانزده فیلمش را مرور و تحلیل کرده است. هرچند درباره همه‌ی فیلم‌ها به یک اندازه ننوشته و گزارش را به دلیل در دسترس نبودن در آن سال‌ها و مخاطبان بزرگ‌سالش از فهرست فیلم‌های کیارستمی کنار گذاشته است. در بخش دوم کتاب هم به «مضمون‌ها و نگرش‌ها»، «رئالیسم»، «تنهایی: جامعه، سکوت، خشونت» و «ویژگی‌های سبکی» در کارنامه‌ی کیارستمی پرداخته است. در همین بخش کتاب بود که ایرج کریمی نوشت: «کیارستمی نه در سطح فیلم آموزشی، بلکه در گستره‌ی مسائل اجتماعی از حقایق ]سیاسی و اجتماعی[ غافل مانده است؛ و در حالی که سینمای رئالیستی همیشه تداعی‌کننده‌ی وجهی سیاسی یا دست‌کم بُعد اجتماعی شورانگیزی است، متأسفانه در سینمای کیارستمی تماشاگر با فقر این معنا روبه‌رو می‌شود.»911605_948.jpgایرج کریمی بر اساس درک و دریافت خود کیارستمی را در شمار رئالیست‌ها جای داد و سینمایش را از چنین منظری به تماشا نشست؛ به این امید که بعد از این هم منتقدانی راه‌وروشی برای مرور و بررسی کارنامه‌ی فیلم‌ساز پیدا کنند و خیال نمی‌کرد آن جمله‌ی «کیارستمی... در گستره‌ی مسائل اجتماعی از حقایق ]سیاسی و اجتماعی[ غافل مانده است.» در نوشته‌ای دیگر بدل می‌شود به این‌که «کیارستمی فیلم‌ساز زمانه نیست؛ و فیلم‌هایش را نمی‌توان برای ادای شهادت به محضر دادگاه تاریخ بُرد.» چرا که قرار نیست فیلم‌ها را برای ادای شهادت به محضر دادگاه تاریخ ببرند و اصلاً شأن و مرتبه‌ی سینما بالاتر از آن است که برای ادای شهادت به دادگاه برود.

مشکل عمده‌ی نقدهایی که در آن سال‌ها نوشته شده این است که واقعاً ربطی به فیلم‌های کیارستمی ندارند و عجیب‌تر این‌که ظاهراً نویسندگان نقدها حتی پیش از آن‌که فیلم مورد نظرشان را ببینند به نوشته‌ای که می‌خواسته‌اند بنویسند فکر کرده‌اند؛ به این‌که فیلم‌ساز مورد نظر را متهم کنند به کارمند بودن؛ چون بخش اعظم فیلم‌های کوتاه و بلندی که کیارستمی تا اوایل دهه‌ی هفتاد ساخته بود محصول کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان بودند و البته اتهام دیگر آن سال‌ها هم کانونی‌بودن فیلم‌های کیارستمی بود؛ بی‌اعتنا به این‌که اصلاً فیلم‌سازی در کانون پرورش فکری کودکان با او شروع شده و البته همه‌ی آن فیلم‌هایی که از اواخر دهه‌ی چهل تا اواسط دهه‌ی پنجاه در آن سازمان تولید شده فیلم‌هایی یک‌جور و یک‌شکل نیستند و حقیقت این است که نمی‌شود شباهتی بین نان و کوچه و تجربه‌ی کیارستمی با عمو سبیلو و سفر بهرام بیضایی و پسر شرقی و اسب مسعود کیمیایی پیدا کرد؛ مگر این‌که فکر کنیم (یا وانمود کنیم) همه‌ی این فیلم‌ها با یک هدف و نیت قبلی ساخته شده‌اند و در شمار فیلم‌های آموزشی جای می‌گیرند که البته این طور نیست.

ایرج کریمی در کتابش نوشته است: «رئالیسم مهم‌ترین و نیز بارزترین ویژگی سینمای کیارستمی است... عنوان رئالیسم مفهومی کم‌وبیش پیچیده و حتی تاحدودی مبهم است. رئالیسم یکی از شیوه‌ها و روش‌های آفرینش هنری است که سبک‌های متفاوتی را شامل می‌شود. جایگاه کیارستمی در مقام فیلم‌سازی رئالیست در حوزه‌ی کدام‌یک از مکتب‌های رئالیستی است؟ رئالیسم سینمای کیارستمی از یک سو نتیجه‌ی دل‌بستگی او به سینماحقیقت (سینما وریته) است و از سوی دیگر متأثر از نئورئالیسم. این دو شیوه‌ی سینمایی در اروپا نه زاییده‌ی شرایط یکسانی بوده‌اند و نه هدف‌های همانندی را دنبال کرده‌اند؛ مثلاً نئورئالیسم اگرچه فرم ویژه‌ی خود را دارد ولی عمیقاً از فرمالیسم سینماحقیقت به دور است؛ فرمالیسمی که به نظر می‌رسد در این سبک سینمایی مبنای آفرینندگی است.»

و البته توضیح این نکته را هم ضروری می‌بیند که «واقعیت برای کیارستمی چیزی‌ست مقدس که او را افسون می‌کند. به همین سبب است که این فیلم‌ساز به‌سادگی می‌تواند از تراولینگ یا کرین استثنایی و چشم‌گیری بگذرد، اما به رغم آسیبی که ممکن است به انسجام کارش وارد آید، حاضر است زمانی طولانی از فیلم را به مثلاً حرف‌های واقعی آدمی اختصاص دهد... چنین به نظر می‌رسد واقعیت برای کیارستمی به‌طور فی‌نفسه گونه‌ای ارزش و میزان است. علاقه‌ی او به استفاده از آدم‌های غیرحرفه‌ای به جای بازیگران، فیلم‌برداری در مکان‌های واقعی، پرهیز از فانتزی و تخیل غیررئالیستی، دل‌بستگی‌اش به موضوع‌ها و برخوردهای روزمره و مانند آن نشان می‌دهد که واقعیت برای این فیلم‌ساز مرجع ارزش‌های تصویری و روان‌شناختی بر پرده‌ی سینماست.»911608_458.jpgاین‌جاست که می‌شود درباره رئالیست بودن کیارستمی یا نزدیک بودن دوره‌هایی از سینمایش به نئورئالیسم ایتالیا فکر کرد و رئالیسمی را که کریمی درباره‌‌اش نوشته با نگاهی امروزی تماشا کرد و پرسش‌های تازه‌ای مطرح کرد و به یاد آورد که کیارستمی تقریباً در هیچ گفت‌وگو یا نوشته‌ای خودش را فیلم‌سازی رئالیست ندانسته و حتی یک بار آشکارا در پاسخ گفت‌وگوکننده‌ای که از او درباره رئالیست بودنش می‌پرسد جواب داده «کار هنر از نقطه‌ی عزیمت از واقعیت شروع می‌شود. واقع‌گرایی خیلی عنوان درستی نیست. من تصور می‌کنم واقعیت یک الگوست.» به نظر می‌رسد کیارستمی هیچ‌وقت آن پیش‌فرض رئالیسم را دوست ندارد که سال‌های سال سینمایش به‌واسطه‌‌ی آن بررسی شده است؛ یا دست‌کم ترجیح می‌دهد رئالیسم به معنای مرسوم و کلاسیکش نسبتی با سینمای او نداشته باشد.

معیاری که معمولاً رئالیسم هر فیلم یا داستان را با آن می‌سنجند تجربه‌ی شخصی آدم‌هاست از زندگی و رابین وود درست می‌گفت وقتی در مقاله‌ی «لوین و مربا» نوشت آدم‌ها بر اساس این تجربه‌ی شخصی و ]ای‌بسا محدود[ هر اثر هنری را در یک نسبت مستقیم یک‌دریک می‌بینند و ارزش آن را چنان تعیین می‌کنند که می‌گویند آن شخصیت‌ها، آن فضا و آن اتفاق‌ها چه‌قدر برای ما قابل‌شناسایی هستند و اگر قرار بود واقعاً با آن‌ها زندگی کنیم چه‌قدر دوست‌شان داشتیم. وود البته دو دلیل عمده برای رد این قضاوت دارد؛ اول این‌که همه‌ی آدم‌ها تجربه‌های یکسانی از زندگی ندارند و شاید نیاموخته باشند که با هر آدمی چه‌گونه باید هم‌دلی کرد؛ و دلیل دوم این‌که هر اثر هنری از طریق روش، شیوه‌ی ارائه، سبک و ساختار خود تعیین می‌کند که چه‌گونه باید آن را دید و به عبارت دیگر واقعیت خود را تعریف می‌کند.

همین است که در بیش‌تر نقدهایی که در دو دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ درباره کیارستمی و فیلم‌هایش نوشته شده است، نشانی از توجه به این حقیقت نیست که نمی‌شود دو اثر هنری را «از طریق روش، شیوه‌ی ارائه، سبک و ساختار»ی یکسان دید و بررسی کرد و حالا که پای رئالیسم و نئورئالیسم به میان آمده، می‌شود از قول ژان‌میشل فرودون در گفت‌وگو با مژده فامیلی نوشت: «سینمای ایران برای ما نمونه‌ای موفق از شیوه‌ای متفاوت در فیلم‌سازی بوده است که امکان می‌دهد تا از فرمول «واحد» شبیه‌سازی اجتناب شود. کشف سینمای ایران و دیگر سینماها برای آن است تا نشان داده شود که بجز مدل مسلط هالیوودی شیوه‌ی فیلم‌سازی دیگری نیز وجود دارد و این خود دفاعی‌ست از اندیشه‌ی «چندگانگی» تا سینما گرفتار فکر واحد نشود... 911606_500.jpgسینمای غرب و به‌خصوص سینمای اروپا با گذشت زمان و فرسودگی ناشی از آن، دیگر به‌خودی‌خود و همیشه به‌تنهایی قادر به رشد و مقاومت نیست و هرچند یک بار برای جوانه زدن به خون و پیوند تازه‌ای نیاز دارد.» ظاهراً آن‌چه در مواجهه با سینمای کیارستمی بیش از همه به چشم منتقدان غیرایرانی و به‌خصوص فرانسوی‌ها خوش آمده و مایه‌ی حیرت‌شان شده رئالیسم فیلم‌های او بوده است؛ یا آن طور که منتقدان غربی گفته‌اند شکل تازه‌ای از نئورئالیسم که به‌زعم ژان‌میشل فرودون می‌توانسته الگوی مناسبی برای دو کارگردان خلاق و جوان فرانسوی یعنی آرنو دپلشن و پاسکال فران باشد تا برای سر درآوردن از نئورئالیسم در سینما فقط به فیلم‌های روبرتو روسلینی در دهه‌ی ۱۹۴۰ و فیلم‌های ژاک روزیه در دهه‌ی ۱۹۶۰ رجوع نکنند. فرودون می‌گوید: «کشف سینمای امروزی ایران و رابطه‌ی مستقیم و بی‌واسطه‌اش با دنیا گیرایی خاصی برای ما داشت. کیارستمی کودکی را در خیابان یک شهر قرار می‌دهد. دوربین را در مقابل او می‌گذارد. این کار جالبی‌ست. چیزی می‌گوید، بیان فکری‌ست، سؤال برمی‌انگیزد، شوری را انتقال می‌دهد و از رابطه‌ی مستقیم با دنیا که سینمای اروپا در گذشت زمان از دست داده است نمودی می‌آفریند. سینمای اروپا ناچار شده است برای بیان، هر روز عناصر پیچیده‌تری را به کار ببرد.»

اما چه‌گونه می‌شود بین سینمای روسلینی و سینمای کیارستمی شباهتی پیدا کرد؟ لوران روت که سردبیر ویژه‌نامه‌ی «کایه دو سینما» درباره کیارستمی بوده (شماره‌ی ۴۹۳، تابستان ۱۹۹۶) بر این باور است که در فیلم‌های او فقط می‌شود شخصیت‌هایی را دید که ریشه در نئورئالیسم دارند و احتمالاً به‌ همین دلیل یادآور روسلینی‌اند: «به‌سرعت می‌توان متوجه شد چه چیز کیارستمی را از روسلینی جدا می‌کند. وقوع حادثه و واقع‌ شدن انسان‌ها در دنیایی که آن‌ها را احاطه می‌کند در کیارستمی موجب همان برانگیختگی الهام‌گونه نمی‌شود که مورد نظر روسلینی بود... در زندگی و دیگر هیچ انسان مهلت ارزیابی و تفکر درباره دنیایی را ندارد که او را احاطه می‌کند.

او بیش از این‌ها مجذوب هدفی است که دنبال می‌کند و اراده‌اش نیرومندتر از دشواری قانونمندی‌هایی است که مانع انجام امیال او می‌شوند.» این‌جا است که به نظر می‌رسد همه‌ی آن‌چه منتقدان فرانسوی را واداشته تا زبان به ستایش سینمای کیارستمی باز کنند این است که در فیلم‌هایش انسان رابطه‌ای بی‌واسطه با دنیا دارد: «آن‌جا که میان فرد (شخصیت دوربین) و دنیای پیرامونش تنها وسیله‌ی هدایت نگاه سینماگر از ورای دوربین است. منظور فرودون رابطه با واقعیت پیرامون است؛ بی‌آن‌که ضرورتی به بهره‌جویی از اسباب و آلات یا زبان سینمایی پیچیده باشد.»911607_873.jpgرابطه‌ی بی‌واسطه با دنیا یا رابطه با واقعیت پیرامون شاید یکی از مهم‌ترین چیزهایی‌ست که در بازبینی فیلم‌های کیارستمی باید آن را در نظر گرفت؛ موضوعی که در عمده‌ی نقدهای دو دهه‌ی ۶۰ و ۷۰ نشانی از آن نمی‌توان دید و انگشت‌شمارند نقدهایی درباره فیلم‌های کیارستمی که گذر سال‌ها را تاب آورده و هنوز قابل‌خواندن هستند. حقیقت این است که نقد فیلم ایران، با گذر از آن سال‌ها، یک عذرخواهی به عباس کیارستمی و فیلم‌هایش و البته به خوانندگان آن نقدها بدهکار است.منبع:ماهنامه فيلم
منبع: نقد فارسی
آدرس کوتاه: https://www.rokh.in/news/1232
دیدگاه

آخرین خبرها
خبرهای پربازدید

امین تارخ
مسعود کیمیایی
۱

امین تارخ از کدام نقش‌هایش بیشتر لذت بُرد؟

امین تارخ از کدام نقش‌هایش بیشتر لذت بُرد؟

امین تارخ می‌گفت: تجربه‌ای را که با مسعود کیمیایی در فیلم «سرب» داشتم از تجربه‌های خوب و لذت بخش سینمایی من بوده است.

۱۴۰۵/۰۵/۲۰

مسعود کیمیایی

چرا هنوز باید از مسعود کیمیایی حرف بزنیم؟

در سینمای ایران کمتر فیلمسازی را می‌توان پیدا کرد که جهان فکری و سینمایی‌اش با چند واژۀ کلیدی مثل رفاقت، معرفت و خیانت یا با تصویری از کوچه و محله‌های جنوبیِ شهر و یا با قهرمان‌های زخمی و تنها تعریف شود. این‌ها همه امضای شخصی سینمای مسعود کیمیایی هستند؛ فیلمسازی...

۱۴۰۵/۰۵/۰۷

مسعود کیمیایی
داریوش مهرجویی
۴

«شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه

«شطرنج باد»؛ فروپاشی ساختارهای کهنه

سینماسینما، آریو همتی «شطرنج باد» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا اصلانی و تهیه‌کنندگی بهمن فرمان‌آرا یکی از قله‌های موج نوی سینمای ایران محسوب می‌شود؛ موج نویی‌ها در سه شاخه: ۱ـ موفق در گیشه و تبدیل شدن به جریان اصلی با «قیصر » مسعود کیمیایی ۴۸ ۲ـ نیمه موفق بین مخاطبان...

۱۴۰۵/۰۴/۲۴

مهران مدیری
مسعود کیمیایی
۳

سعید پیردوست درگذشت

سعید پیردوست بازیگر سینما و تلویزیون بامداد امروز( ۱۶ دی ) به دلیل ابتلا به سرطان در منزل درگذشت. به گزارش سینماسینما، علیرضا پیردوست با نام هنری سعید پیردوست بازیگر تئاتر، سینما و تلویزیون متولد ۱۶ دی ۱۳۱۹ بود. او در آثار کارگردانان برجسته‌ای از جمله مسعود کیمیایی، سیروس الوند،...

۱۴۰۴/۱۰/۱۶

نیکی کریمی
مسعود کیمیایی
۲

تحلیل بازیگری نیکی کریمی؛ شمایل زن فیلسوف و پرسشگر

تحلیل بازیگری نیکی کریمی؛ شمایل زن فیلسوف و پرسشگر

سینماسینما، آریو همتی سنت بازیگری زنان در ایران یکی از پربارترین سنت‌های بازیگری زنان در جهان سینما محسوب می‌شود. این امر نخست به سبب حضور سینماگران اندیشه‌محور  و دوم اندیشه‌گرایی طیف زیادی از زنان بازیگر که توانستند تعداد زیادی از کاراکترها را در دیالکتیک بازیگر ـ متن شکل بدهند به...

۱۴۰۴/۱۰/۱۴

مسعود کیمیایی

مسعود کیمیایی: حالم خوب است/۲۰ روز دیگر کار جدیدم را شروع می کنم

مسعود کیمیایی که هم اینک در بیمارستان بستری است، از بهبود وضعیت عمومی خود خبر داد و گفت: امروز یا فردا از بیمارستان ترخیص می‌شوم. به گزارش سینماسینما، مسعود کیمیایی اظهار داشت: خیلی بهتر از روزهای پیش شده‌ام. امروز یا فردا هم مرخص می‌شوم. او افزود: الان بهترم و پزشکان...

۱۴۰۴/۰۹/۲۱

شاهد احمدلو
مسعود کیمیایی
۲

نگاهی به فیلم سینمایی «شاه‌نقش»؛ وقتی میز و قدرت، آلودگی می‌آورد…

نگاهی به فیلم سینمایی «شاه‌نقش»؛ وقتی میز و قدرت، آلودگی می‌آورد…

سینماسینما، عباس یاری؛ شاهد احمدلو پسر رنج کشیدهٔ فیلمِ «گروهبان» مسعود کیمیایی، که از کودکی جلوی دوربین رفته و یار و همراهِ پدرش محمدولی احمدلو بوده و همراه با او در فیلم‌های بسیاری ایفای نقش کرده، فیلم تازه‌ای را روانهٔ سینماهای تهران کرده است. او در سینمای ایران به «بچهْ...

۱۴۰۴/۰۹/۱۹

مسعود کیمیایی
۱

نقد و بررسی «دندان مار» در بنیاد حریری بابل 

نقد و بررسی «دندان مار» در بنیاد حریری بابل 

پانزدهمین فیلم مسعود کیمیایی به همت دپارتمان فرهنگ و هنر  بنیاد حریری روی پرده می‌رود. به گزارش سینماسینما، «دندان مار» داستان روزهای پس از جنگ را در تهران به تصویر کشیده است؛ رضا مادرش را از دست داده و به ناچار در یک مسافرخانه هم اطاقی جنگ زده ای به...

۱۴۰۴/۰۹/۰۳

بهرام بیضایی
۱

اجراهای تازه از پروژه «بیضائی‌خوانی»؛ «آرش» و «اژدهاک» دوباره خوانده می‌شوند

دو جلسه از «بیضائی‌خوانی» با اجرای نمایشنامه‌های «آرش» و «اژدهاک» به کارگردانی کیوان کثیریان در خانه اردیبهشت اودلاجان و خانه فرهنگ و هنر «یک اتفاق ساده» برگزار می‌شود. به گزارش سینماسینما، نمایشنامه «آرش» نوشته هنرمند فقید بهرام بیضائی، پنجشنبه ۵ شهریور ساعت ۱۷:۳۰ در خانه اردیبهشت اودلاجان برخوانی می‌شود. در...

۱۴۰۵/۰۶/۰۲

بهرام بیضایی
۱

بیضایی‌خوانی به «آرش» رسید

«آرش» نوشته بهرام بیضایی در قالب نمایشنامه‌خوانی به کارگردانی کیوان کثیریان اجرا می‌شود. نوشته بیضایی‌خوانی به «آرش» رسید اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۵/۲۸

بهرام بیضایی

بیضایی‌خوانی به «اژدهاک» رسید

«اژدهاک» دومین اثر بهرام بیضایی است که در قالب نمایشنامه‌خوانی به کارگردانی کیوان کثیریان اجرا می‌شود. نوشته بیضایی‌خوانی به «اژدهاک» رسید اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۵/۱۴

بهرام بیضایی

«بیضایی‌خوانی» به «اژدهاک» رسید

«اژدهاک» دومین اثر بهرام بیضایی است که در قالب نمایشنامه‌خوانی به کارگردانی کیوان کثیریان اجرا می‌شود. به گزارش سینماسینما، «اژدهاک» دومین اثر از پروژه بیضایی‌خوانی به کارگردانی کیوان کثیریان است که با برخوانی فتاح سعادت‌پور جمعه ۱۶ مرداد ماه ساعت ۱۹ در خـانه‌ی‌ فــرهنگ‌و‌هُنــرِ یک اتفــاقِ سـاده اجرا می‌شود. دیگر...

۱۴۰۵/۰۵/۱۴

بهرام بیضایی

روایتی ضد جنگ از بهرام بیضایی

در یک نشست سینمایی مطرح شد که «باشو، غریبه‌ای کوچک» فیلمی کاملا گفتگومند و ضد جنگ است.

۱۴۰۵/۰۵/۰۷

بهرام بیضایی

«باشو غریبه کوچک» فیلمی کاملاً گفتگومند و ضد جنگ است

نخستین نشست گفتگومندی در سینمای ایران همراه با نمایش فیلم سینمایی «باشو غریبه کوچک» ساخته بهرام بیضایی در خانه سینما برگزار شد. نوشته «باشو غریبه کوچک» فیلمی کاملاً گفتگومند و ضد جنگ است اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۵/۰۷

بهرام بیضایی

«غروب در دیاری غریب» به خانه اردیبهشت اودلاجان رسید

«غروب در دیاری غریب» از سلسله جلسات نمایشنامه‌خوانی آثار بهرام بیضایی به کارگردانی کیوان کثیریان در خانه اردیبهشت اودلاجان اجرا می‌شود. نوشته «غروب در دیاری غریب» به خانه اردیبهشت اودلاجان رسید اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۵/۰۷

بهرام بیضایی

مروری بر زیبایی‌شناختی «باشو غریبه کوچک» در خانه سینما

نشست تخصصی و نمایش ویژه فیلم سینمایی «باشو غریبه کوچک» به کارگردانی بهرام بیضایی در خانه سینما برگزار می‌شود. نوشته مروری بر زیبایی‌شناختی «باشو غریبه کوچک» در خانه سینما اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۵/۰۲


«باغ‌های کندلوس» از شبکه سحر

فیلم سینمایی «باغ های کندلوس» یه نویسندگی و کارگردانی ایرج کریمی از کانال آذری شبکه سحر پخش می شود. به گزارش روابط عمومی معاونت برون مرزی رسانه ملی، این فیلم ...ادامه مطلب

۱۴۰۰/۰۸/۲۶


برگزاری شب ایرج کریمی در هنر فردا

سینماپرس: مراسم شب ایرج کریمی با نمایش فیلم کوتاه «متافیزیک اندوه» و رونمایی از کتاب «آن تماشاگر» در موسسه هنر فردا برگزار می‌شود.

۱۳۹۸/۱۰/۱۵


دیالوگ: باغ های کندلوس

نویسنــــــده و کارگردان: مرحوم ایرج کریمی محصول:۱۳۸۳ مرد راننده (رضــا ناجی): قبلا تو آذربایجان بوکسل می کردم. بعـــد اصفهانو شیراز و مشهـــد.به من هیچ فرق نمیکنه هرجا باشه بوکســـــــل می کنم! من در راه خدا بوکسل می کنم! سعید(احسان امانی): حسابی به زحمتت انداختیم. (رضا ناجی): تو این مملکت بیکار...

۱۳۹۶/۱۰/۲۳

محمدحسین لطیفی
۷

خودم را فمینیست نمی‏دانم، به هیچ وجه!

 گروه سینمای ایران- بهاره گل پرور: محمد حمزه ای بیشتر به عنوان برنامه‌ریز و دستیار کارگردان در سینما و تلویزیون شناخته می شود. او در بیش از سی فیلم سینمایی و سریال تلویزیونی با فیلمسازانی چون ایرج کریمی، فرزاد مؤتمن، محمدحسین لطیفی، حجت قاسم‌زاده اصل، علیرضا امینی، سعید ابراهیمی‌فر...

۱۳۹۶/۱۰/۰۱


ساخت موسیقی «در میان دیوارها» به پایان رسید/ فیلمی که فجر نپسندید

سینماپرس: ساخت موسیقی فیلم «در میان دیوارها» به کارگردانی شاهپور شهبازی و تهیه کنندگی جواد خمیس آبادی به پایان رسید.

۱۳۹۵/۱۱/۰۸

حمیدرضا آذرنگ
احسان بیگلری

هومن سیدی همبازی نیکی کریمی در «آذر» شد

هومن سیدی همبازی نیکی کریمی در «آذر» شد

سینماپرس: فیلمبرداری فیلم سینمایی «آذر» به کارگردانی محمد حمزه‌ای و تهیه‌کنندگی نیکی کریمی از هفتم آبان در تهران آغاز شده و تاکنون ۲۰ درصد از کار مقابل دوربین رفته است.

۱۳۹۵/۰۸/۲۴

احسان بیگلری
سعید آقاخانی

زمان نمایش فیلم‌های جشنواره «سلامت» در پردیس چارسو اعلام شد

زمان نمایش فیلم‌های جشنواره «سلامت» در پردیس چارسو اعلام شد

سینماپرس: زمان و سالن های نمایش دهنده آثار سینمایی حاضر در نخستین جشنواره فیلم سلامت در پردیس سینمایی چارسو اعلام شد.

۱۳۹۵/۰۵/۳۱

حبیب رضایی
فرزاد موتمن
۶

فیلم‌برداری یک قناری یک کلاغ به پایان رسید

پنج‌شنبه شبی که گذشت، فیلم‌برداری نخستین فیلم بلند اصغر عبداللهی با نام «یک قناری، یک کلاغ» در سکوت خبری به پایان رسید. «یک قناری، یک کلاغ» اولین تجربه کارگردان ۶۱ ساله‌ای است که سال‌ها سابقه نویسندگی و دستیار کارگردانی را در کارنامه‌اش دارد. عبداللهی که نویسندگی بیش از ۲۵ فیلم...

۱۳۹۵/۰۵/۲۹

عباس کیارستمی

کیارستمی اگر امروز بود چه فیلمی درباره جنگ می‌ساخت؟

رامتین شهبازی گفت: زمانی عباس کیارستمی بعد از زلزله رودبار فیلم «زندگی و دیگر هیچ» را ساخت و امروز جای‌ او بسیار خالی است و این سؤال مطرح است که امروز اگر عباس کیارستمی بود بعد از اتفاقات و جنگی که رخ‌داده چه فیلمی می‌ساخت؟

۱۴۰۵/۰۵/۱۸

عباس کیارستمی

عباس کیارستمی «سفیر بدون گذرنامه ایران» بود

آیین بزرگداشت عباس کیارستمی در نخستین برنامه دپارتمان دیپلماسی هنری برگزار شد؛ سینماگران و دیپلمات‌ها از کیارستمی به عنوان دیپلماتی فرهنگی یاد کردند که بدون مأموریت رسمی ( به تعبیری بدون گذرنامه)، تصویری ماندگار از ایران به جهان ارائه داد.

۱۴۰۵/۰۴/۲۶

عباس کیارستمی

موزه سینمای ایران و شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی

اندیشکده دیپلماسی ملل، همزمان با آغاز به کار رسمی دپارتمان دیپلماسی هنری، با همکاری موزه سینمای ایران آیین ویژه‌ای را به مناسبت بزرگداشت زنده‌یاد عباس کیارستمی، سینماگر برجسته و چهره ماندگار فرهنگ و هنر ایران، در روز پنج‌شنبه ۲۵ تیر ۱۴۰۵ از ساعت ۱۶:۰۰ تا ۲۱:۰۰ در سالن فردوس موزه...

۱۴۰۵/۰۴/۲۳

عباس کیارستمی

بزرگداشت عباس کیارستمی در موزه سینما برگزار می‌شود

موزه سینمای ایران در تاریخ پنج‌شنبه ۲۵ تیر میزبان شبی برای بزرگداشت عباس کیارستمی خواهد بود. نوشته بزرگداشت عباس کیارستمی در موزه سینما برگزار می‌شود اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.

۱۴۰۵/۰۴/۲۳

عباس کیارستمی
مجید برزگر
۱

به بهانه زادروز کیارستمی، شهیدثالث، تقوایی و پناهی؛ چهار شیوه برای دیدنِ جهان

سینماسینما، مجید برزگر؛ در تقویم، ماه‌ها تفاوت چندانی با هم ندارند. هر کدام سی روزی می‌آیند و می‌روند و سهم خود را از گرما و سرما بر زمین می‌گذارند. اما در حافظه فرهنگی یک ملت، گاهی یک ماه، وزنِ دیگری پیدا می‌کند؛ نه به دلیل حادثه‌ای تاریخی، بلکه به سبب...

۱۴۰۵/۰۴/۲۰