در یک بندر دور از ایران، کارگر جوانی عاشق دختری است. دختر مورد توجه سرکارگر هم هست. وی برای دور کردن رقیب، کارگر را به سفر می فرستد و خود قصد فریب دختر را می کند اما جوانی ایرانی مانع سرکارگر می شود. در این حال دختر در برخورد با جوان ایرانی شیفته اش می شود و متدرجاً عشقی بینشان به وجود می آید. کارگر عاشق برمی گردد و پس از اطلاع از ماجرا با سرکارگر درگیر شده و طی نزاعی مجروح و بعد فلج می شود. کارگر سعی می کند عشق خود را فراموش کند، اما با کوشش جوان ایرانی کارگر سلامتی اش را بازیافته و با دختر مورد علاقه اش ازدواج می کند.
|
گرجی عبادیا | کارگردان |
|
گرجی عبادیا | نویسنده |
|
سیونا | بازیگر |
|
چنگیز جلیلوند | بازیگر |
|
باشی | بازیگر |
|
مندی دیویس | بازیگر |
|
اسماعیل کوشان | تهیه کننده |
|
منصور باقریان | تهیه کننده |