ساره و داوود که هر دو در کار تهیه فیلم مستند هستند یک شب در حین فیلمبرداری جسدی را در کوچه ی خود می بینند اما وقتی پلیس در محفل حاضر می شود جسدی را نمی بیند. ساره به جوادی همسایه ی طبقه ی بالای آپارتمان خودشان که به تازگی همسر باردارش را از دست داده شک می کند. روزی که ساره برای فیلمبرداری به محل فروش داروهای غیردولتی می رود جوادی همسایه ی خودشان را می بیند، به تعقیب او می پردازد و درمی یابد که او با قاچاقچیان داروهای تقلبی همکاری دارد. همدستان جوادی ساره را می بینند و جوادی را دستگیر می کنند. داوود از طریق یادداشتی که جوادی برای او گذاشته و محل زندانی شدن ساره را نوشته به محل مورد نظر می رود و همسرش را نجات می دهد. اما وقتی قاچاقچیان پیگیری ساره و داوود را می بینند به منزل آن ها رفته و تمامی فیلم هایشان را با خود می برند. وقتی جوادی یکی از اعضای باند را در خانه ی خود به قتل می رساند و فرار می کند جوادی به تلافی کشته شدن همسرش در اثر خوردن داروهای تقلبی همراه ساره و داوود به انبار داروها می رود تا آن جا را به آتش بکشد، پلیس هم مطلع شده و در محل حاضر می شود و تمامی قاچاقچیان را دستگیر می کند.
|
علی قوی تن | کارگردان |
|
یاسمن کفایتی | منشی صحنه |
|
علی قوی تن | نویسنده |
|
امین تارخ | بازیگر |
|
شهره لرستانی | بازیگر |
|
فرهاد جم | بازیگر |
|
پردیس محبتاش | بازیگر |
|
ناصر لقایی | بازیگر |
|
فرهاد خان محمدی | بازیگر |
|
ابراهیم آبادی | بازیگر |
|
ماندانا اصلانی | بازیگر |
|
معصومه آقاجانی | بازیگر |
|
آنابور کوفسکا | بازیگر |
|
مهدی جلیلوند | بازیگر |
|
ابوالفضل سهرابی | بازیگر |
|
علی کاوه | بازیگر |
|
فرهاد شریفیان | بازیگر |
|
حبیب الله صحرانورد | تهیه کننده |
|
علی قوی تن | تهیه کننده |
|
حبیب الله صحرانورد | سرمایه گذار |
|
حسین ملکی | فیلمبردار |
|
اسفندیار شهیدی | فیلمبردار |
|
محمد رحمانی | عکس |
|
ایرج گل افشان | تدوین |
|
محمد رحمانی | طراح صحنه |
|
محمد رحمانی | دکور |
|
بهرام سعیدی | آهنگساز |
|
علی اکبر بهادری | طراح چهره پردازی |
|
علی اکبر بهادری | چهره پرداز |