وحید لشکری در سایت موسیقی ما: شاید الان که این مصاحبه را میخوانید، برایتان سوال شود دلیل صحبت با یک عضو خانواده پاشایی در این مقطع زمانی چیست. اتفاقاً تصمیم گرفتیم در روزهایی با «مصطفی پاشایی» گفتوگو کنیم که فضای احساسی سالگرد درگذشت «مرتضی پاشایی» وجود ندارد و میتوان نگاهی منطقیتر به حاشیههای دو سال و نیم اخیر داشت. حاشیههایی که از سوی افراد گوناگون ایجاد شد و ابهامات زیادی را هم به دنبال داشت. مصطفی پاشایی پس از حضور در دفتر سایت «موسیقی ما» و در جریان گپ مفصلی که با هم داشتیم، به برخی از این سوالات پاسخ داد و نظرات خودش را عنوان کرد. اما پازل زندهیاد مرتضی پاشایی طی این دو سال و نیم توسط افراد مختلف به گونهای چیده شد که شاید تا مدتها، حاشیه بخش جدانشدنی این خانواده باشد.
خانواده ما هیچگاه دنبال حاشیه نبود؛ اما وقتی هنرمندی با جایگاه و میزان محبوبیت مرتضی پرواز میکند، ناخواسته اتفاقاتی حول نام او و فعالیتهایش ایجاد میشود. همانطور که پدرم هم قبلاً در مصاحبههای خود اعلام کرده بودند، تمام تلاش ما این بود که حاشیهها را مدیریت کنیم. اما برخی اتفاقات بیرون از خانواده باعث شد تا پدر و عموی من هم مجبور به واکنش شوند. با تمام این اوصاف، هدف اصلی ما این بود که این مسائل به سرعت حل شوند.
مهدی کرد مدیر برنامه مرتضی بود و چند سال با هم فعالیتهای حرفهای را دنبال میکردند. او تهیهکننده آلبوم «یکی هست» و کنسرتهای پس از آن مجموعه بود. اما در بازار موسیقی روالی وجود دارد به این شکل که تهیهکنندهها مبلغی را به عنوان پیشپرداخت یا پیشقرارداد جهت عقد قرارداد موقت به خواننده پرداخت میکنند که درمورد مرتضی هم رخ داد. این موضوع مربوط به خرید آلبوم بعدی نمیشود و به منزله خرید امتیاز و واگذاری کل آن مجموعه نیست؛ چون آلبوم مرتضی هنوز به صورت کامل تولید نشده بود. اما ایشان بههرحال زحمات زیادی را در مسیر فعالیتشان متحمل شدند و از دوستان بنده هم هستند و خواهند بود.
پس از انتشار تکآهنگ «یکی هست» و هیت شدن این قطعه، تهیهکنندههای زیادی بابت تهیهکنندگی آلبوم اول مرتضی و برگزاری کنسرت، با او تماس گرفتند و در این میان، مرتضی قراردادی را با مهدی کرد منعقد کرده بود. به همین دلیل، به شرکتهای دیگر اعلام میکرد که فعلاً قرارداد دارد و قصد ندارد قرارداد جدیدی با شرکتها منعقد کند. در مورد مبلغی که گفتید، باید عرض کنم این مبلغ بابت آلبوم بعدی یا چیزی با این عنوان نبود؛ بلکه به عنوان پیشپرداخت قرارداد جدید و شروع همکاری مجدد بود. این روند در فعالیتهای بسیاری از تهیهکنندگانی که با خوانندگان مطرح و بزرگ کار میکنند، وجود دارد و چیز عجیبی نیست. بسیاری از تهیهکنندگان برای ترغیب خوانندگان جهت امضای قرارداد، به خواننده مبالغ بسیار بیشتری نیز پرداخت میکنند. بههرحال پس از اینکه مرتضی به بیماری مبتلا شد، میتوانست با صلاحدید خودش قرارداد آلبوم جدید را امضا کند که این اتفاق در زمان حیاتش رخ نداد. طبیعتاً پس از پرواز مرتضی هم اختیار تام کارهای مربوط به او از لحاظ شرع و عرف و قانون بر عهده خانوادهاش است. همانطور که در تمام دنیا به همین روال است.
باز هم تکرار میکنم که ما خودمان تمایل و قصدی برای ایجاد حاشیه و جنجال نداشتیم؛ ولی این موضوع اهمیت زیادی داشت و ناخواسته از سوی طرفین حرف و حدیثهایی شکل گرفت. میدانیم که خود مرتضی هم دوست نداشت پس از رفتنش حاشیه ایجاد شود؛ اما این صحبتها و مسائل هم بالاخره حل شد.
یکی از آرزوهای قلبی مرتضی، انتشار این آلبوم بود و حتی اگر به خاطر داشته باشید، در زمان حیاتش، نام «اسمش عشقه» را انتخاب کرد. به همین دلیل دوست داشتیم به آرزوی او عمل کنیم و کلاً آلبوم، جایگاه دیگری در کارنامه کاری یک هنرمند دارد.
این آلبوم در دو نسخه به دست مخاطبان رسید. یک نسخه که با همان ولت معمولی و قیمت ۴هزار تومان عرضه شد و یک نسخه هم با دفترچه یادگاری بود. طبیعتاً هیچ اجباری وجود نداشت که همه مخاطبان نسخه ۱۸هزار تومانی را تهیه کنند و هر کسی که تمایل داشت یادبودی از مرتضی و دستاندرکاران آلبومش داشته باشد، میتوانست این نسخه را بخرد. اما خانواده پاشایی هم در روز انتشار آلبوم «اسمش عشقه» متوجه شدند که یک نسخه ۱۸هزار تومانی هم تولید شده است.
نه و نمیدانستیم که قرار است نسخهای با این قیمت هم در بازار عرضه شود.
نسخه قاب شیشهای این کار تیراژ خیلی کمی داشت و فکر میکنم ۵ یا ۱۰ هزار نسخه بود و آنقدر زیاد نبود که خللی در توزیع نسخه ولتی ایجاد کند. هر کدام از هواداران هم که تمایل داشتند، میتوانستند این نسخه را تهیه کنند.
مرتضی عادت داشت که هنگام ساختن یک کار، یا آن را به شکل کامل در استودیو ضبط میکرد یا اینکه یک ماکت باکیفیت از آن تولید میکرد. در این آلبوم، ۸ قطعه با ضبط نهایی مرتضی بود و در مورد پایینبودن کیفیت آلبوم «اسمش عشقه»، به نظرم کمی اغراق شد. همچنین با حضور دوستانی نظیر «آرش پاکزاد» و «محمد فلاحی» تلاش کردیم تا صداها با کیفیت مناسبی در آلبوم قرار بگیرد.
اینطور که میگویید، نبود. مرتضی تا آخرین روزهای عمرش در مورد آلبوم و چیدمان قطعاتش صحبت میکرد. او یکسری شعر و ملودی آماده برای این مجموعه داشت و فقط باید ضبط و تنظیم و میکس و مستر میشدند. به همین دلیل تقریباً مشخص بود که چه کارهایی را قطعاً میخواهد در آلبومش قرار دهد. مرتضی علاوه بر من، با سایر دوستان و همکارانش هم درباره قطعات مد نظرش صحبتهایی کرده بود و بر همین اساس، ما با چیدمان حدودی کارها در آلبوم آشنا بودیم. ذکر این نکته را لازم میدانم که آهنگی که برای خواننده دیگری بوده را در آلبوم مرتضی قرار ندادیم و در آن مورد هم رضایتنامههای لازم گرفته شد و مشکلی وجود نداشت.
مرتضی دوست داشت در آلبوم دوم با هنرمندانی کار کند که قبلاً در همکاری با آنها نتیجه گرفته است. ما هم این موضوع را میدانستیم و بر همین اساس، با دوستان وارد مذاکره و همکاری شدیم. چهرههایی هم که انتخاب شدند و کار تنظیم و تکمیل قطعات را انجام دادند، همگی از بهترینهای ایران بودند.
بله.
شک نکنید حق و حقوق تمامی عوامل آلبوم «اسمش عشقه» به شکل کامل پرداخت شد. در برخی موارد هم به عوامل، بیشتر از حد معمول پرداخت شد.
راستش را بخواهید، من مجبور شدم در آلبوم «اسمش عشقه» بخوانم. چون ما فقط نصف وکال قطعه «حالا حالا» را تا ترجیعبند داشتیم و بند اول آن هم ناقص بود. تصمیم عوامل آلبوم بر این شد که صدایی شبیه به صدای مرتضی این بخشهای باقیمانده را بخواند. حتی یکی دو نفر هم انتخاب شدند ولی پس از بررسیهای لازم مشخص شد که مناسب نیستند. به این ترتیب من روی قطعه «حالا حالا» خواندم.
دوستان و همکاران مرتضی، دوستان خانواده پاشایی هم هستند و ما با هیچکدام از این عزیزان مشکلی نداریم. تمام تلاشمان هم این بوده که اگر سوءتفاهمی وجود دارد، برطرف شود و دوست نداریم دلخوری یا ناراحتیای در میان باشد. خود من بهشخصه با اغلب این دوستان در ارتباطم و حتی شاید همکاریهایی هم داشته باشیم.
پدر من قبلاً درباره ایشان توضیحاتی را عنوان کردهاند و من خیلی دوست ندارم که به این بحث ورود کنم. اما در این حد میتوانم بگویم که مرتضی تصمیم داشت تا سن ۴۰ سالگی به اهدافی که در موسیقی دارد برسد و سپس ازدواج کند و این موضوع را به خود من هم تأکید کرده بود. مرتضی در زمان حیاتش هیچ همسر رسمی نداشت.
همینطور است. مرتضی دوست نداشت این آلبوم به بازار عرضه شود. او سالها قبل در یک مؤسسه فرهنگی هنری، آهنگسازی میکرد. او در آن مؤسسه این آلبوم را ضبط کرد و اوایل دهه هشتاد مجوز انتشارش را هم گرفتند. آلبوم «گل بیتا» همان سالها پخش محدودی هم در بازار داشت ولی با بازخورد زیادی همراه نبود. در ادامه، دیگر خبری از این اثر نبود و مرتضی هم مسیر و کاراکتر هنریاش تغییر کرد. همه اعضای خانواده هم اصلاً فکر نمیکردند که امکان دارد این آلبوم به شکل گسترده منتشر شود؛ تا اینکه یک روز پوسترهای «بهزودی…» آن را در فروشگاهها دیدیم. بلافاصله تلاش کردیم تا با تهیهکننده آن آلبوم مذاکره کنیم اما موفق نشدیم.
زمانی که یک آلبوم در ارشاد به ثبت میرسد، تهیهکنندهاش میتواند هر چند مرتبهای که تمایل داشت، آن را بازنشر کند. به همین دلیل از لحاظ قانونی منعی برای آنها وجود نداشت. از لحاظ اخلاقی، پیگیریهای زیادی انجام دادیم و تلاش کردیم تا با آن مؤسسه جلسهای برگزار کنیم و مذاکراتی انجام دهیم. اما تهیهکننده «گل بیتا» حاضر به حضور در جلسه نشد و آن اثر را منتشر کرد. تمام تلاشهای ما بیفایده بود و آن مجموعه اصلاً مورد تأیید خانواده پاشایی نیست.
قطعاتی از مرتضی وجود دارد ولی با توجه به بررسیهایی که انجام دادیم، فعلاً قصد انتشار آلبوم جدیدی با صدای او نداریم و در صورت جمعبندی برای انتشار آثار جدید، پدرم تصمیم نهایی را میگیرند و جزئیات از طریق ایشان اعلام خواهد شد.
همانطور که گفتید، پدرم که مدیرعامل و رئیس هیأتمدیره مؤسسه فرهنگی-هنری مرتضی پاشایی است، قصد دارد با آغاز فعالیتهای این مؤسسه، زمینه جذب استعدادهای موسیقی در کشورمان را فراهم آورد. چرا که جذب استعدادها در همه زمینهها از اقدامات مفید و مؤثر در جهت روحیهبخشی به جوانان مستعد و هنرمند کشورمان است. البته این اقدام، نیاز به بستر مناسب و برنامهریزیهای دقیق دارد که با مدیریت پدرم در حال انجام است.
پدر و مادرمان هیچ مشکلی با فعالیت موسیقایی مرتضی نداشتند. پدرم صدای خوبی دارد و گاهی میخواند و اولین مشوق مرتضی در راه موسیقی بود. او اولین ساز را برای مرتضی خرید و با نوازندگی و آهنگسازی و خواندنش هرگز مشکل نداشت.
من از کسانی که حاشیههایی در این خصوص ساختند، سوال دارم. اینکه فیلم و عکسهای خانوادگی ما منتشر نمیشود، دلیل بر مشکلات مرتضی با خانوادهاش است؟ در زمان حیات برادرم، برخی از این فیلم و عکسها را خودش منتشر کرد و بعد از پروازش هم چندین مورد دیگر را در اینستاگرام منتشر کردیم. فیلمها و عکسهای دیگری هم هست که به زودی در صفحات اجتماعی خودمان قرار میدهیم. برایم جالب است که چرا برخی افراد از چنین مواردی حاشیه درست میکنند. تنها پاسخ من به افرادی که برایشان شائبه پیش آمده و به دنبال حاشیه هستند، فیلمها و عکسهای خانوادگی است که مرتضی در آنها در کنار خانواده به ساز زدن مشغول است. البته به لطف خدا اهداف افرادی که این شایعات را ایجاد کردند، برای همه روشن شده و مردم چهره واقعی این افراد را شناختهاند.
آن آقایی که به نام جامعهشناس در تلویزیون صحبت میکرد، به هیچ شناختی نسبت به جامعه ندارد. در روز تشییع مرتضی دیدیم که همه مردم از سنین و شغلهای مختلف، چگونه با عشق در مراسم حاضر شدند. وقتی مردان و زنان مسن و افرادی از طیفهای گوناگون جامعه به آن مراسم میآیند، نشان میدهد که مرتضی توانسته به رسالت هنری خود عمل و قلبها را تسخیر کند. پس چهطور آن آقای بهاصطلاح جامعهشناس همه ابعاد این اتفاق را نادیده میگیرد و آنطور با بیرحمی صحبت میکند؟
درباره آن منتقد سینما هم باید بگویم که همه میدانند ایشان چه شخصیت و رویهای دارد. صحبتهای مسعود فراستی درباره مرتضی فقط از روی حسادت بود؛ چون خودش در عرصه سینما به هیچجا نرسیده است. به همین دلیل، همیشه با چنین روندی در نقدهایش عقدهگشایی میکند. از ایشان میخواهم فقط در مورد حرفه خودش -که در آن هم البته توفیق چندانی نداشته- اظهار نظر کند و نه درباره موسیقی. ایشان هم احساس و علاقه مردم را درک نکردند. چنین نقدهایی -چه از سوی آن جامعهشناس یا این منتقد سینما- دور از واقعیت است. واقعیت این بود که هر کسی با یک مرتبه گوشکردن به صدای مرتضی، به او علاقهمند میشد و دیدید که در مراسم تشییع و مراسمهای یادبودش، مردم چگونه حضور پیدا کردند.
پدر و مادر من هم مثل هر شهروندی حق دارند که صفحه اجتماعی خودشان را داشته باشند. صفحه شخصی مرتضی به نوعی برای خودش و دوستدارانش بود و من تا چند وقت پیش که ادمین این صفحه بودم، تلاش کردم تا روند فعالیتش را حفظ کنم. در این صفحه، هر نکته مربوط به من و خانواده را نمیشد اطلاعرسانی کرد و به همین دلیل، پدر و مادرم مسائل مربوط را در صفحات خود مینوشتند. من هم از چند وقت پیش این صفحه را به پدرم واگذار کردم و ایشان اکنون پستها را به اشتراک میگذارند.
فعلاً مشغول تولید تکآهنگ هستم و کارهایی هم برای آلبوم خودم جمعآوری میکنم. هنوز زمان انتشار آلبوم مشخص نیست و برای آن هم عجلهای ندارم؛ چون این روزها تکآهنگها بازتاب بیشتری دارند. در حال تست کردن فضاهای مختلف هستم و به همین دلیل، در تکآهنگها با یک تیم ثابت همکاری ندارم.
پیشنهاداتی مطرح شده و مشغول بررسی آنها هستم؛ اما هنوز به جمعبندی نهایی نرسیدهام.
هدف اصلی من حضور روی صحنه است؛ اما زمان دقیقش را نمیدانم. ارکستر من تشکیل شده و معلوم نیست که چه زمانی کنسرت رسمی داشته باشیم.
شاید در کنسرتهای خودم چند قطعه از مرتضی را بخوانم؛ اما بیشتر برنامههایم به اجرای کارهای خودم اختصاص دارد.
تا چندین ماه پس از پرواز مرتضی، اصلاً حال روحی مساعدی نداشتم. همچنین دوست نداشتم آثارم را در زمانی منتشر کنم که برخی بگویند قصدم سوءاستفاده بوده است. بابت سکوتی که داشتم هم باید بگویم که اطلاعرسانیها از طریق عمو و پدرم انجام میشد و من به دلیل شرایط روحی آن زمانم نمیتوانستم صحبتی انجام دهم. فقط چندی پیش یکی دو مصاحبه مختصر داشتم و این اولینبار است که درباره جزئیات مختلف این سالها صحبت کردم.