
سینماسینما، زهرا مشتاق
«کلاغ» را محسن قصابیان خاص میکند. آنقدر که نمیشود چشم از او برداشت. میکشاندت تا عمق چشمهایی که با لنز، میان خاکستری و طوق پیرچشمی، براق نگاهت میکند و زهرهات را میترکاند؛ از قدرت جذبه و خیرگی، رب و ربوت را بیرون میکشد.
پالتوی بلند و پیپ داشتن که بهتنهایی بازیگر را بازیگر نمیکند. بازیگر است که به ابزارش جان میدهد، آنها را بخشی از خودش میکند، اصلاً آدم دیگری میشود. تیپ را مچاله میکند و میاندازد دور و در عوض شخصیت خلق میکند. رد پایش را نشانهگذاری میکند؛ آنقدر که میشود او را بو کشید و حسش کرد.
محسن قصابیان در «کلاغ» اینطور است. اصلاً محسنی وجود ندارد. یک کامران بهروزی است که نطق نمیتوانی پیشش بکشی. سیرابی شیردانت را میکشد بیرون و زندهزنده میخوردت. نه فکر کنی با داد و فریاد، با «بتمرگ» و گوش تا گوش بریدن. اتفاقاً همین است که متمایزش میکند. کمحرف است. خسیس است در صوتپراکنی. با نگاهش حرف میزند؛ با نگاهش درسته قورتت میدهد.
و خونسرد، تا دلت بخواهد خونسرد.
یک چیزی انداخته گوشه لپش و مک میزند. یک آبنبات تپل. ملچملوچ میکند، در دهانش بازیاش میدهد و همینطور راستراست دارد دخل پای یک زندانی سیاسی را از شدت شکنجه درمیآورد و ناخن میکشد، وسط کمیته مشترک ضد خرابکاری.
شاید مهمترین ویژگی بازی قصابیان، همین کنترل باشد؛ کنترل صدا، بدن، نگاه و حتی خشونت. بهروزی برای ترساندن ما تقلا نمیکند. انگار از پیش میداند که ترس، همانجاست؛ در فاصلهای که میان او و قربانی وجود دارد، در مکثهایش، در نگاه کردنش، در همان خونسردی کثیف و آزاردهندهای که اجازه نمیدهد خشونت به نمایش تبدیل شود. لازم نیست فریاد بزند یا تهدیدش کند، کافی است نگاه کند. انگار خشونت در او پیشاپیش اتفاق افتاده و حالا فقط دارد آن را اجرا میکند.
قصابیان بهروزی را با سکوت هم بازی میکند؛ سکوتی که خلأ نیست، فشار است. او بیشتر از آنکه خود حرف بزند، طرف مقابل را وادار به سخن گفتن میکند. اینجا سکوت، بخشی از مناسبات قدرت است. بهروزی عجلهای برای توضیح دادن، اثبات کردن یا حتی عصبانی شدن ندارد؛ چون کسی که قدرت را در دست دارد، ظاهراً نیازی به توضیح ندارد. قصابیان این قدرت را نه با حجم صدا، که با حذف صدا بازی میکند.
بهروزی پر از جزئیات است که اگرچه کارگردان و حتی نویسنده فیلمنامه میتوانند در خلق آن نقش داشته باشند، اما این توانایی محسن قصابیان است که شده خودِ خودِ بهروزی؛ و به کاراکتر، به اندازه یک ترم دانشگاهی، به اندازه هشت دفعه چاپ دوباره «روشهای بازیگری» استانیسلاوسکی، جزئیات خیرهکننده بخشیده.
یک پیرمرد موزون با اندام بهقاعده که فقط یک شکم افتاده نسبتاً چاق دارد و همین سنگینی، یک جورهایی باعث میشود پاهایش را موقع راه رفتن بیشتر باز کند. حتی از حدقه چشمهایش هم بازی گرفته؛ چشمهایی که در عین گشاد بودن، نافذند و راست و دروغت را میکشند بیرون. و پیپ لعنتیاش که نشسته بین همه این جزئیات و هی روشن و خاموش میشود و هی از خودش رد میاندازد، گوشه صحنه و قاب و پلانها.
قصابیان فقط چهره بهروزی را نساخته؛ بدنش را هم ساخته است. آن شکم افتاده، فاصله پاها هنگام راه رفتن، سنگینی حرکات و حتی نحوه نشستن و دست بردن به اشیای روی میز، همه بخشی از شخصیتاند. هیچکدام بهتنهایی قرار نیست چیزی را ثابت کنند، اما کنار هم بدن مردی را میسازند که سالهاست قدرت را تجربه کرده و از جایگاه خودش مطمئن است. بدن بهروزی پیش از آنکه حرف بزند، درباره او اطلاعات میدهد.
و اشیا هم در بازی قصابیان بیجان نمیمانند. پیپ، آبنبات، قاشق، بشقاب، صندلی و حتی ماشین، تبدیل به امتداد بدن و شخصیت بهروزی میشوند. او با اشیا همان نسبتی را برقرار میکند که با آدمها دارد: مالکانه، مسلط و بیعجله. برای همین است که وقتی در سالن غذاخوری با دو انگشتش بازی میکند، حتی از بشقاب و قاشق و پلو و خورشت قرمهسبزی هم بازی میگیرد. یعنی ابزار صحنه را هم در بازیاش سهیم میکند و اصلاً دیده نمیشود که بازی میکند.
چون اصلاً بازیگر دیده نمیشود.
نقش دیده نمیشود.
کامران بهروزی است و بس.
خدا را هم بنده نیست. یک شکارچی خاموش. دامادش به خواب هم نمیبیند وقتی داخل طبقه دوم خانه مادام دارد با سایه معاشقه میکند و پیش خودش فکر میکند خیلی زرنگ است که همه را جا گذاشته و احدی رازش را نمیداند، بهروزی همان پایین، درست جلوی در، ساعتهای طولانی، با صبری عجیب نشسته توی ماشینش و دارد به صدای نفسها و حرفهای سایه و داریوش گوش میدهد.
و فردایش و صد فردای دیگر، وقتی داریوش را میبیند، آنقدر عادی و ریلکس رفتار میکند که انگار نه انگار جیک و پوک و همهچیز داریوش را میداند.
فقط نگاهش میکند.
نگاههایی که رفتهرفته داریوش میفهمد چه خبر است و بهروزی همهچیز را میداند.
بهروزی که مثل آب خوردن و به حد مرگ خونسرد، میتواند شکنجه کند و جان آدمها را بگیرد. غیرمستقیم تهدید میکند. میگوید ناخن کشیدن که سهل است، سر میبرم. میگوید: «عشق پیری مثل تریاک است جلال؛ درد را آرام میکند، اما درمان نیست.»
اما عجیبترین بخش بازی قصابیان، شاید جایی باشد که این صخره سخت، به دخترش میرسد.
همین آدم، به شهناز که میرسد، آب میشود. ماهی میشود. غلت میزند جلوی پایش و زمین و زمان را برای خوشحالیاش یکی میکند. برایش «قد و بالای تو رعنا بنازم» میخواند و میرقصد.
بهروزیِ جلاد، پدر میشود.
اما اینجا با یک دوگانگی ساده روبهرو نیستیم که بگوییم او یکجا هیولاست و جای دیگر پدر مهربان. اتفاقاً قصابیان کاری میکند که هر دو از یک تن بیرون بیایند. همان مردی که میتواند ناخن بکشد و آدم بکشد، برای دخترش نرم میشود. برای او خانواده خط قرمز است و همین خط قرمز، به شکلی هولناک، مجوز عبور از تمام خط قرمزهای دیگر را صادر میکند.
قصابیان این تناقض را توضیح نمیدهد؛ آن را زندگی میکند.
بهروزی آدمها را له میکند برای حفظ مفهوم خانواده. از آدمها جنازه میسازد و نام آدمها را حتی بعد از مرگ لکهدار میکند و برایشان پرونده میسازد، تا در ذهن خودش، مدال افتخار مسئولترین پدر کماکان بر سینهاش نشسته باشد. و همینجا است که شخصیت از یک تیپ سیاسی ـ امنیتی فراتر میرود و تبدیل میشود به انسانی با منطق اخلاقی مخصوص خودش؛ منطقی هولناک، اما برای خودش کاملاً قابلدفاع.
این همه قدرت در جانبخشی به کامران بهروزی، ستایشانگیز است.
حیف است که محسن قصابیان زیادتر بازی نمیکند؛ حیفتر اینکه سینما گاهی از کنار چنین بازیگرانی ساده میگذرد و نقشهای مشابه را میان چهرههای تکراری با بازیهای تکراری تقسیم میکند.
قصابیان در «کلاغ» فقط یک مأمور امنیتی را بازی نکرده؛ انسانی را ساخته که در جهان خودش هم جلاد است، هم پدر، هم شکارچی و هم مردی که برای حفظ خانوادهاش میجنگد.
آنقدر دقیق که بعد از مدتی دیگر بازیگر را نمیبینی. پالتو را نمیبینی، پیپ را نمیبینی، حتی آن چشمهای خیره را هم نمیبینی.
فقط کامران بهروزی است که روبهرویت نشسته، آبنباتش را میمکد و نگاهت میکند.
و شاید موفقیت یک بازیگر همینجا اتفاق میافتد: جایی که خودش محو میشود و شخصیت، به جای او، زنده میماند.
اپیزود «در آسمان» از مجموعه «سرو، سپید، سرخ» به کارگردانی محسن بهاری داستان دلاوری پرسنل نیروی هوایی ارتش را روایت میکند. نوشته حماسه نیروی هوایی ارتش در «سرو، سپید، سرخ» اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۵/۰۶/۰۵
سینماسینما، الناز راسخ در میان بازیهای اغراق شدۀ بسیاری از بازیگران در سالهای اخیر که بیش از پیش به سوی نوعی بیانگری آشکار ضمن نمایش شدت احساسات، حجم دیالوگ و اغراق در واکنشهای عاطفی و بیرونی، بهعنوان معیار اصلی تأثیرگذاری بر مخاطب پیش رفتهاند؛ این روزها محسن قصابیان در سریال...
۱۴۰۵/۰۵/۰۹
فیلم سینمایی «پس از عاشقی» به کارگردانی محمدعلی صفورا از ۲۴ تیر در گروه سینمایی هنروتجربه اکران میشود. نوشته اکران «پس از عاشقی» از ۲۴ تیر در هنروتجربه اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۵/۰۴/۲۰
سریال اکشن-پلیسی «الگوریتم» به کارگردانی بیژن میرباقری از اواسط مهرماه روی آنتن شبکه سه سیما میرود. نوشته «الگوریتم» از اواسط مهرماه روی آنتن شبکه سه میرود اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۷/۱۳
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
عباس جمشیدیفر به جمع بازیگران سریال نمایش خانگی «کوری» ساخته سجاد پهلوانزاده پیوست. نوشته عباس جمشیدیفر به سریال «کوری» پیوست اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۶/۲۵
محسن قصابیان به جمع بازیگران سریال نمایش خانگی «کوری» به کارگردانی سجاد پهلونزاده پیوست. نوشته محسن قصابیان به سریال «کوری» پیوست اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۴/۰۵/۰۵
تصویری از گریم متفاوت محسن قصابیان در سریال «رویای نیمه شب» به کارگردانی حسن آخوندپور منتشر شد. نوشته گریم متفاوت محسن قصابیان در «رویای نیمه شب» اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۳/۰۵/۲۳
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
زمان پخش سریال «داریوش» ساخته هادی حجازیفر مشخص شد. به گزارش سینماسینما، «داریوش» ساخته هادی حجازیفر و تهیهکنندگی نوید محمودی سریال جدید و اختصاصی فیلمنت است که از چهارشنبه ۲۷ تیر ۱۴۰۳ ساعت ۸ صبح پخش میشود. این اولین کارگردانی سریال در شبکه نمایش خانگی توسط هادی حجازیفر است. هادی...
۱۴۰۳/۰۴/۱۶
گفتوگو با بازیگر نقش شهید ستاری در فیلم «منصور»: در سکانسهای منزل، فرمانده اصلی همسر ستاری است محسن قصابیان، بازیگر نقش شهید ستاری در فیلم «منصور»، گفت: در سکانسهای داخل ...ادامه مطلب
۱۴۰۰/۰۸/۳۰
سینماسینما، حسین سلطان محمدی بعضی آثار تصویری، یادآور خاطرات عجیبی هستند. دوران هشت سال دفاع مقدس، حکایت های تلخ و شیرین بسیاری داشت؛ که البته در سال های پس از آن، به همت بعضی سینماگران، نمونه های تلخ آن بازنمایی شد که بازتابهای خوبی در جامعه نگذاشت. آن دوران هشت...
۱۴۰۰/۰۸/۲۷
در آستانه اکران عمومی «منصور» به کارگردانی سیاوش سرمدی، از پوستر این فیلم سینمایی رونمایی شد. نوشته پوستر فیلم سینمایی «منصور» رونمایی شد اولین بار در سوره سینما پدیدار شد.
۱۴۰۰/۰۸/۱۵
فیلم سینمایی «منصور» به کارگردانی سیاوش سرمدی از چهارشنبه ۱۹ آبان روی پرده سینماها می رود. به گزارش سینماسینما، به نقل از روابط عمومی فیلم، فیلم سینمایی «منصور» به کارگردانی سیاوش سرمدی با محوریت مقطعی خاص از زندگی سردار شهید «منصور ستاری» از چهارشنبه ۱۹ آبان روانه پرده سینماهای سراسر...
۱۴۰۰/۰۸/۱۲
منتظر بمانید..
منتظر بمانید..
پوستر فیلم سینمایی منصور به کارگردانی سیاوش سرمدی و تهیه کنندگی جلیل شعبانی رونمایی و منتشر شد
۱۳۹۹/۱۱/۰۶
سینماپرس: پوستر فیلم سینمایی «نیوکاسل» به کارگردانی محسن قصابیان رونمایی شد.
۱۳۹۸/۰۴/۲۲
سینماسینما، زهرا مشتاق شاید اگر سایه، گرفتار عشق مامور ارشد نمیشد، کماکان یک هوادار ساده باقی میماند، یا شاید با یکی از هم سازمانیهایش ازدواج میکرد و میرفت پی زندگیاش. داریوش هم همین طور. میتوانست به جای انتقال به ساواک، در همان ارتش بماند و شوهر خوب و مطیعی برای...
۱۴۰۵/۰۶/۲۹
سینماسینما، زهرا مشتاق چندی پیش دو فیلم مستند به کارگردانی پژمان مظاهریپور، با نامهای، «دیو لافوآ» به مدت ۳۴ دقیقه و «گیرشمن» به مدت ۳۸ دقیقه در سینماتک موزه هنرهای معاصر تهران و در ساعت ۱۶ به نمایش درآمد. این فیلمها در حالی روی پرده رفتند که تمام سالن مملو...
۱۴۰۵/۰۶/۰۸
سینماسینما، در آستانه پخش فصل دوم سریال بامداد خمار از پلتفرم شیدا، زهرا مشتاق درباره این اثر نوشت:وقت خوبی تمام شد. درست در بحبوحه دوباره جنگ. زمانی که پرتکرارهای اینستاگرام، رحیم و محبوبه بود و همه جا پر شده بود از تکیه کلام: یعنی من اهم خانم؟ چه چیزی، یک...
۱۴۰۵/۰۴/۲۱
سینماسینما، زهرا مشتاق؛ اجرای نمایشی که یکی از ویژگی هایش، حافظه جمعی مخاطبان راجع به آن است، کار آسانی نیست. «رابین هود»، به خصوص برای بزرگسالانی که به تماشای نمایش می آیند، داستان تازه ای نیست. برای مثال، انیمیشن آن، بارها و بارها از تلویزیون ایران به روی آنتن رفته...
۱۴۰۴/۰۹/۰۶
سینماسینما، زهرا مشتاق سینما به ادبیات زیاد بدهکار است؛ سینمای ایران بیشتر. جهان ادبیات فارسی زبان، داستانهای تاثیرگذاری دارد، که بینهایت قابلیت تبدیل شدن دارند. رمانهایی که میتوانند به شکل فیلمنامه نوشته و سپس تبدیل به فیلم شوند. فیلمهایی که شاید به همان اندازه در دنیای کلمات، در دنیای تصویر...
۱۴۰۴/۰۸/۲۰
فیلم سینمایی «تابستانی که برف آمد» در فرهنگسرای اندیشه اکران و نقد بررسی می شود. به گزارش سینماسینما، فیلم «تابستانی که برف آمد»، اثری در ژانر ملودرام اجتماعی و بهکارگردانی نسیم فروغ، نویسندگی فاطیما اباحمزه و تهیهکنندگی مریم بحرالعلومی است که در سینماهای گروه «هنر و تجربه» در حال اکران...
۱۴۰۴/۰۷/۲۱
سینماسینما، زهرا مشتاق مخاطب تصمیم میگیرد که به دیدن چه چیزی در چه بستری برود. مثلا تماشای یک تئاتر دانشجویی، یک نمایش آماتور، سینمای کمدی، اجتماعی، خانوادگی یا هر گونه دیگر. «هنر و تجربه» نیز از جمله همین دست انتخاب ها است. عنوان آن، به درستی، نشان دهنده محتوایی است...
۱۴۰۴/۰۷/۲۰
سینماسینما، زهرا مشتاق؛ یک فضای انتزاعی تسری یافته، در نهایت یک رئال بیوقفه. باز تعریف یک داستان اجتماعی محض، به دگرگونهترین شکل ممکن. چگونه ممکن است یک روایت آشنا و بسیار تکرار شده، آشناییزدایی شود و با ساختار و چیدمانی متمایز از تمام نشانهها، از نو روایت شود! در «صبحانه...
۱۴۰۴/۰۷/۱۵
سینماسینما، زهرا مشتاق نمایش، میتواند صورتی از مطالبهگری اجتماعی را در مخاطب ایجاد و یا تقویت کند. نوشتن و یا انتخاب یک متن خاص برای اجرا، در هر دوره، میتواند همسو با بستر اجتماعی آن جامعه باشد. متنهای نمایشی، فارغ از زادگاه خود، به لحاظ محتوا، میتوانند کارکردی چند وجهی...
۱۴۰۴/۰۶/۲۴
سینماسینما، زهرا مشتاق «هم این، هم آن» در عنوان خود، پیشنهادی است برای پذیرش یکدیگر و یک همزیستی مسالمت آمیز. تصویری متفاوت از دو نسل. آیا این تصویر نشان دهنده رویارویی و تضاد است یا تنها یادآوری و یا ترسیم تمایزهای ساختاری میان نسلی است؟ حتی به نظر میرسد، «هم...
۱۴۰۴/۰۶/۲۱
سینماسینما، زهرا مشتاق باید در اعلام زمان فیلم اشتباهی رخ داده باشد. محال است سه ساعت و نیم تمام، بی وقفه به تصاویری چشم دوخت که ذره ذره تو را می بلعد، روحت را به بی رحمانه ترین شکل ممکن، از هم متلاشی می کند و تو باز عطش بیشتری...
۱۴۰۴/۰۵/۲۴
به گزارش سینماسینما، زهرا مشتاق در روزنامه شرق نوشت: این بامداد می تواند نزدیک به مرگ باشد. آسمانی که پر از لکه های کوچک نورانی است که با سرعتی عجیب ناپدید می شوند. صداها، همزمان با همین نقطه های روشن ظاهر می شوند و اندام آسمان را می درند. عجیب...
۱۴۰۴/۰۴/۰۶
سینماسینما، زهرا مشتاق «بی صدا حلزون»، مثل ده ها فیلمی که امکان اکران مناسب پیدا نمی کنند، در شرایطی به روی پرده رفت که چنانکه باید دیده نشد. فروشی حدودا ۷۰۰ میلیون تومانی داشت و شاید کمتر راجع به آن صحبت شد. اما، «بی صدا حلزون» فیلم قابل تاملی است....
۱۴۰۴/۰۱/۰۱
سینماسینما، زهرا مشتاق ساختن انیمیشن در ایران آسان نیست. در جایی که مخاطب می تواند ده ها عنوان انیمیشن درجه یک از کشورهای صاحب نام در صنعت کارتون سازی ببیند؛ ایجاد علاقه برای دیدن یک فیلم ایرانی کار آسانی نیست. «ژولیت و شاه» ساخته اشکان رهگذر داستانی دارد که از...
۱۴۰۳/۱۱/۲۱