«بیداد» پیش از آنکه برای مخاطب ایرانی به عنوان یک فیلم شناخته شود، به عنوان یک اتفاق شناخته شد؛ اثری که از نظر فیلمنامه، شخصیتپردازی و انسجام روایی آنقدرها که باید از پس موضوعش برنمیآید.
مشکل «بیداد» این نیست که حرف سیاسی و اجتماعی دارد. مشکل این است که گاهی حرفش را جای سینما مینشاند.
فیلم میخواهد درباره زن، نسل جوان، محدودیت، اعتراض، موسیقی و سرکوب حرف بزند؛ اما در بخشهایی آنقدر درگیر رساندن این پیامهاست که فراموش میکند شخصیت بسازد، موقعیت را پرورش دهد و اجازه دهد مخاطب خودش به نتیجه برسد.
برای اینکه بفهمیم این مشکل از کجا میآید، باید به کارنامه سهیل بیرقی">سهیل بیرقی برگشت. از «من» تا «عرق سرد» و «عامهپسند»، تقریباً همیشه با زنی روبهرو هستیم که در برابر نظمی ایستاده که برایش تصمیم گرفته است. در «من»، آذر زنی است که نمیخواهد قواعد معمول زندگی را بپذیرد. در «عرق سرد»، افروز برای حق سفر و انتخاب خودش میجنگد. در «عامهپسند»، فهیمه بعد از فروپاشی زندگی مشترک میخواهد هویت مستقلی برای خود بسازد و در «بیداد»، ستی میخواهد بخواند.
این خط موضوعی در سینمای بیرقی آنقدر تکرار شده که دیگر نمیتوان آن را صرفاً دغدغه مشترک چند فیلم دانست؛ تبدیل به الگوی اصلی فیلمسازی او شده است. اما مسئله اینجاست که هر بار قرار نیست تکرار یک دغدغه به معنای عمیقتر شدن آن باشد.
«عرق سرد» مسئله زن را در قالب یک درام مشخص تعریف میکرد. تماشاگر درگیر یک موقعیت میشد و بعد به مسئله اجتماعی میرسید. «بیداد» اما گاهی از همان ابتدا به مخاطب میگوید قرار است چه چیزی را ببیند و چه چیزی را محکوم کند.
یکی از مهمترین مشکلات فیلم، شخصیت اصلی آن است. ستی قرار است نماینده نسلی باشد که دیگر نمیخواهد سکوت کند. دختری جوان که آواز خواندن برایش فقط یک علاقه نیست؛ شکل اعتراض اوست. مشکل اینجاست که ستی به اندازهای که باید، شخصیت پیچیدهای نیست. ما درباره موضع او زیاد میدانیم، اما درباره خود او نه به همان اندازه. میدانیم چه میخواهد. میدانیم از چه چیزی عصبانی است. میدانیم در برابر چه چیزی ایستاده. اما کمتر میفهمیم چه چیزی درون او میگذرد.
ترسهایش کجاست؟ ضعفش چیست؟ چه چیزی ممکن است او را به عقب برگرداند؟ کجا اشتباه میکند؟ آیا اصلاً خودش هم در جایی از مسیر دچار تردید میشود؟ فیلم در پاسخ دادن به این پرسشها چندان موفق نیست. به همین دلیل ستی گاهی بیشتر شبیه ابزار فیلمنامه برای رساندن پیام فیلمساز است تا یک شخصیت مستقل.
این مشکل وقتی جدیتر میشود که بدانیم فیلم درباره صدا است و قرار است صدای ستی را بشنویم؛ اما در بسیاری از لحظات، صدای بیرقی بلندتر از صدای اوست. فیلم به جای نشان دادن، توضیح میدهد این شاید جدیترین ایراد «بیداد» باشد.
در سینما، اگر شخصیت در خیابان آواز بخواند و بعد با واکنش روبهرو شود، خود موقعیت میتواند حرف بزند. لازم نیست شخصیت درباره معنای آزادی سخنرانی کند. لازم نیست فیلمساز مدام بر اهمیت انتخاب او تأکید کند. مخاطب باید بتواند خودش این معنا را کشف کند. اما «بیداد» به مخاطب فرصت کشف نمیدهد.
یکی از مهمترین ضعفهای روایی فیلم، سرعت تبدیل شدن ستی از یک خواننده خیابانی به چهرهای شناختهشده است.
او میخواند. فیلم اجراهایش منتشر میشود و تقریباً بلافاصله به یک پدیده تبدیل میشود. این جهش برای فیلمی که میخواهد درباره نسل جدید و فضای مجازی حرف بزند، بهخصوص نیازمند پرداخت دقیقتر است. چگونه این شهرت شکل گرفت؟ چه کسی او را پیدا کرد؟ چه چیزی باعث شد ویدئوهایش فراگیر شوند؟ مخاطبانش چه کسانی بودند؟ چرا این شهرت تا این اندازه گسترده شد؟ فیلم تقریباً هیچکدام از این مسیر را جدی نمیگیرد. در نتیجه، یک اتفاق مهم در زندگی شخصیت اصلی به جای اینکه تبدیل به یک فرایند دراماتیک شود، صرفاً تبدیل به یک میانبر فیلمنامهای میشود.
فیلم به این شهرت نیاز دارد، پس شخصیت مشهور میشود. این نوع پیشبرد داستان، یکی از نشانههای ضعف فیلمنامه است.
رابطه ستی و مادرش ظرفیت زیادی دارد. در واقع شاید یکی از جذابترین ایدههای فیلم همین تقابل دو نسل باشد. یک مادر که خودش محصول نسلی متفاوت است و حالا دخترش حاضر نیست همان مسیری را برود که او رفته است. اما فیلم این رابطه را بیش از آنکه بسازد، به آن اشاره میکند.
دعواها و تنشهای میان این دو خیلی زود شکل میگیرد و فیلم قبل از اینکه فرصت کند ریشههای رابطه آنها را برای ما روشن کند، به سمت انفجار میرود.
نکته دیگر این است که «بیداد» میخواهد درباره همه چیز حرف بزند. آواز زنان، نسل Z.، محدودیت اجتماعی، اعتراض، فضای زیرزمینی، مواد مخدر، خانواده، مادر و دختر، عشق، نسل دهه شصت، نسل دهه هشتاد، زندان، فضای مجازی، مهاجرت و… مشکل این نیست که این موضوعات بد هستند. مشکل این است که فیلم نمیتواند همه آنها را به یک اندازه پرورش دهد.
رابطه ستی و ببین احتمالاً یکی از معدود خطوطی است که میتوانست فیلم را از یک اثر کاملاً سیاسی و اجتماعی نجات دهد. اما این رابطه هم بیش از اندازه برای انتقال معنا استفاده میشود. ببین نماینده نسل دیگری است؛ مردی که از نسل قبل آمده، شکست خورده، به حاشیه رفته و حالا با یک دختر جوان مواجه میشود که برخلاف او هنوز انرژی جنگیدن دارد.
اما فیلم گاهی بیش از اندازه تلاش میکند این رابطه را «معنادار» کند. در نتیجه، به جای اینکه رابطه به شکل طبیعی شکل بگیرد، احساس میشود فیلمنامه از ابتدا میداند قرار است این دو چه معنایی برای یکدیگر داشته باشند. این یکی از همان جاهایی است که فیلم میتوانست کمتر حرف بزند و بیشتر اجازه دهد رابطه خودش را بسازد.
امیر جدیدی، مشکلی برای فیلم نیست؛ مشکل از جایی است که فیلم به او وابسته میشود. جالب است که در میان شخصیتها، «ببین» از ستی زندهتر به نظر میرسد. نه به این دلیل که شخصیت او الزاماً بهتر نوشته شده، بلکه چون تناقض بیشتری دارد. او همزمان خشن، آسیبدیده، شوخ، عاطفی و بیقید است. این تضادها باعث میشود شخصیتش قابل لمستر باشد. اما همین مسئله یک ایراد دیگر برای فیلم ایجاد میکند: ببین گاهی از قهرمان اصلی جذابتر میشود و وقتی شخصیت فرعی از شخصیت اصلی پیچیدهتر و غیرقابل پیشبینیتر باشد، مرکز ثقل فیلم جابهجا میشود. به جای اینکه ما بیشترین کنجکاوی را درباره ستی داشته باشیم، منتظریم ببین را دوباره ببینیم.
از نظر ساختار نیز، تدوین یکی از نقاط آسیبپذیر «بیداد» است. پرشهای روایی در فیلم زیاد هستند و بعضی اتفاقات بدون مقدمه کافی وارد داستان میشوند.
«بیداد» میخواهد فیلمی درباره شکستن قواعد باشد، اما در پایان به یکی از آشناترین قواعد سینمای سیاسی پناه میبرد: قهرمان رنج میکشد؛ مخاطب باید تحت تأثیر قرار بگیرد؛ پیام فیلم هم کامل میشود.
نکته جالب دیگر این که فیلم درباره خوانندهای است که نمیگذارند، بخواند. بازیگر نقش ستی خود خواننده است و بیرقی نمیگذارد صدای خودش باشد و صدای یک خواننده دیگر را روی آن میگذارد!
به هر ترتیب فیلم چهارم بیرقی آنقدر درگیر شعار و پیام دادن و سیاست شده که از یک اثر هنری فاصله معنادار گرفته است.
نوشته دادی که «بیداد» به باد داد/ شعار و دیگر هیچ! اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
سینماسینما، ابوالفضل نجیب سینمای زیرزمینی خواسته یا ناخواسته و معطوف به تنگ نظریها و استیلای سانسور و اعمال گردنههای متعدد بر تولید سینمای اجتماعی، به پدیده عادی تبدیل شده است. نکته قابل تامل در این مورد استقبال و موفقیتهای اینگونه سینمای نوظهور و به رسمیت شناختن آن در خارج از...
۱۴۰۵/۰۵/۳۰
سینماسینما، گلاره محمدی این روزها واژهها بیش از هر زمان دیگری از اعتبار و معنای واقعیشان تهی شدهاند. «جسورانه»، «ملتهب» و «واقعی» گاهی فقط برای گرفتن لایک و ویو به کار میروند و پس از مصرف، از درجه اعتبار ساقط میشوند. «بیداد» هم با همین واژهها معرفی میشود؛ فیلمی جسورانه،...
۱۴۰۵/۰۵/۲۶
سینماسینما، مینا اکبری بحثهای اخیر درباره فیلم «بیداد» ساخته سهیل بیرقی بار دیگر این پرسش را پیش کشیده که تجربه زیسته در نقد یک فیلم اجتماعی چه جایگاهی دارد؟ کسی که یک واقعیت را زیسته، حق دارد درباره تصویری که سینما از آن واقعیت ارائه میدهد حرف بزند؛ حتی اگر...
۱۴۰۵/۰۵/۲۳
جایزه ویژه هیئت داوران جشنواره کارلووی واری به فیلم «بیداد» ساخته سهیل بیرقی رسید. به گزارش سینماسینما، مراسم اختتامیه پنجاه و نهمین جشنواره کارلووی واری که یکی از معتبرترین و بزرگترین جشنوارههای فیلم است ساعتی قبل برگزار شد و فیلم سینمایی «بیداد» به کارگردانی سهیل بیرقی جایزه ویژه هیئت داوران...
۱۴۰۴/۰۴/۲۱
بانیفیلم: برخی از منابع خبری در فضای مجازی به نقل از صفحه اینستاگرام سهیل بیرقی از محکومیت این کارگردان و ...ادامه مطلب
۱۴۰۴/۰۴/۱۱
سینماسینما، پاریس مدیر جشنواره فیلم کارلووی واری پیش از این اعلام کرده بود که یک فیلم غافلگیرکننده ایرانی در مسابقه جشنواره حضور خواهد داشت. مدیر جشنواره اطلاع داد اسم این فیلم «بیداد» (یا بیداد) ساخته سهیل بیرقی است. این فیلم ماجرای دختر خوانندهای است که موسیقی دوست دارد و می...
۱۴۰۴/۰۴/۰۵
بانیفیلم: جشنواره کارلوویواری امسال یک فیلم از سینمای زیرزمینی ایران را در مسابقه قرار داد. پنجاه و نهمین جشنواره کارلوویواری ...ادامه مطلب
۱۴۰۴/۰۴/۰۵
فرزانه متین-فیلم عامه پسند این روزها با اکران آنلاین وارد شبکه نمایش خانگی شده است.عامه پسند سومین اثر سهیل بیرقی ،پس از فیلم من و عرق سرد است.بیرقی در طول کارنامه ی هنری اش نشان داده که مبارزه زنان برای به دست آوردن حقوق شان سوژه ی آثارش بوده و...
۱۴۰۳/۰۳/۱۹
سینماسینما، محدثه واعظیپور آنچه نام سهیل بیرقی را در یک دهه اخیر سر زبان انداخته، آثاری است که با نزدیک شدن به دوایر ملتهب و پرداختن به مسائل خاص اجتماعی، ساخته شدهاند. فیلمهای او، در سینمای اجتماعی اغلب بیرمقِ این سالها، تماشایی و با طراوتند. در «من»، جهانی که فیلمساز...
۱۴۰۳/۰۲/۳۰
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
بخش اکران آنلاین فیلمنت از ۲۵ اردیبهشت میزبان فیلم «عامه پسند» با بازی فاطمه معتمدآریا، هوتن شکیبا و باران کوثری خواهد بود. به گزارش سینماسینما، فیلم سینمایی «عامه پسند» اثری از سهیل بیرقی از ساعت ۸ شب سهشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ در فیلمنت اکران آنلاین میشود. این فیلم ۹۱ دقیقهای...
۱۴۰۳/۰۲/۱۸
سینماپرس: اکران فیلم «عامه پسند» به کارگردانی سهیل بیرقی در مشهد لغو شد.
۱۳۹۸/۱۱/۱۵
نخستین روز نمایش فیلمهای داستانی در سی و هشتمین جشنواره فیلم فجر در پردیس سینمایی ملت به فیلمهای، «سهکام حبس»به کارگردانی سامان سالور، « قصیده گاو سفید»به کارگردانی بهتاش صناعیها و «عامه پسند»به کارگردانی سهیل بیرقی اختصاص داشت. فیلمهایی که جذابیت چندانی برای اهالی رسانه نداشتند و تنها طعم تلخی...
۱۳۹۸/۱۱/۱۳
سینماپرس: پوستر فیلم سینمایی «عامهپسند» با طراحی محمدحسین هوشمندی رونمایی شد.
۱۳۹۸/۱۱/۰۲
سینماپرس: فیلمبرداری جدیدترین ساخته سهیل بیرقی که از اواسط مهر ماه با مدیریت حسین جعفریان در شهرضا شروع شده بود، در تهران به پایان رسید.
۱۳۹۸/۰۹/۲۹