اصغر یوسفی نژاد با اولین فیلم سینمایی خود به نام اِؤ (خانه) در سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر حاضر شده است. فیلمی بدون حضور بازیگران مشهور و کاملا به زبان آذری. به بهانه اکران این فیلم نقد دو منتقد سینمایی پایگاه خبری فردا در اینباره را می خوانید.
وقتی خود دوربین هم قاطی میکند! محمد مهدی شیخ صراف
حتی هنوز نمی دانیم اسمش را چطور باید تلفظ کنیم. کل فیلم «خانه» زبان اصلی ترکی است با زیرنویس فارسی. مدام باید چشمت از زیرنویس بدود روی اجزای تصویر و برگردد روی جمله بعدی آن پایین. اما دلیل سرگیجه و سردرد مخاطب بعد از 5 دقیقه تنها این نیست. دوربینی است که اینقدر توی حلق بازیگرهاست. و لبریز از نماههای فلو. وقعا به این دوربین روی دست مدام در حال تکان خوردن و کج و راست شدن حرکت با این وضعیت آزار دهنده نمی شود با چسب دوقلو هم عنوان «سینما» را چسباند. وقتی هیچ نمایی در فیلم نیست که گوشه ای از زیبایی یا زیبایی شناسی داشته باشد.
بنایی هم برای نورپردازی وجود نداشته و ندارد. فیلم بی رنگ و رو است و حتی در حرکت از نماهای خارجی به داخلی خود دوربین هم در نورسنجی محیط قاطی می کند! و کارگردان هیچ تلاشی برای اصلاح آن ندارد. بازیگرها مدام کلمه های را به جای ادا کردن به سمت همدیگر پرتاب می کنند و کل فیلم با همین دیالوگ ها پیش می رود. جنازه ای که روی زمین مانده و دعوایی که بر سر او در جریان است برای روی زمین نماندن. به اضافه چند پیرزن خاله زنک با دیالوگهای قابل پیش بینی که کارشان فقط پرکردن فضاست جهت خالی نبودن عریضه.
اصغر یوسفی نژاد در ایده اصلی فیلم موفق است و موفقیت او به همین نقطه محدود باقی می ماند. یک پایان جنایی و قتلی که هیچ و وقت کشف نمی شود نقطه گریز فیلم است. همین که خود فیلمساز فهمیده چنین داستانی با چنین گره گشایی بیشتر از همین 70 دقیقه ای که هست کشش ندارد جای تقدیر و تشکر دارد. این فیلم هیچ شانسی برای جذب مخاطب ندارد مگر اینکه کسی از قماش طرفداران معدود هنر و تجربه بخواهد بفهمد چگونه می شود با چسباندن لنز دوربین به صورت بازیگر و دویدن دنبال او در فضای بسته فیلمی بسازد که هیئت انتخاب فجر به اتفاق از آن خوششان بیاید!
قایمش نکن! محمد رضوانیپور «اِؤ» بر پایه فرمولی ساده ساخته شده: مخفی کردن پر اهمیتترین بخش درام از مخاطب و نمایاندن آن در توئیست پایانی. از ثانیه آغازین فیلم تا دقایقی مانده به پایان با انبوهی از آه و ناله و مرافعه مواجهیم بدون آنکه در طول این مدت، جایگاه و انگیزه کاراکترهای پیشبرندهی ماجرا مشخص و ملموس شود. فیلم در روایت داستان خود وقت تلف میکند و به جای بسط و گسترش موقعیت مرکزی، آن را کش داده و به بهانههای مختلف تکرار میکند. این روند در قالب دیالوگهای سطحی و لحن ممتد و سرسامآور بازیگران ادامه مییابد تا آنکه فیلمساز سرانجام برنگ برندهاش را رو کرده و فیلم را درست در همانجایی که باید آغاز کند پایان میدهد. تمام موجودیت فیلمنامه به همین خودداری از ارائه اطلاعات وابسته است و اگر این شگرد خامدستانه را از ساختارش حذف کنیم دیگر هیچ چیز از فیلم باقی نخواهد ماند. شاهکار فیلمنامه آن جاست که در ده دقیقه پایانی و با ورود نادر(شخصیت کلیدی فیلمساز برای افشای اطلاعات)، کاراکتر اصلی فیلم(سایه) به یک باره از مواضع سفت و سختش کوتاه آمده و همه چیز ختم به خیر میشود. حال میتوان از فیلمساز پرسید که آیا ممکن نبود نادر نیم ساعت زودتر به محل حادثه برسد، سایه را با استدلالهای سطحیاش قانع کرده و بدین وسیله فیلم سریعتر اتمام یابد؟ لابد جواب منفی است چراکه از اول قرار بوده «اِؤ» در جشنواره فجر به نمایش درآید و نه جشنواره فیلم کوتاه تهران! همه اینها به کنار، فیلم در کارگردانی نیز از نقصهای متعددی رنج میبرد. دوربینِ به اصطلاح سیّال و در واقع سرگردان فیلم که غالباً نماهای درشت بازیگران را قاب میگیرد، فرصت شناخت محیط را از بیننده سلب کرده و به جغرافیای فیلم آسیب میزند. وقتی نه در کارگردانی، نه در فیلمبرداری، نه در تدوین، نه در طراحی صحنه و... شاهد دستآورد قابل توجهی به لحاظ دراماتیک نیستیم و در عوض «دیالوگ» برجستهترین عنصر فیلم برای روایتگری است، اصلاً این سؤال مطرح میشود که چرا اصغر یوسفینژاد در تولید این اثر سراغ مدیوم سینما آمده و اینکه او در این مسیر تا چه میزان از امکانات بیانی سینما بهره گرفته است؟ اگر «اِؤ» به کلی در قالب یک نمایشنامه رادیویی خلق میشد، تا چه اندازه با خروجی فعلی توفیر داشت؟ سؤال پایانی اینکه چرا باید با بهرهگیری از ظرفیتهای بومی سینمای آذربایجان، فیلمی تولید کرد که دربردارنده تصویری مغشوش و عقبمانده از مردان و زنان آذری است آن هم در شرایطی که عدم رعایت «عدالت در بازنمایی»، یکی از معضلات همیشهگی بازنمایی قومیتها در رسانههای داخلی ایران است؟ وقتی خود دوربین هم قاطی میکند! محمد مهدی شیخ صراف
حتی هنوز نمی دانیم اسمش را چطور باید تلفظ کنیم. کل فیلم «خانه» زبان اصلی ترکی است با زیرنویس فارسی. مدام باید چشمت از زیرنویس بدود روی اجزای تصویر و برگردد روی جمله بعدی آن پایین. اما دلیل سرگیجه و سردرد مخاطب بعد از 5 دقیقه تنها این نیست. دوربینی است که اینقدر توی حلق بازیگرهاست. و لبریز از نماههای فلو. وقعا به این دوربین روی دست مدام در حال تکان خوردن و کج و راست شدن حرکت با این وضعیت آزار دهنده نمی شود با چسب دوقلو هم عنوان «سینما» را چسباند. وقتی هیچ نمایی در فیلم نیست که گوشه ای از زیبایی یا زیبایی شناسی داشته باشد.
بنایی هم برای نورپردازی وجود نداشته و ندارد. فیلم بی رنگ و رو است و حتی در حرکت از نماهای خارجی به داخلی خود دوربین هم در نورسنجی محیط قاطی می کند! و کارگردان هیچ تلاشی برای اصلاح آن ندارد. بازیگرها مدام کلمه های را به جای ادا کردن به سمت همدیگر پرتاب می کنند و کل فیلم با همین دیالوگ ها پیش می رود. جنازه ای که روی زمین مانده و دعوایی که بر سر او در جریان است برای روی زمین نماندن. به اضافه چند پیرزن خاله زنک با دیالوگهای قابل پیش بینی که کارشان فقط پرکردن فضاست جهت خالی نبودن عریضه.
اصغر یوسفی نژاد در ایده اصلی فیلم موفق است و موفقیت او به همین نقطه محدود باقی می ماند. یک پایان جنایی و قتلی که هیچ و وقت کشف نمی شود نقطه گریز فیلم است. همین که خود فیلمساز فهمیده چنین داستانی با چنین گره گشایی بیشتر از همین 70 دقیقه ای که هست کشش ندارد جای تقدیر و تشکر دارد. این فیلم هیچ شانسی برای جذب مخاطب ندارد مگر اینکه کسی از قماش طرفداران معدود هنر و تجربه بخواهد بفهمد چگونه می شود با چسباندن لنز دوربین به صورت بازیگر و دویدن دنبال او در فضای بسته فیلمی بسازد که هیئت انتخاب فجر به اتفاق از آن خوششان بیاید!
قایمش نکن! محمد رضوانیپور «اِؤ» بر پایه فرمولی ساده ساخته شده: مخفی کردن پر اهمیتترین بخش درام از مخاطب و نمایاندن آن در توئیست پایانی. از ثانیه آغازین فیلم تا دقایقی مانده به پایان با انبوهی از آه و ناله و مرافعه مواجهیم بدون آنکه در طول این مدت، جایگاه و انگیزه کاراکترهای پیشبرندهی ماجرا مشخص و ملموس شود. فیلم در روایت داستان خود وقت تلف میکند و به جای بسط و گسترش موقعیت مرکزی، آن را کش داده و به بهانههای مختلف تکرار میکند. این روند در قالب دیالوگهای سطحی و لحن ممتد و سرسامآور بازیگران ادامه مییابد تا آنکه فیلمساز سرانجام برنگ برندهاش را رو کرده و فیلم را درست در همانجایی که باید آغاز کند پایان میدهد. تمام موجودیت فیلمنامه به همین خودداری از ارائه اطلاعات وابسته است و اگر این شگرد خامدستانه را از ساختارش حذف کنیم دیگر هیچ چیز از فیلم باقی نخواهد ماند. شاهکار فیلمنامه آن جاست که در ده دقیقه پایانی و با ورود نادر(شخصیت کلیدی فیلمساز برای افشای اطلاعات)، کاراکتر اصلی فیلم(سایه) به یک باره از مواضع سفت و سختش کوتاه آمده و همه چیز ختم به خیر میشود. حال میتوان از فیلمساز پرسید که آیا ممکن نبود نادر نیم ساعت زودتر به محل حادثه برسد، سایه را با استدلالهای سطحیاش قانع کرده و بدین وسیله فیلم سریعتر اتمام یابد؟ لابد جواب منفی است چراکه از اول قرار بوده «اِؤ» در جشنواره فجر به نمایش درآید و نه جشنواره فیلم کوتاه تهران! همه اینها به کنار، فیلم در کارگردانی نیز از نقصهای متعددی رنج میبرد. دوربینِ به اصطلاح سیّال و در واقع سرگردان فیلم که غالباً نماهای درشت بازیگران را قاب میگیرد، فرصت شناخت محیط را از بیننده سلب کرده و به جغرافیای فیلم آسیب میزند. وقتی نه در کارگردانی، نه در فیلمبرداری، نه در تدوین، نه در طراحی صحنه و... شاهد دستآورد قابل توجهی به لحاظ دراماتیک نیستیم و در عوض «دیالوگ» برجستهترین عنصر فیلم برای روایتگری است، اصلاً این سؤال مطرح میشود که چرا اصغر یوسفینژاد در تولید این اثر سراغ مدیوم سینما آمده و اینکه او در این مسیر تا چه میزان از امکانات بیانی سینما بهره گرفته است؟ اگر «اِؤ» به کلی در قالب یک نمایشنامه رادیویی خلق میشد، تا چه اندازه با خروجی فعلی توفیر داشت؟ سؤال پایانی اینکه چرا باید با بهرهگیری از ظرفیتهای بومی سینمای آذربایجان، فیلمی تولید کرد که دربردارنده تصویری مغشوش و عقبمانده از مردان و زنان آذری است آن هم در شرایطی که عدم رعایت «عدالت در بازنمایی»، یکی از معضلات همیشهگی بازنمایی قومیتها در رسانههای داخلی ایران است؟
مهدی شیخ عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در واکنش به درخواست ۲۰۰ تشکل سیاسی دانشجویی که خواستار اکران «عصبانی نیستم» شده بودند، میگوید که وزارت ارشاد باید در مورد جلوگیری اکران این فیلم که تمامی مراحل قانونی را طی کرده بود توضیح دهد.
۱۳۹۶/۱۱/۰۱
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس با تأکید بر اینکه مردم حق دارند بدانند علت اکران نشدن فیلم «عصبانی نیستم» چیست، گفت: نباید اجازه داد بدعتهای غیرقانونی در حوزه فرهنگ گذاشته شود. مهدی شیخ در گفتوگو با خانهملت در واکنش به درخواست ۲۰۰ دبیر کانون و تشکل سیاسی دانشجویی برای اکران عمومی...
۱۳۹۶/۱۱/۰۱
کمیسیون فرهنگی مجلس هیچ مصوبه و درخواستی به منظور اعمال نظر در اکران یا عدم اکران فیلمها نداشته است. به گزارش خانه ملت، مهدی شیخ (عضو کمیسیون فرهنگی مجلس) با رد برخی اظهارنظرها و خبرها از جلسه اخیر کمیسیون فرهنگی مجلس با رییس سازمان سینمایی مبنی بر ضرورت اکران اختصاصی...
۱۳۹۶/۰۶/۱۲
سینماپرس: ذکر دقیق تاریخ هر رویداد در گوشه پایین تصویر تنها یک نشانه نیست. یک ادعای بزرگ است برای وفاداری به واقعیت. از حضور شهید بهشتی تا انفجار حزب جمهوری و از مسعود کشمیری تا انفجار نخست وزیری تا فرار مسعود رجوی و ضربه ۱۹ بهمن همه در فیلم هست.
۱۳۹۵/۱۱/۱۶
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
فردا: اگر فکر می کنید می شود در قالب یک فیلم سه ایپزودی انواع و اقسام مسائل و آسیب های اجتماعی را مورد پرداخت قرار دهید و در یک فیلم بگنجانید با دیدن این فیلم فکر شما تایید خواهد شد! اما اگر فکر می کنید مخاطب با دیدن چنین فیلمی...
۱۳۹۵/۱۱/۱۳
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
فردا: با یک عملیات تخیلی در نقطه ای تخیلی مواجه هستیم. این تخیل در ترسیم کاراکتر اصلی فیلم هم ادامه می باید و وقتی به اوج می رسد که به ماجرای تفحص هم می رسیم. کار وقتی بدتر می شود که می فهمیم زن باردار رضا او که برایش جای...
۱۳۹۵/۱۱/۱۳
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
فردا: فاجعه به اسم فیلم هم امان نداده. چراغهای ناتمام؟ دوستان بهتر است برای متفاوت بودن راههای بهتری را انتخاب کنند. بهراستی اگر از علایق دینی و نامهای بزرگ و مقدس دزدی مشروعیت نکنید چه چیزی برای عرضه دارید؟
۱۳۹۵/۱۱/۱۲
سینماپرس: علی جنتی از همان قسم مدیرانی بود که همیشه بیخ ریش جمهوری اسلامی هستند و هرگاه پست کم می آید می فرستندشان بالای سر فرهنگ و هنر تا...!
۱۳۹۵/۰۷/۲۹
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماپرس: حجتالاسلام احمد مازنی هم با بیان اینکه این فیلم سینمای هند را ارتقاء داده است، گفت: معمولا در فیلمهای هندی کمتر مانند این فیلم درونش واقعگرایی دیده شده است و اگر روند این تولیدات مشترک ادامه پیدا کند، برای پیشرفت سینمای ایران بسیار موثر خواهد بود.
۱۳۹۵/۰۵/۰۴
سینماپرس: بالاخره و بعد ار حرف و حدیثهایی که بر سر عدم علاقه نمایندگان مجلس دهم به حضور در کمیسیون فرهنگی منتشر شده بود ۲۹ خرداد فهرست رسمی ۲۰ نماینده حاضر در کمیسیون فرهنگی اعلام شد.
۱۳۹۵/۰۳/۲۹
سینماپرس: عضو هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی اسامی اعضای کمیسیون فرهنگی را اعلام کرد.
۱۳۹۵/۰۳/۲۶
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
سینماپرس: پدیده ۱۷۵ غواص تفحص شده و شهدای دسته بسته و زنده به گور شده ای که پس از سالها به ایران بازگشتند سال ۹۴ را به شکل ویژه ای متفاوت کرد. ماجرای تشییع باشکوه این شهدا در تهران و شهرها مختلف در میان استقبال وصف ناشدنی مردم و تدفین...
۱۳۹۵/۰۱/۰۴
سینماپرس: اسامی آثار راه یافته به بخش رقابتی جایزه مجمع نویسندگان و منتقدین سینمای انقلاب «تندیس آینه» در حالی اعلام شد که مطالب سینماپرس در چند رشته نامزد دریافت جایزه شده است ۸
۱۳۹۴/۱۱/۲۸
سینماپرس: مجمع نویسندگان و منتقدین سینمای انقلاب بخش نقد، معرفی فیلم، یادداشت و گزارش «تندیس آینه» را معرفی کرد.
۱۳۹۴/۱۱/۳۰